تبریک
اتش بس
گرچه از توقف کشتار کودکان در لبنان شادمانم اما خیلی امیدی به ادامه ی آتش بس و یا غادلانه بودن این قطعنامه ندارم.امیدوارم هر چه خیر و صلاح امت اسلامی است پیش بیاید.
بای ذنب قتلت
|
تصوير دلخراش انتقال پيكر كودكان بيگناه لبناني به داخل آمبولانس
كه در بمباران هوايي روستاي قانا توسط جنگنده هاي اسراييلي به شهادت رسيدند
شايد پدرش باشد يا عمو ويا حتي يك امدادگر داوطلب غريبه
اما مگر مي توان با ديدن پيكر بي جان اين كودك بيگناه گريه نكرد و فرياد نزد
مامور امداد پيكر بيجان دختر بچه لبناني را در آغوش گرفته است.
اين كودك چه گناهي داشت كه سكوت جامعه بين المللي موجب جري تر شدن هرچه بيشتر اسراييل شود تا چنين بي شرمانه كودكان و زنان غيرنظامي را در روستاي قانا در جنوب لبنان قتل عام كند
مامور امداد لبناني كه در اين روز هاي اخير شاهد جنايات بي شمار ارتش اسراييل عليه غيرنظاميان هموطنش بوده درمقابل آنچه كه در روستاي قانا رخ داده با بهت وحيرت در برابر اجساد بر زمين نشسته است. از خود مي پرسد تا چه حد مي توان بي رحم بود كه اين گونه انسان هاي بيگناه را به خاك و خون كشيد
اجساد تعدادي از شهداي بمباران روستاي قانا توسط جنگنده هاي اسراييل
در محوطه بيمارستان بندر صوردر جنوب لبنان
اهود اولمرت ،نخست وزير اسراييل و كاندوليزا رايس وزير خا رجه آمريكا
شاد و خندان از كشتار غيرنظاميان لبناني در بيت المقدس به هم تبريك مي گويند
|
تبریک
میلاد مسعود حضرت امام محمد باقر را به جمیع شیعیانش تبریک
عرض می کنم
هم صدا با حزب الله
ما که کاری ازدستمان برای رزمندگان مظلوم حزب اللهی لبنان بر نمی آید جز اینکه برایشان دعا کنیم و آرزوی تحقق نصرت الهی را داشته باشیم.
البته این خبر بازتاب را که حرف دلم است نیز درج می کنم.ما که جرات گفتنش را نداشتیم!
والله بالله تالله مصایب جهانی اسلام اهمیتی بالاتر از مسایلی دارد که ذهن برخی از علمای مارا درگیر کرده است.
محض اطلاع خوانندگانم به عنوان کسی که بارها در کنار برادران حزب الله لبنان بوده و از نزدیک باآنها و رهبر روشنفکرشان گفتگو کرده است شهادت میدهم که اسلام ایشان به شدت و حدت و تنگ نظری بعضی از ما ایرانی ها نیست.
تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!
براي مراجع تقليد اهميت قتلعام شيعيان، كمتر از ورود زنان به ورزشگاههاست؟
| ۴ مرداد ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۴ | تعداد بازديد: 5085 | كد خبر: ۴۳۹۰۴ |
سكوت نسبي و عدم اقدام عملي مراجع تقليد در دفاع از شيعيان مظلوم لبنان، اين پرسش را ايجاد ميكند كه آيا اهميت قتل عام شيعيان، كمتر از ورود زنان به ورزشگاههاست كه با واكنش و فتواي گسترده مراجع قم روبهرو شد؟
يكي از مدرسان برجسته حوزه علميه قم در گفتوگو با «بازتاب»، ضمن انتقاد از كمتوجهي علماي شيعه و سكوت علماي اهل سنت نسبت به فاجعه يك ماه اخير فلسطين و لبنان، با اعلام اين مطلب اظهار داشت: اين چه رخوتي است كه بر علماي مسلمين حاكم شده است و در حالي كه چهار كشور اسلامي در آتش كفار ميسوزند، هيچ اقدام جدي براي دفاع از كيان مسلمين و كمك به مسلمانان تحت ظلم صورت نميگيرد؟
وي با اشاره به حديث نبوي «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم» گفت: بر سر مسلمانان ما چه آمده است كه اينگونه كافران حربي به مال و جان و ناموس مسلمانان و شيعيان تجاوز ميكنند، اما ما در آسودگي به سر ميبريم؟
وي با اشاره به لزوم حمايت از مقاومت حزبالله لبنان گفت: مراجع معظم تقليد كه براي عزاداري صديقه كبري به خيابانها ميآيند و سر و پا برهنه ميكنند، آيا نبايد در دفاع از اين فرزندان راستين فاطمه، كه همچون مادرشان در مظلوميت و غربت تمام مبارزه ميكنند، به ميدان بيايند؟
وي ادامه داد: در شرايطي كه علماي اهل سنت تحت فشار دربارهاي عربي سكوت را برگزيده يا عليه حزبالله فتوي ميدهند، علماي شيعه نيز حركت جدي انجام نميدهند كه اين مايه شرمندگي حوزه از وليعصر(عج) است.
