زندگی ام اتفاق مهمی در بیکران هستی نبوده و نداشته.تنها به شوق دانستن می زیم.
فرانتس بکن باوئر اسوره فوتبال آلمان که قصد داشت ديدار آلمان – کاستاريکا را در ورزشگاه جام جهاني مشهد از نزديک تماشا کند، با ممانعت مسئولان مربوطه، موفق به ورود به ورزشگاه نشد. گويا کارت او مهر سازمان تربيتبدني را نداشت. آتش گرفت شعله کشید از سراسرم با اولین نگاه تو ای عشق آخرم باران گرفت بر کلماتم فرو چکید در گیرودارابر و غزل روی دفترم با اين كه ارتش ايران به فرماندهي ژنرال «زرمهر» هپتالها را شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه شاه را بركنار و قباد پسر پيروز (شاه اسبق از دودمان ساساني) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم، بدون خونريزي عملي شد. استاد محمد علی اسلامی ندوشن ـ که عمرشان دراز باد ـ یکی از بیاد ماندنی ترین و ماندگار ترین چهره های حوزه ی فرهنگ و ادبیات و ایرانشناسی هستند که من نیز توفیق داشتم که درس ادبیات تطبیقی را با ایشان در دوره ی دکتری بگذرانم. برای اینکه یادی از آن پیر کرده باشم مطلبی را به قلم زیبای ایشان به دوستان دیده و نا دیده ام تقدیم کرده و پیشاپیش از دوست عزیزم که زحمت انتخاب و تلخیص این فقره را کشیده اند سپاسگزاری می کنم. با فرهنگ و بی فرهنگ دو با فرهنگ، یکی در چین و دیگری در تگزاس، زبان یکدیگر را بهتر می فهمند، تا دو برادر که از فرهنگ بی بهره اند . اگر اداره امور جهان به کسانی که دارای فرهنگ بودند، واگذار می شد بی شک دنیايی غیر از آنچه داریم، می داشتیم. ریشه بسیاری از سوء تفاهم ها، بسیاری از اختلافات ها، بی فرهنگی است، چون فرهنگ نباشد، غریزه ها و شهوت ها در رابطه بین بشر و بشر، حکمفرما میشوند، غریزه ها و شهوات همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی می کنند... تخصص در رشته ای از رشته های معارف بشری کافی نیست که کسی با فرهنگ شود، فرهنگ ثمره و نتیجه دانش است، نه خود آن: ممکن است در وجود کسی نابارور بماند.مانند (درخت نر). با دانشان بی فرهنگ در دنیا کم نبوده اند: و از آن جمله اند همه قاضیان بی اعتنا به حق، همه سیاستمداران بی اعتنا به انسانیت ؛ همه دانشوران دیو سیرت. در همین زندگی روزمره به کسانی بر میخوریم که طبیبی برجسته، ادیبی عالیقدر، یا مهندسی نام آوراند، اما در نگاه آنان برق آدمیت نیست، در خلق و شیوه زندگی و سلوک آنان نشانه ای از فرهنگ دیده نمی شود، اینان دانش را به کار می بندند، با همان روحیه که نعل بند از فن نعل بندي خود استفاده می کند. بر عکس، هستند کسانی که سواد خواندن و نوشتن ندارد، یا خیلی کم دارند ، روح آنان مایه ای از فرهنگ در خود نهفته یعنی به حد تشخیص نیک از بد، صواب از خطا رسیده . در وجود اینان، همان درس های زندگی با آموزش مکتبخانه، یا نصیحت پدر، تبدیل به فرهنگ شده است. ممکن است دانش بتواند- بی کمک فرهنگ- بشر را به پیشرفتهای شگفت مادی نایل کند، ممکن است یک دانشمند بی فرهنگ نیز از جهتی سودمند واقع شوند، ولی سرانجام چه؟ چنین دانشی برای جامعه پیشرفت می آورد اما حل مشکل نمی آورد . دانش ابرها هستند و فرهنگ باران، اگر ابر به بارش نیفتد، وجود ش ثمر بخش نخواهد شد. آیا جامعه با فرهنگ بدان معناست که همه افراد آن ازنعمت سواد برخوردار باشند؟ نه، سواد همانگونه که اشاره شد، مواد خام فرهنگ است، نه خود آن، ولو همه مردم یک کشور به سواد دست یابند، تا زمانی که راهی در وجود آنان بسوی فرهنگ گشوده نشده، تغییر حادث در وضع و روحیه آنان، جزیی و ظاهری خواهد بود، تأثیری در ماهیت زندگی آنان نخواهد داشت حتی گاهی ممکن است اثر سوء بنهد ... هرگونه سواد دوای درد نیست باید همواره از سواد ثمره و نتیجه ای انتظار داشت ... تجلی فرهنگ در وجود بان گونه است که بینش را وسیع تر می کند انسان را نسبت به انسانیت خود آگاه تر می سازد، بینش و لطافت طبع و تساهل را می پرو راند، مقامات او در برابر خود پرستی و تعصب و بد گویی می افزاید، خلاصه که شخص انسان تر میشود ... روح کاغذ پرستی و دیپلم طلبی بزرگترین ضربه را، در سراسر جهان به فرهنگ زده است . در عوض آنکه به شخصیت شخص توجه شود، به کاغذی توجه میشود که شخص در