تبليغاتX
> برهان
برهان

زندگی ام اتفاق مهمی در بیکران هستی نبوده و نداشته.تنها به شوق دانستن می زیم.

                                           آنچه دانشجوی ادبیات باید بخواند (2)

 

   در فهرست واحد های درسی رشته زبان و ادبیات فارسی شش تا هشت واحد تاریخ ادبیات در نظر گرفته شده است.رسم بر این است که تاریخ ادبیات ما را به دو دوره پیش از مشروطه(کهن) و پس از مشروطه(معاصر) تقسیم کنند.ادبیات پیش از مشروطه از رودکی و سرایندگان هم عصر او شروع می شود.

   نقصی که این تقسیم بندی دارد آن است که ادبیات و زبان فارسی پیش از رودکی مورد بررسی قرار نمی گیرد.این غیر قابل باور است که پیش از اسلام در ایران،شعر و ادیبات وجود نداشته و متونی از نظم و نثر موجود نبوده است.

   از ادبیات دوران باستان چیزی بر جای نیست اما از دوره ی میانه کم و بیش آثاری باقی مانده که البته در دوره های بعد به کتابت در آمده اند.

   برای آن که فهرستی از متون پیش از اسلام را ببینید و درباره آن ها توضیحاتی بخوانید بهتر است کتاب «تاریخ ادبیات پیش از اسلام» نوشته ی مرحوم دکتر تفضلی را ورق بزنید.این کتاب به همت خانم دکتر ژاله آموزگار توسط انتشارات سخن به چاپ رسیده است.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:21 توسط ع.برهان| |
                                        

                                                     

 

 ایام محرم است و عاشورا نزدیک.همیشه دوست داشتم در این صفحه مجازی چیزی بگویم که مداحان و واعظان در این روز ها کمتر بدان می پردازند و یا هیچ نمی پردازند.منظورم تاریخ قیام حضرت اباعبدالله الحسین است آن هم به گواهی اسناد و مدارک نه روایت ناآزمودگان و ناآگاهان.آن هم نه گزارش روز تاسوعا و عاشورا بلکه حکایت آغاز و انجام این فاجعه از روز بدر تا روز دهم محرم.اما همواره گمان کردم این صفحه گنجایی آن را ندارد.

   اکنون که دلها محزون است و چشمها گریان دوستان جوان جوانبختم را می خوانم که ضمن بهره بردن از فیوضات معنوی این ایام فرصتی بجویند و به تاریخ مراجعه کنند.آنچه در تاریخ بدون حشو و زواید آمده است کافی است تا یک عمر شما را بگریاند.عمق فاجعه فقط از این رهگذر قابل درک است.

   اگر وقت این کارها را هم نداشتید به این مساله فکر کنید که مهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) امر بمعروف و نهی از منکر بوده است و اصلاح دین از پیرایه هایی که بر آن بسته اند. از سوی دیگر نیز باید در نظر داشته باشیم که پرونده این قیام بسته نشده است و نخواهد شد کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.پیروان راستین سیدالشهدا همانها هستند که با بدعت در دین مبارزه می کنند هر جا و توسط هرکه باشدو در هر لباسی !

 ضمنا مطالعه کتاب هاب زیر را نیز توصیه می کنم:

حماسه حسینی            مرحوم مرتضی مطهری

حسین وارث آدم             زنده یاد علی شریعتی

پس از پنجاه سال...         مرحو م سید جعفر شهیدی

شهید جاوید                   مرحوم صالحی نجف آبادی

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 10:10 توسط ع.برهان| |
                                     ای جگر سوختگان موی ز سر بگشایید

 

                                                 