اين مدرس حوزه علميه افزود: ياد روحالله، آن مرجع بيبديل شيعه را گرامي ميداريم كه اگر امروز در قيد حيات بود، كفنپوش به حمايت از فرزندان مظلوم خود در جنوب لبنان بر مي خواست و امروز نيز اگر مراجع تقليد خود در صحنه جهاد حضور نمييابند، صدور حكم جهاد دفاعي، كمترين كار آنان براي دفاع از مردم مظلوم لبنان و فلسطين است.
وي در پايان گفت: امروز در عاشوراي جنوب لبنان، صداي «هل من ناصر» فرزند حسين بلند است و اگر كسي در برابر اين قيام بيتفاوت بماند، قطعا پاسخي در برابر اهل بيت(ع) نخواهد داشت.
زندگی زیباست به زیبایی این عکسها!
بیاد شاملو
|
و خاطره ات تا جاودان جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد. شاملو |
سلام
مدتی بود که می خواستم مطلبی در باره ی شاملو این بزرگمرد ادب معاصر بنویسم.الان مطلب آماده است اما ویرایش می خواهد.عجالتا این نوشته ی زیبا را که آزاده از گروه جرقه برایم فرستاده با تشکر از او تقدیم می کنم تا بعد.
یا علی
|
یا لطیف
![]() احمد شاملو
صفحات زندگی بزرگ مردان ایران زمین را که ورق بزنیم به نام نویسنده و شاعری بزرگ می رسیم. شاعری که به حق قابل ستایش است و طنین صدای دلنشینش گرمابخش وجود است، با دخترکان نه نه دریا و به همراه پریا دریچه ای می گشاییم رو به روشنای زندگی بزرگ مرد ادب پارسی .
احمد شاملو
شاملو در صبح روز 21 آذرماه سال 1304 هجری شمسی در خانه شماره 134 خیابان صفی علیشاه در تهران متولد شد . مادرش کوکب عراقی شاملو و پدرش حیدر افسر ارتش بود و برای مأموریت به شهرهای مختلفی منتقل می شد . به همین علت احمد دوران کودکی را در شهرهایی چون رشت ، سمیرم ، اصفهان ، آباده و شیراز گذراند . دوره دبستان را در شهرهای خاش ، زاهدان ، مشهد و بخشی از دوره دبیرستان را در بیرجند ، مشهد و تهران گذراند . ازهمان دوران کودکی به خاطر سفرهای زیاد استقامت و ایستادگی را می آموزد و پستی و بلندیهای زندگی را می شناسد . وی از سال سوم دبیرستان ایرانشهر تهران به شوق تحصیل دستور زبان آلمانی به سال اول دبیرستان صنعتی می رود ولی به علت انتقال پدرش به گرگان برای سروسامان دادن به تشکیلات از هم پاشیده ژاندارمری پس از یک سال مجبور به ادامه تحصیل در کلاس سوم دبیرستان در گرگان می شود و به علت علاقه وافر او به سیاست در همین سالها در فعالیتهای سیاسی در مناطق شمال شرکت می کند . در این سالها که احمد 17 ساله بود به علت فعالیتهایی سیاسی در تهران دستگیر و به زندان شوروی ها در رشت منتقل می شود . و درسال 1324 از زندان آزاد شده و برای بیان دردهای جامعه به شعر و روزنامه نگاری پناه می برد . و همین باعث می شود که بیشتر از پیش در جریانات سیاسی قرار گیرد و دوباره راهی زندان می شود و پس از آزادی به همراه خانواده به رضائیه رفت ولی روح جستجو گر او آرام نمی گیرد و درسال 1325 به تهران باز می گردد و یک سال بعد یعنی در سال 1326 ازدواج می کند در این سالها شاملو به قصه نویسی ، فیلمنامه نویسی ، شعر