دست دارد . مثل آستین بهلول، این کاغذ است که بر صدر می نشیند حقوق میگرد، مرجعیت دارد، نه خود انسان. یکی دیگر از دشمنهاي بزرگ فرهنگ، «كوره سوادی»و «تحصیل ناقص » دوره عالی است. غالبا بی فرهنگان، در میان کسانی یافت میشوند که معلومات ناقص فرا گرفته اند: همه مطالعه آنان محدود به چند جزوه دانشکده بوده و توانسته اند ورقه ای برای خود دست و پا کنند. اینان چون خود را با سواد می پندارند، پرشده اند از ادعا و تظاهر و نام خویشتن را «روشنفکر» میگذارند. با سواد نشده اند، در حالی که صفا و سادگی بی سوادی را هم از دست داده اند، معجون ترشیده ای شده اند که نه سرکه, سرکه است نه شراب, شراب ... جامعه ای که ادعای گرایش به ترقی دارد، باید با دلسوزی و مراقبت تمام نگران وضع فرهنگی خود باشد. ترقی به معنای ساده آن، این است که تحول در جامعه ایجاد شود، این تحویل باید قبل از هر چیز، ناظر به روح و فکر جامعه باشد و گرنه، اگر کسی با همان روحیه که در گذشته دنبال قاطر می دوید، اکنون پشت «بنز» بنشیند، و با همان روحیه که پشت «بنز» می نشیند، فردا بخواهد هواپیمای «جت» براند، این در جا زدن است، نه تحول، حتی سیر قهقرائی است. مسئله فرهنگ هم فردی است، هم ملی هم جهانی . بعد از عقب ماندگی و فقر، بزرگترین مسئله دنیای امروز ،همین مسئله است.صلح و سعادت آینده جهان به همان اندازه که به اقتصاد وابسته است، به فرهنگ نیز متکی است. وقتی همه عوامل موجود، زور، تهدید، پول و سیاست، از حل مسائل جهان عاجز ماند، فرهنگ باید پای به میان نهد، اگر گره ها گشودني بود، سرانجام بدست آن گشوده خواهد شد، اگر گشود نی نبود، دلیل بر آن است که فرهنگ شکست خورده، رمق خود را از دست داده و دخالت مردان با فرهنگ در اداره امور جهان تا به حد هراس انگیزی کاهش یافته است . محمد علی اسلامی ندوشن (تلخیص از کتاب «به دنبال سایه هماي») رفتن/ دویدن/ پرواز وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند. دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر. وپرواز رایاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی. من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت. بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن را یادم ندادند؛ زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند. پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند. اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست. آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت. *** وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی ازخودت تا خدا پربزنی... . زبان فارسي به جمع ۱۰زبان مرسوم در وب لاگ ها پيوست زبان فارسي براي نخستين بار به جمع ۱۰زبان پركاربرد در ميان وب لاگ هاي اينترنت پيوسته است. تحقيقات جديد نشان ميدهد زبان فارسي براي نخستين بار به جمع ۱۰زبان پركاربرد در ميان وب لاگهاي اينترنت پيوسته است. آنسوي افق جايي كه در جواني درآن زندگي ميكرديم.در دنيايي پر صميميت و رفاقت و صلح در زماني كه افكار ما بي هيچ حد و مرزي به هر سمت ميرفت و در ذهن ما باقي ميماند.گاهي زنگ جدايي به صدا در ميآمد اما دلها پيش هم بود.جادهاي دراز و گذرگاهي سنگي.و ما در حسرت انيم كه اي كاش آنروزها تمام نميشد.آدمهاي ژندهپوش ما را دنبال ميكردند.و ما ميتاختيم تا رسيدن به روياهايمان و براي رسيدن به عشق خود از هرچيزي ميگذشتيم.و با تمام وجود به جلو حركت ميكرديم.هرچند كه خيلي چيزها بود كه مارا به زندگياي ميخكوب سازد كه فرسايشي كند آنرا تباه ميساخت.اما ما اميدوار به افق نگاه ميكرديم.به چمنهايي كه سبزتراز هميشه بودند ونوري كه رشنتراز هميشه اميد را در دل ما روشنتر ميكرد.شب نشيني هاي دوستانه و آن لحظات خنده و شگفتي آسا. هرگاه به عقب نگاه ميكرديم پلي را ميديديم كه مارا به اين سو كشانده بود. و هرگاه به جلو مينگريستيم همه جا سبز بود.ما به جلو مي رفتيم و و موجي دروني مارا به سوي خود ميكشيد. در مكاني بلند و در جايي كه پرچماه در احتزاز بودند.ما به ارتفاع گيج كننده دنياي روياهايمان ميرفتيم. به جايي كه براي هميشه بود و سرشار از شوق وآرزو بود.