   انگار همین دیروز بود، دهسال نشده است. چهارشنبه ها ساعت هشت صبح از جنوبی ترین نقطه تهران با اتوبوس شرکت واحد خودم را با هزار زحمت به یکی از شمالی ترین نقاط می رساندم تا در کلاس درس پیرمرد بنشینم.عرق گرم،هوای سرد، نفس نفس زدن بخاطر پله های موسسه لغتنامه دهخدا و باز دیر رسیدن. نام استاد را از ایام کودکی شنیده بودم و کتاب پس از پنجاه سالش را هم خوانده و تاریخ تحلیلی اسلام او را خوانده و امتحان داده. او برایم بیش از آن که یک ادیب و استاد دانشگاه باشد تداعی گر استادان حوزه بود چراکه ترجمه نهج البلاغه اش حکایت از آن می کرد. حتی شرح مثنوی اش هم بوی اسلام و کلام و عرفان می داد تا ادبیات و بلاغت و دستور.گرچه دیوان حماسه ابوتمام و بحتری و یا متنبی با هم می خواندیم اما باز هم هرجا که می شد و نمی شد آگاهی عمیق و ژرف او از تاریخ و فرهنگ اسلامی بود که ما را شگفت زده می کرد.آخر او طلبه نجف دیده بود!آن وقت ها قریب هشتاد سال داشت اما سر زنده تر از همه ما بود و ما عشق به زندگی را که در چشمان او موج می زد بوضوح به نظاره می نشستیم.آی چهارشنبه ها که دو سالتان را با او بودم کجایید؟آی استاد کجایید که هنوز داغ قیصر تازه است و از زخم رفتنش هنوز خونابه می چکد. و ای خاک،ای خاک پذیرنده آن جگر گوشه ما نزد تو مهمان است حرمت دارش که عاشق حسین بود ودر ماه حسین ماه جدش  بسوی تو می آید.

                                              


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:2 توسط ع.برهان| |
                     برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 8:42 توسط ع.برهان| |

                                        آنچه دانشجوی ادبیات باید بخواند(1)

 

   یکی از دانش هایی که یک دانشجوی ادبیات حتما و ضرورتا به آموختن آن نیازمند است،دانش اسطوره شناسی است.

اسطوره ها از آنجا که باورهای گذشتگان هستند،در متون کهن جابجا نشسته اند و از این روی گاهی اوقات فهم

 بخش هایی از این متون نیاز به شناخت و آگاهی درستی از این اسطوره ها دارد.

برای نمونه به این بیت از حافظ توجه کنید:

                        آنکس که به دست جام دارد                                 سلطانی جم مدام دارد

   اگر کسی از جمشید(جم) که شخصیتی اساطیری است،بی اطلاع باشد مفهوم این بیت را در نمی باید.از این دست نمونه ها در

 متون کهن فارسی بسیار است.

   خوشبختانه چند کتاب خوب در این باره می شناسیم که دانشجویان علاقه مند را به خواندن آن ها دعوت می کنم:

1-      شناخت اساطیر ایران            ج. هینلز – ترجمه ژاله آموزگار

2-       تاریخ اساطیری ایران           ژاله آموزگار

3-     پژوهشی در اساطیر ایران        مهرداد بهار

نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 0:39 توسط ع.برهان| |

امروز سالگرد درگذشت نیماست.او که چشم ما را به دنیای مدرن شعر و ادب گشود و اکنون بر سر خوان او نشسته ایم.بهانه ای است تا یادی از او کرده و درودی دوباره به روح او بفرستیم.

 

16 دي 1338 - علي اسفندياري متخلص به نيما يوشيج ازشاعران نوپردازمعاصرو پدرشعرفارسي

 با زندگي وداع كرد. اودردهكده يوش مازندران بدنيا آمد. درتهران تحصيلاتش را ادامه داد و

زبانهاي فرانسه و عربي راآموخت. نيما به تشويق استادش نظام وفا سرودن شعرراآغازكرد و

سرانجام سبكي درشعرايران پديدآورد كه به شعرنو يا شعرنيمايي مشهوراست. مباني و اصول

 شعري نيما را ازنوشته‎هايش مي‎توان دريافت زيرا او دراغلب آثارمنثورش به شرح آراء خود

پرداخته است. ازويژگيهاي شعرنيما بيان عيني شعرو به كارگيري وزن و قافيه به تناسب است.

