تمام پنجره ها بیتو مات مانده بیا بیا که با توشودکوچه ها تماشایی
به کوچه هاچه غریبانه چشم دوخته ام زپشت پنجره های غریب تنهایی
بگو که سمت نگاهت کدام آفاق است تویی که سمت نگاه تمام دلهایی
نیامدی وزهجران وفرقتت خون شد دل تمامی آلاله های صحرایی
کجاست کشتی چشمت که لنگر اندازد شبی به ساحل این چشمهای دریایی
به لحظه لحظه این روزهای یلدایی دلم گواهی آن می دهد که می آیی