و ما هرگز عطشمان فرو نمينشست.چشمهاي ما همچنان افق را ميديد.اگرچه اين راه تكراري بود اما ما هرگز ازان سير نميشديم چون انجا چمن ها سبزتراز هر جايي بود.نورها روشنتر و طعمها شيرينتراز هميشه بودند.آن شبهاي دور هم نشيني با دوستان گردو غبار سحر و ما وقتي ميخوابيديم كه سپيده ميزد.در جايي كه براي هميشه سبز بود و ابها جاري تا ابد. نشسته بودی و مارا نگاه می کردی بدون آنکه بدانی گنـــاه می کــردی بدون آنکه بفهمی در آن حوالـی دور بساط مرگ مرا روبــراه می کـردی قبول می کنم این را گناه از من بود قبول کن که تو هم اشتباه می کردی چه می شد ای شراره نور ای تمامی من دوباره مثل گذشته نگاه می کـــردی معروفترین ضرب المثل های جهان انسان صد سال هم زنگی نمی کند ولی غصه هزار سال را می خورد. ((چینی)) آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار ((چینی)) (( ارمنی)) اگر نمی توانی پولدار شوی ، همسایه مرد پولدار شو. (( ارمنی)) اگر می خواهی بدانی شیر چه قیافه ای دارد به گربه نگاه کن. ((هندی)) امروز همان فردایی است که دیروز اینقدر منتظرش بودی.((فارسی)) امید نصف خوشبختی است. ((ترکی)) ارباب خانه مهمان نوکر است . ((ترکی)) از زنان زیبا همچنان بپرهیزید که از فلفل سرخ هندی. (( ژاپنی)) اگر دشمنت زیر پایت افتاده او را له کن. (( کردی)) زن نداری، غم نداری. (( عربی)) زن شکل فرشته و دل مار و عقل الاق را دارد. (( آلمانی)) ((مالایا)) از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن. ((اسپانیولی)) اگر می خواهی شناخته شوی ، حرف بزن. ((اسپانیولی)) ((سوئدي)) اگر تله دنبال موش برود زن نجیب هم دنبال مرد می رود.((سوئدي)) اگر ابر نبود قدر آفتاب معلوم نبود. ((انگلیسی)) ((انگلیسی)) ازدواج غذایی است که ته دم مرگ باید جویده شود ((آلمانی)) احمق بودن به هنگام خود نیز هنر است .((سوئيسي)) از همه حسودتر چشم است. ((ایتالیایی)) آخرین چیزی که از دست می رود، امید است . ((ایتالیایی)) ((ایتالیایی)) آیا از همسایه ات بیزار هستی ؟ پول قرضش بده! ((ایتالیایی)) از چشم زن دو نوع اشک سرازیر می شود : یکی برای ابراز غم و اندوه و دیگری بخاطر فریب دادن! ((ایتالیایی)) اگر الاغ لگدت بزند ، تولگدش مزن. ((ایتالیایی)) افعی اژدها نمی شود مگر اینکه افعی های دیگر را ببلعد. ((لاتینی)) اشتباهات پزشک را خاک می پوشاند. ((لهستانی)) ((لهستانی)) اسبهای ((امید)) با یورتمه می دوند ولی اسبهای تجربه آهسته گام بر می دارند. ((روسی)) اگر تند راه می روی بد بختی را خواهی گرفت ؛ و اگر آهسته راه بروی بد بختی تو را خواهد گرفت. ((روسی)) اگر مدت یک سال با آدم لنگ معاشرت کنی در پایان سال با او خواهی لنگید . ((اسکاتلندی)) اگر می خواهی جسمت سالم باشد زبانت را زندانی کن. ((اسکاتلندی)) آسانترین کارها شکست خوردن است. ((ولز)) آب ممکن است به خواب رود ولی دشمن بخواب نمی رود. ((بلغارستانی)) اخبار بد زود منتشر می شود. .((جزایر انگلیس)) ادب حتی گربه را خشنود می کند. ((چکواسلوکی)) آنچه مردان را طاس می کند گذر زمان است نه شانه. ((چکواسلوکی)) ما انقدر پولدار نيستيم كه كالاي ارزان بخريم.((ايرلند آب به طرف ساحل می رود و پول به طرف مرد ثروتمند. ((دانمارکی)) انسان فرزند مرگ است. ((هلندی)) آنچه خم نمی شود می شکند.((استونی)) آنکه رنج می برد زیاد عمر می کند. ((استونی)) انسان هرگز نمی افتد مگر به طرفی که به سویش تکیه می کند.((فرانسوی)) اشک ، زبان خاموش اندوه است. ((فرانسوی)) گز فرسوده نخواهد شد. ((فرانسوی)) انتخاب یک زن و یک هندوانه دشوار است. ((فرانسوی)) اگر توانستی جلوی زبانت را بگیری توانایی زندگانی با زن را خواهی داشت. ((فرانسوی)) افتادن درگل و لای ننگ نیست؛ننگ در این است که در همانجا بمانی. ((آلمانی)) اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان. ((آلمانی)) آتش را نمی توان با آتش خا موش کرد.