؟؟؟
آیا جهان به این عظمت و گستردگی را نهایتی هست؟ آیا کرانمندی هستی را می توان با پارادایم زمان و مکان تعریف و تحدید کرد؟ آیا موجود هوشمند دیگری جز انسان، در جهان وجود دارد؟ آیا می توان بین تبیین های علمی و آموزه های دینی، دربارۀ پیدایش عالَم، جمع کرد؟ آیا روایت ارباب ادیان از پدیده های طبیعی، قابل اتکاست؟ آیا در ابلاغ پیام های انبیا در طول تاریخ تحریف و دستکاری صورت گرفته است؟ اصولا وحی یعنی چه و خداوند چگونه با آدمی سخن گفته است؟ آیا اگر پیامبران مبعوث نمی شدند بشر نیز حیوانی وحشی مانند دیگر پستانداران بود؟ آیا جامعه غیر دینی اما کاملا اخلاقی قابل تصور است؟ آیا شریعت برتر از اخلاق است یا اخلاق برتر از شریعت؟ آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟ آیا بشر در افعال خود مختار است یا مجبور؟ آیا اقتصاد روبناست یا زیر بنا؟ آیا کسی که معاش ندارد معاد نیز نخواهد داشت؟ آیا می توان با رعایت موازین اخلاقی، زندگی مرفهی نیز داشت؟ آیا طرح هدفمندی یارانه ها، قدرت خرید مردم را بالا برده است؟ آیا می توان روزی با حقوق کارمندی خانه خرید؟ اگر امسال صاحبخانه جوابمان کند چه باید کرد؟ آیا درست است که به همسایه طبقه بالا بگوییم که سعی کنند شبها بعد از ساعت 11 پسر کاکل زریشان را بخوابانند تا صدای دویدن و ریسه رفتن هایش مزاحم مطالعه ما نشود؟ آیا می توان در این دنیای درندشت گوشه ای پیدا کرد که کسی آزارش به آدم نرسد؟ چه باید کرد تا دوران پیری را در این بیمارستان و آن کلینیک نگذراند؟ چه می شد یک شب وقتی مسواک زده ای و در بستر نه چندان گرم و نرمت بحالت جنینی آرمیده ای و حمد و سوره ات را خوانده، یکراست به عالم خواب بروی و به این چرندیات فکر نکنی؟ چه می شد؟ چه می شد اگر کودکانه به این سوال کلیشه ای نمی اندیشیدی که دوست داشتن برتر است یا عشق و فقط قبل از خواب رفتن همچون ذکری عارفانه و مومنانه به خودت یادآوری می کردی که نه دوست داشتنی در کار است و نه عشقی و همه اینها به اندازه همان کرانمندی و ناکرانمندی هستی بی معنیست و مزخرف.