براي نيما وزن تابع زبان شعراست كه ازصورت طبيعي كلام و آهنگ گفتارسرچشمه مي‎گيرد و

 درخدمت بيان عيني شعردرآمد. اززيباترين آثارنيما يوشيج« قطعه شعرافسانه» را مي‎توان نام برد.

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 15:22 توسط ع.برهان| |

دیروز با هر جان کندنی بود مطلبی نوشتم با عنوان «چرا فکر نمی کنیم» و بعد یک مشکل نرم افزاری پیش آمد و همه اش پریداز آنجا که من کمی اشعری مزاج تشریف دارم!گفتم شاید مصلحت نبوده.شاید هم تنبلی  ام باعث اشعریتم شد چون حوصله ی تایپ دوباره اش را نداشتم.از اشعریت گفتم خوب است بدانید در آن مطلب نیز یکی ازعوامل جمود فکریمان را در هزار سال اخیر همین اشعری مزاج بودن معرفی کرده بودم.به هر حال امروز داشتم جبران خلیل جبران می خواندم نکته های جذابی درباره ی عشق داشت که همراه جمله ای از گاندی تقدیمتان می کنم تا بعد.  

 

تنها از طریق عشق است که می توانیم به حقیقت برسیم، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است، بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه خود دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی بگذریم.

ماهاتما گاندی

***

خطاست اگر بیندیشیم عشق حاصل مصاحبت دراز مدت و با هم بودنی مجدانه است.عشق ثمره خویشاوندی روحی است و اگر این خویشاوندی در لحظه ای تحقق نیابد در طول سالیان و حتی نسل ها نیز تحقق نخواهد یافت.

***

زندگی بدون عشق به درختی می ماند بدون شکوفه ومیوه.عشق بدون زیبایی به گل هایی می ماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند...زندگی و عشق و زیبایی یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا می شوند و نه تغییر می کنند.

جبران خلیل جبران


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:10 توسط ع.برهان| |
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
                  ستایش کردم ، گفتند خرافات است
                             عاشق شدم ، گفتند دروغ است
                                       گریستم ، گفتند بهانه است
                                                   خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
 
 
زنده یاد دکتر علی شریعتی
                       گریستم ، گفتند
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:43 توسط ع.برهان| |
                       

   فرخنده عید ولایت بر دوستداران عدالت و عاشقان مظهر فتوت مبارک باد

نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:49 توسط ع.برهان| |
                                                                       

         میلاد مسعود کلمه خدا پیامبر مهر و شفقت و مدارا بر همه موحدان عالم 

                                         بویژه هموطنان مسیحی مبارک باد!

نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 9:57 توسط ع.برهان| |

 تولد «حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي»

12 ذي الحجه 473 - «حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي » شاعر

پرآوازه ايراني در غزنين متولد شد. اين استاد مسلم شعر فارسي در

جواني به سرودن شعر پرداخت و ابتدا رجال و بزرگان را مدح مي گفت

 اما يكباره تحولي شگرف در او پديد آمد كه راه خانه كعبه را در پيش

 گرفت و به حجّ رفت. سنايي در مكه قصيده اي در اشتياق ديدار كعبه

و مكه معظمه سرود و پس از بازگشت از مكه مدتي در بلخ و شهر هاي ديگر

به سر برد. آنچه از سفرهاي سنايي باقيست اشعار و قصايدي است كه او

در خراسان و بلخ سروده؛ و به كارنامه بلخ مشهور است. سنايي بعد از

اسكان مجدد در غزنين به اتمام مثنوي مشهورش« حَديقَة الحَقيقة» پرداخت.

مجموعه« سِرُ العِباد اِلَي المَعاد» كه بيانگر مهارت وي در سبك خراساني

است، مثنوي طَريقُ التَحقيق كه بر وزن حديقه است و سنايي آن را در سال

528 هجري قمري به پايان رسانده؛ «عقل نامه؛ عشق نامه و تَجرِبَةُ العِلم»

 از ديگر آثار ارزشمند اين شاعر خوش قريحه ايراني است.

 

نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:36 توسط ع.برهان| |

حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش

 

فريدريش نيچه

نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:18 توسط ع.برهان| |