((یونانی)) اگر پوست شیر در دسترست نیست پوست روباه را بر تن کن. ((یونانی)) هرگز نگذار که دشمن بفهمد که پاهایت می لرزد (اسکاتلندی) و طلا را با آتش ( چینی) انسان نه نا گهان ثروتمند می شوند و نه ناگهان خوب. ((یونانی)) اگر باد نمی بود عنکبوتان آسمان را به تار خود مستور می کردند. ((طبرستانی)) آنچه که تعمیر نا پذیر است ، از یاد ببر و کمتر نا راحت شو. ((اسلواکی)) اشتباه می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ، ولی ((حقیقت)) در یک دروازه گیر می کند. ((اتازونی )) امروز برادر بزرگ فرداست. ((نگرویی)) انگليسي: چشم بیش از گوش اعتماد کن. ((چینی)) بزرگی به علم است نه حسب و نسب. ((عربی)) بهشت زیرپای مادران است. ((عربی)) با اینکه خیلی زیاد می دانی با کلاهت مشورت کن. ((ارمنی)) بهتر است زن کور باشد تا خیلی زیبا. ((برمائی)) بدون زن ، خانه اقامتگاه شیطان بیش نیست. ((عبری)) باد آورده را باد همی برد ((فارسی)) به کارهای زشت عادت مکن زیرا ترک آن دشوار است. ((فارسی)) بازار نه پدر را می شناسد نه مادر را.((ترکی)) برای آدم خواب آلود ، بالش لازم نیست. (( افغانی (پشتو) )) بگذار اول کسانی بروند که راه را بلدند. ((آلبانی)) به خاطر سایه الاغ که دعوا نمی کنند.(( انگلیسی)) یکبار بازی کردن بهتر از هیچ کار نکردن است. ((سوئیسی)) برای بهانه گیر بهانه همیشه موجود است. ((ایتا لیایی)) بزرگترین محبت ها ، مهر مادر است ؛ بعد از آن مهر سگ است و بعد از آن مهر معشوقه. ((لهستانی)) (( لهستانی)) به آب در صحرا و همچین به زن در خانه نبایستی اطمینان داشت.(( روسی )) بینی سگ همیشه سرد است. ((لیبو)) شاگرد به استادش می گوید :به همین ترتیب ، آرزوها وخواسته های منفی قادرنخواهند بود تا به شما هیچ صد مه ای برسانند، اگرشما تسلیم وسوسه های ایشان نشوید . من اکثر اوقاتم را به چیزهایی فکر می کنم که نباید بکنم ، چیزهایی را آرزو می کنم که نباید بکنم ، تدابیرواندیشه هایی را طرح ریزی می کنم که نباید بکنم . استاد نیز شاگرد را به یک قدم زدن کوتاه درمیان جنگلی درنزدیکی خانه اش دعوت می کند . درراه، به گیاهی اشاره کرده واز شاگردش نام آن را سوال می کند . شاگرد گفت : بلا دونا . می تواند کسی که از برگهایش می خورد را بکشد. واستاد گفت : اما نمی تواند کسی که فقط آن را مشاهده می کند را ازبین ببرد . از نوشته های « پائولو کوئلیو » ************************************** قصابی گوسپندی مرده را نذر خانقاه کرده بود، درویشان چند روز بود چیزی نخورده بودند، گرسنگی غالب بود. چون بر سر سفره نشستند، ابوسعید گفت: دست از این طعام بدارید، که مردار است!... قصاب به پای شیخ افتاد و پوزش ها خواست مریدان شیخ را گفتند: از کجا دانستی که مردار است؟ ابوسعید گفت: از آنجا که سگ نفس عظیم رغبت می کرد... ************************************** … حرف هایی هست برای « گفتن» ، که اگرگوشی نبود ، نمی گوییم . وحرف هایی هست برای « نگفتن» . حرف هایی که هرگزسربه «ابتذال گفتن» فرود نمی آرند. حرف هایی شگفت ، زیبا واهورایی همین هایند . وسرمایه ی ماورایی هرکسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد . حرف های بی تاب وطاقت فرسا، که همچون زبانه های بی قرار آتشند . وکلماتش هریک انفجاری را به بند کشیده اند . کلماتی که پاره های « بودن» آدمی اند... « دکترعلی شریعتی » پس از چند روز غیبت به علت مسافرت این دو بیتی ها را تقدیم کرده و انشاالله تا چند روز دیگر سفرنامه ام را هم ارایه خواهم کرد: دوباره من غرورم را شکستم نخوردم چیزی اما مست مستم خداوندا دعا کن نه بگویـــــــد به قرآن می روم بت می پرستم ******************* دیدی غزلی سرود عاشق شده بود انگار خودش نبود عاشق شده بـود در شهر نگار پای دارش بـــــــــــردی آدم که نکشته بود عاشق شده بود دلتنگم از نبودن چشمت نگاه کن عاصی شدم بیا و مرا سر بــــراه کن بخت سپید دلخوشی کودکانه ایست بخت مرا به جادوی چشمت سیاه کن بی اشتباه راه به سویی نمی بریم یکبـار هم بخــــاطر من اشتبــــاه کن بگذار صادقانه بگویم عزیز مـــــــن من طاقت بهشت ندارم گنـــــــاه کن دلواپس جنون من و عقل خود مباش تا زنده ایم زندگی دلبــــــــــخواه کن
ديدار تيمهاي ساحل عاج و هلند که قرار بود در تبريز برگزار شود با مخالفت شوراي شهر و مسئولان ورزشگاه به استاديوم نقش جهان اصفهان منتقل شد، البته مسئولان اين ورزشگاه هم اعلام کردهاند چمن نقش جهان نياز به استراحت دارد.
