مطالعات بین رشته ای از دانش های نوین و جذاب درحوزه معارف بشری است که هنوز در ایران مراحل آغازین خود را می گذراند و بحمدالله مدعی هم فراوان دارد! مطلب زیر که در اصل برای ایراد یک سخنرانی تنظیم شده بود، تاملی است کوتاه در ترابط بین تاریخ و اسطوره و طبعا از جنس و سنخ مطالعات بین رشته ای.
وقتی راه حل مسأله ای را در یک رشته
نمی یابیم،
معلوم میشود راه حلش را باید خارج از آن رشته
جست.
«ژاک لابیری»
شناخت بشر از جهان پیرامون خود، در
درازنای تاریخ فراز و فرودها و کامیابی و ناکامی های فراوانی از سر گذرانده است
اما بجرائت می توان گفت مجموعة این شکست ها و پیروزی ها درک و دریافت او را از
جهان هستی، ژرفا و گسترش بخشیده است؛ رمزهای فراوانی از رازهای عالم را گشوده و
پرده از روی بسیاری از حقایق برداشته است. این شناخت های مقطعی و معارفِ موردی از
اجزای عالم، رفته رفته متراکم شده، نخبگان دانش بشری را بر آن داشت که از دیدگاه های
مختلف به طبقه بندی آنها بپردازند. اینگونه بود که شاخه های گوناگون معرفت، شکل
گرفت که یکی از مشهورترین دسته بندی های این معارف، از آنِ ارسطوی بزرگ است.
با گسترش روزافزون و حیرتانگیز
مرزهای دانش و انباشته و انبوه شدن اطلاعات در حوزه های مختلف، آن دسته بندی اولیه
دیگر کارآمدی خود را از دست داد. ظهور پدیده ای به نام دانشگاه نیز مزید بر علت
شده، بتدریج باعث ایجاد طبقه ای از دانش شد که امروزه آن را «رشته» (Discipline ) مینامیم.