كميته انضباطي مسابقات، تيم مکزيک را به دليل استفاده از بازيکن خارجي 500 ميليون تومان جريمه نقدي کرد و نتيجه بازي را 3-0 به سود ايران اعلام نمود.
مسئولان فوتبال ايران اعلام کردند: فينال جامجهاني به صورت رفت و برگشت انجام ميشود! ضمنا اعلام شد اين مسئله هيچ ربطي به فينال جام حذفي ندارد.
کلينزمن سرمربي آلمان گفت: اين چه جور برنامهريزي است که ما بايد براي بازي خودمان از اهواز تا شوشتر با اتوبوس برويم؟! اي کاش اين بازي در ورزشگاه انقلاب کرج برگزار ميشد.
اسکولاري مربي تيم پرتغال از مسئولان هيئت فوتبال فارس به علت در اختيار نگذاشتن زمين براي تمرين اين تيم به شدت انتقاد کرد.
مسئولان برگزاري بازيها اعلام کردند: آرايش موي بعضي از بازيکنان آفريقايي مناسب نيست.
بالاخره اين که هواداران تيم فوتبال توگو که از کنار گذاشته شدن سلطان اتوفيستر به شدت ناراحت بودند، با تجمع مقابل زمين تمرين اين تيم، تمرين اين تيم را تعطيل کردند.
بزرگان ايران يک شاه ساساني را برکنار کردند
قباد براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي به جنگ قوم نيمه زرد «خزر» رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه نيمي از خزرها آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند. با وجود اين كه ديگر اثري از خزرها در اطراف درياي مازندران نيست، معلوم نيست كه به چه علت ما هم اين درياچه را «خزر» مي خوانيم، حال آن كه جهانيان آن را درياي «كسپيان» مي گويند، همان نامي كه مورخان يونان باستان به دليل سكونت قوم ايراني كسپيان (گيلاني ـ قزويني) بر آن نهاده اند.
جديدترين آمار شركت تحقيقات آمار وب لاگهاي اينترنتي "تكنوراتي"( (Technoratiعلاوه بر مطلب فوق نشان ميدهد روند رو به رشد تعداد وب لاگهاي اينترنتي همچنان ادامه داشته و هماكنون روزانه حدود ۱۰۰هزار وب لاگ جديد در اينترنت ايجاد ميشود.
بر همين اساس كاربران وب لاگها در مجموع روزانه ۱/۳ميليون بهروزنگاري انجام داده و مطالب وب لاگهاي خود را تغيير ميدهند.
بررسيهاي انجام شده حاكي از آن است كه وقايع مهم در جهان تاثير زيادي بر ميزان بهروزنگارهاي وب لاگهاي اينترنت داشته و به طور مثال جنگ اسرائيل و لبنان در تابستان گذشته سبب رشد فزاينده بهروزنگاري وبلاگها توسط كاربران شده است.
به گفته "ديويد سيفري" موسس شركت "تكنوراتي"، آمارهاي جمعآوري شده نشان ميدهند در حال حاضر وب لاگها نقش مهمي در بحث پيرامون وقايع و مسايل مهم جهان بر عهده دارند.
اطلاعات جمعآوري شده توسط اين شركت نشان ميدهد هماكنون ۵۷ميليون وب لاگ در اينترنت وجود دارد كه ۵۵درصد از آنها دست كم يك بار در هر سه ماه توسط كاربران ايجادكننده آنها به روز ميشوند.
شركت "تكنوراتي" تمامي وب لاگهاي اينترنت را بر اين اساس كه چه تعداد لينك به سوي آنها در ساير وب سايتها و وب لاگها وجود دارد، رتبهبندي ميكند. هماكنون حدود ۴هزار وب لاگ در اينترنت وجود دارد كه بيش از ۵۰۰ لينك به سوي آنها نشانه رفتهاست.
برخي از اين وب لاگها داراي سابقه فعاليت چندين ساله بوده و مطالبشان دست كم دو بار در روز توسط نگارندگانشان به روزنگاري ميشود.
هماكنون زبان انگليسي بيشترين زبان مورد استفاده در وب لاگهاي اينترنت بوده و پس از آن زبان ژاپني در رتبه دوم قرار دارد. به رغم محدوديتهاي اعمال شده براي وب لاگ نويسي در كشور چين، زبان چيني اكنون سومين زبان پركاربر در ميان وب لاگهاي اينترنت است.

I go.




picturesque to the east. Notice that a small portion ofeling the trunk..


As the rain movd on and the rainbow dissipated the view was still picturesque to the east. Notice that a small portion ofeling the trunk..
horizon. horizon.

اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. ((چینی))
اشتباه یک لحظه، یک عمر اندوه به بار می آورد. ((چینی))
ارزش دختر یک دهم ارزش پسر است! ((چینی))
اگر نخ دراز باشد ، باد بادک خیلی دور پرواز می کند. ((چینی))
اگر پول داشته باشی اژدها هستی واگر پول نداشته باشی کرم. ((چینی))
اگر پیر هستید اندرز بدهید . اگر جوان هستید ، اندرز پذیر باشید ((چینی))
اگر فقیر با ثروتمند معاشرت کند ، دیگر شلوار نخواهد داشت که به پا کند. ((چینی))
اول لاغرها سرمای زمستان را حس مکنند ((چینی))
اگر دوستت عسل است او را نخور. (( عربی))
آنکه اسیر عادت هست لایق زنگی نیست (( عربی))
اگر پدر پیاز باشد و مادر سیر ،چگونه می توان انتظار بوی خوش را داشت (( عربی))
اگر گریه نبود سرزمین وداع آتش می گرفت. (( عربی))
الاغ هفت طریقه شنا بلد ست ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد.
آبی که پر سر و صداست، ماهی ندارد ((چاوتنک))
اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است ((عبری))
ارزش پدر پس از مرگش معلوم می شود و ارزش نمک پس از تمام شدن. ((عبری))
اگر در رود خانه به سر می بری باید با تمساح دوست شوی . ((عبری))
آیا بیماریهای شرین و دواهای خوشمزه وجود دارد؟؟ ((عبری))
از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش. ((هندی))
از قاطر پرسیدند پدرت کیست ؟ گفت : داییم اسب است. ((فارسی))
آدم پول را پیدا مکند نه پول آدم را. ((فارسی))
زنان شلاق شیطانند. ((افغانی<پشتو>))
زن مانند سایه است :اگر به دنبالش روی فرار می کند واگر از او
فرار کنی به دنبال می افتد ((اسپانیولی))
زمان سو هانی است که از آن صدایی بر نمی خیزد(( ایتالیایی ))
زمان ، درخت بلوط را به تا بوت تبدیل می کند. ((لتوانی))
اگر به فرمان زنت عمل می کنی نام مردی را از روی خود بردار. ((آذربایجانی))
اگر دروغگو نبود،راستگو شناخته نمی شد. ((آذربایجانی))
آقا میاره نوله، خانم می ریزد تو گاله. ((آذربایجانی))
آخر شوخی به دعوا می کشد. ((آذربایجانی))
اگر دیدی یارت یار نیست ترکش عار نیست. ((آذربایجانی))
اگر زن حسود است بدان که ترا دوست دارد. ((ترکی))
آتش هر جا که افتد خودش جا را باز می کند. ((ترکی))
از دشمن حذر کن ولو مورچه باشد. ((ترکی))
اگر کور، کور را هدایت کندهر دو در گودال می افتند. ((کتب مقدس))
اگر از کسی متنفری ، بگذار زنده بماند. (( ژاپنی))
انسان از پیروزی چیزی را یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها را فرا می گیرد. (( ژاپنی))
از آب آرام و بی حرکت بترسید که خیلی خطر ناکتر از آبی است که جریان دارد . (( کردی))
زن زشت آینه را دوست ندارد! ((چینی))
زن قبل از عروسی می گرید و مرد بعد از عروسی. (( لهستانی))
آنچه ترک برداشته است باید بشکند. ((مالایا))
اگر باید بمیری ،خیلی بهتر است تمساح ترا بخورد تا اینکه ماهیان کوچک قطعه قطعه ات کنند.
اگر باد نباشد درختان نمی لرزند. ((مالایا))
ابر سیاه فقط تهدید می کند. این ابر سفید است که باران می دهد ((شرقی(متفرقه)))
انسان باید به احمق و گاو نر راه بدهد. ((اسپانیولی))
اگر ابلهان به بازار نمی رفتند کالای بنجل به فروش نمی رفت . ((اسپانیولی))
اگر می خواهی زیاد عمر کنی ، در جوانی پیر بشو. ((اسپانیولی))
ایتالیا جای مناسبی است برای به دنیا آمدن، فرانسه برای زندگانی کردن و اسپانیا برای مردن.(اسپانیولی)
اگر به زنی بگویی زیباست دیوانه می شود. ((اسپانیولی))
از کسی که با چاقوی خود دست خود را می برد نترس. ((اسپانیولی))
اگر به نوکر غذای خوب بدهی گاوه شیر بیشتری خواهد داد و گربه کمتر خواهد آشامید.
انبارهای خالی احتیاج به سقف ندارند. ((انگلیسی))
اگر نمی توانی گاز بگیری دندانت را نشان مده. ((انگلیسی))
ابر پر سر وصدا بارش ندارد. ((انگلیسی))
اشک و عرق و خون هرگز بی نتیجه نمی ماند. ((انگلیسی))
اگر می خواهی آسایش داشته باشید، اول باید بدانی همسایه ات کیست و بعد خانه را بخری.
اسب پیر از شلاق نمی ترسد. .((سوئيسي))
ازدواج مانند نردبان است: هرچه بیشتر خمش کنید بهتر می توانید بالا بروید. ((اروپا))
اگر میخواهی ماهی فراوانی بگیری به دریا برو. ((ایتالیایی))
از دوستت به نیکی یاد کن ولی از دشمنت نه تعریف کن و نه بد گویی. ((ایتالیایی))
امید، نان بیچارگان است. ((ایتالیایی))
ایتالیایی ها قبل از عمل عاقل اند؛ آلمانها در حین انجام آن ، و فرانسویها پس از انجامش.
آدم شتابزده دشمن خود است. ((ایتالیایی))
اشتباه چشم را کیف پول می پر دازد. ((ایتالیایی))
او کلبه کوچکی دارد ولی مال خودش است. ((لتوانی))
اگر بدهکار مرده ، بدهی اش نمرده است. ((مونتونگرویی))
احمق همیشه سرگرم آغاز کردن یک کار است . ((مونتونگرویی))
آتش فقط از نزدیک می سوزاند ؛ یک زن زیبا ، هم از نزدیک و هم از دور می سوزاند.
آنچه انسان را گرم نگه می دارد ، نان است نه پتو. ((روسی))
اجل تقویم ندارد . ((روسی))
ازدواج مسابقه نیست. شما همیشه می توانید به موقع به آن برسید . ((روسی))
این سه چیز را نباید به دیگران قرض داد:زن،سگ،اسلحه. ((روسی))
اگر امید نبود دل می شکست! ((اسکاتلندی))
از کیف پولت بپرس چه باید بخری. ((اسکاتلندی))
اگر درخت پیر را جا به جا کنی خشک می شود. ((اسکاتلندی))
آدم تنبل عصای شیطان است. ((ولز))
آدم تمیز خیلی آسانتر کثیف می شود.((بلغارستانی))
اگر قلب حرف نزند ،دل حرف می زند. .((بلغارستانی))
اول کار کن وبعد استراحت.((جزایر انگلیس))
اگر دو خر گوش را تعقیب کنی ،هیچ یک را شکار نخواهی کرد. ((جزایر انگلیس))
اگر می خواهی گرم باشی باید دود را تحمل کنی.((چکواسلوکی))
امید رؤیای بیداران است.((دانمارکی))
انسان باید با دیگرن کم و با خودش زیاد حرف بزند. ((دانمارکی))
انسان پیرتر می شود و بیماری جوانتر. ((هلندی))
اول تخم را بگذار و بعد قدقد کن. ((استونی))
آدم عا قل فقط یکبار فریب می خورد.((فنلاندی))
امید است که آینده را می سازد. ((فرانسوی))
اگر می خواهی یک جفت کفش محکم وخوب بسازی برای پاشنه اش از زبان زن استفاده کن هر
اقبال و شیشه زود میشکنند. ((آلمانی))
استراحت دائم پا را خسته می کند. ((آلمانی))
آنچه که شیطان نمی تواند زن، می تواند. ((آلمانی))
اگر می خواهی مرد را بسنجی او را با زن آزمایش کن و اگر می خواهی زن را بسنجی او را با طلا
اگر از گرگ در زمستان نگاهداری کنی در تابستان می خوردت. ((یونانی))
اگر بینی بین دو چشم نبود ، چشمها همدیگر را می خوردند. ((گرجستانی))
اگر روزت کوتاه است ، سال کوتاه نیست. ((اسلواکی))
اسب تندرو زود خسته می شود. ((اسلواکی))
اگر از پشه فرار کنی ، نیشش تیز تر خواهد بود . ((اسلواکی))
آتش دیگ پر را نمی ترکاند. (( کیچی (سرخپوستان شمالی) ))
ابرو سلخورده تر از ریش است.((نگرویی
آب هرگز راهش را گم نمی کند. ((بانتو))
اگر عاشق می شوی عاشق ماه شو و اگر می خواهی دزدی کنی؛شتر بدزد.((مصری))
زن شري است مورد نياز.
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه ميدارد آنهم چيزي است که نميداند.
هلندي:
وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.
استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.
فرانسوي:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و هندوانه مشکل است.
بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.
آلماني:
کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام ميدهد.
وقتي زني ميميرد يک فتنه از دنيا کم ميشود.
کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.
يوناني:
شرهاي سهگانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.
براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.
گرجيها:
اسلحه زن اشک اوست.
ايتاليايي:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.
زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.
زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن
با زنت مشورت بکن ولی درست بر عکس آنچه می گوید عمل بکن. ((چینی))
با روباه ، روباه صفت باش. ((عربی
با یهودی شام بخور ولی در خانه نصرانی بخواب! ((عربی))
بی گناه را کتک بزن تا گناهکار اعتراف کند! ((عربی))
به فکر اینکه پاد زهر داری ، زهر مخور. ((عربی))
برد باری دوای دنیاست. ((عربی
بادوستت شام بخور ولی با او معامله مکن. ((ارمنی))
بدبختی و خوشبختی دو خواهرند. ((ارمنی))
ببر بچه های خود رانمی خورد. ((برنئو))
باران همسر زمین است . ((عبری))
بچه پزشک ، از دوا می میرد نه از بیماری.((عبری))
برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. ((هندی))
برادران جنگ کنند دشمنان باور کنند. ((فارسی))
بالای سیاهی رنگی نیست. ((فارسی))
برای عاشق بغداد دور نیست . ((آذربایجانی))
بر سوگند کسی که زیاد سوگند می خورد اعتماد مکن. ((آذربایجانی))
بخاطر یک گل سرخ ، باغبان نوکر هزار خار می شود.((ترکی))
برای مورچه چند قطره باران است . ((ژاپنی))
به زنی که ریش دارد از دور سلام کن.((اسپانیولی))
برای اینکه زندگی زنا شویی آرام باشد شوهر باید کر وزن باید کور باشد . ((اسپانیولی))
با سگان بخور و با گرگان زوزه بکش . ((آلبانی))
برای بازرگان یک چشم کافی است ولی برای مشتری حتی صد چشم کم است. ((باسک))
برای خودت دعا کن ؛من سالمم. ((آلمانی))
بوسه مرد بی سیبیل مثل نان بی پنیر است. ((آلمانی))
بهترین دوست انسان در آئینه است. ((اروپا))
برای دشمنی که در حال فرار است پلی از طلا بساز.((ایتالیایی))
به نسیه بخر وبه نقد بفروش. ((لاتینی))
بد بختی سوار بر اسب می آید و پیاده می رود.(( لهستانی))
بهار یک دوشیزه است ؛ تابستان یک مادر؛ خزان یک زن بیوه ، و زمستان یک پدر زن.
با گرگ دوستی کنید ولی همواره تبری در دست نگاهدارید. (( روسی))
برای تولد فقط یک طریق هست و برای مردن هزار طریق. ((طبرستانی))
به کرم ابریشم برگ نشان ندهید. ((کنگوی بلژیک))حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
I fell in love with you watching Back row of the drive-in show in the flickering light Popcorn and cokes beneath the stars Became champagne and caviar Making love on a long hot summer's night I thought you fell in love with me watching Holding hands 'neath the paddle fans In Rick's candle lit cafe Hiding in the shadows from the spies Moroccan moonlight in your eyes Making magic at the movies in my old Chevrolet Oh a kiss is still a kiss in But a kiss is not a kiss without your sigh Please come back to me in I love you more and more each day as time goes by I guess there're many broken hearts in You know I've never really been there so I don't know I guess our love story will never be seen On the big wide silver screen But it hurt just as bad when I had to watch you go
اگر جام جهاني در ايران بود
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت
10:29 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
10:42 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت
10:16 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت
11:6 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت
10:52 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت
10:46 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
15:45 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
15:18 توسط ع.برهان| |
بعد از شعری که چند روز پیش در وب گذاشتم دوستی این شعر را برام فرستاد.گفتم شاید شنیدنش خالی از لطف نباشه:
دریای چشم تو دیگر سراب شد
منظومه ی تنم میان دو دستت خراب شد
جادوی چشم تو عمریست با من است
دیرسیت چو چشم تو بختم سیاه شد
کردم غلط از آن نگاه نخستین ولی
بیرون نمیروی زدل چه کنم اشتباه شد
یکبار دیگرم از فر ط اشتیاق
دل را به دست تو دادم گناه شد
عقل من و جنون تو دیگر نیاز نیست
هر چند بعد چشم تو عقلم تباه شد
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
14:44 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
14:39 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت
13:59 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت
11:36 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت
8:24 توسط ع.برهان| |
سلام دوستان:
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت
8:23 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت
7:5 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
11:4 توسط ع.برهان| |
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت
10:47 توسط ع.برهان| |

