و روزنامه نگاری علاقه نشان می داد . باورها و علایق و دانسته های خود را در این قالبها به شیواترین نحو بیان می دارد . با داستانهای کودکانه دردهای جامعه را به تصویر می کشد و کلمات را در قالب شعر به شکوفایی می رساند . سالها بعد یعنی در سال 1341 با آیدا آشنا می شود (14 فروردین ) و در سال 1343 با آیدا ازدواج می کند و این عشق باعث به وجود آمدن بسیاری از آثار ناب شاملو چون آیدا در آینه می شود . شاملو نه تنها در ایران درخششی جاودانه یافت بلکه در خارج از کشور نیز آوازه اش پیچیده بود ، ناگفته نماند که شاملو مترجمی توانا نیز بود و اثر هایی چون سه نمایشنامه از فدریکو کاریسالورکا ، گیل گمش ، دن آرام را به صورت شیوا و روان ترجمه کرده است . سرانجام در غروب روز یکشنبه 2 مرداد 1379 ساعت 9 در منزلش واقع در دهکده روح اش پرواز کرد و از شکنجه های تن آزاد شد . بوسه به کاکل خورشید داد و رفت ،رفت ولی صدای پر صلابت او در میان ما همچنان جاریست . یاد و خاطره اش همچنان زنده و شعرها و داستانهای زیبایش ورد زبانها . روانش شاد.
یادش جاوید. اشعار:
آهنها و احساس - در آستانه - آيدا در آينه - باغ ِ آينه - دشنه در ديس و ... ترجمه:
دن آرام، گیلگمش، شهریار کوچک، کتاب جمعه، بگذار سخن بگویم، دست به دست، لبخند تلخ و ... ![]() عاشقانه
آنکه می گوید دوستت می دارم
خنیاگر غمگینی ست
که آوازش را از دست داده است.
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت دارم
دل اندهگین شبی ست
که مهتاب را می جوید.
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره ی گریان
در تمنای من.
عشق را ای کاش زبان سخن بود
ماهی
من فكر می كنم
هرگز نبوده قلب من اين گونه گرم و سرخ: احساس می كنم در بدترين دقايق اين شام مرگزای چندين هزار چشمه خورشيد در دلم می جوشد از يقين؛ احساس می كنم در هر كنار و گوشه اين شوره زار ياس چندين هزار جنگل شاداب ناگهان می رويد از زمين. *** آه ای يقين گمشده، ای ماهی گريز در بركه های آينه لغزيده تو به تو! من آبگير صافيم، اينك! به سحر عشق؛ از بركه های آينه راهی به من بجو! *** من فكر می كنم هرگز نبوده دست من اين سان بزرگ و شاد: احساس می كنم در چشم من به آبشر اشك سرخگون خورشيد بی غروب سرودی كشد نفس؛ احساس می كنم در هر رگم به تپش قلب من كنون بيدار باش قافله ئی می زند جرس. *** آمد شبی برهنه ام از در چو روح آب در سينه اش دو ماهی و در دستش آينه گيسوی خيس او خزه بو، چون خزه به هم. من بانگ بر گشيدم از آستان ياس: (( - آه ای يقين يافته، بازت نمی نهم! )) مرگ ‚ من را
اينك موج سنگين گذرزمان است كه در من می گذرد
اينك موج سنگين زمان است كه چون جوبار آهن در من می گذرد اينك موج سنگين زمان است كه چو نان دريائی از پولاد و سنگ در من می گذرد *** در گذر گاه نسيم سرودی ديگرگونه آغاز كرده ام در گذرگاه باران سرودی ديگرگونه آغاز كرده ام در گذر گاه سايه سرودی ديگرگونه آغاز كرده ام نيلوفر و باران در تو بود خنجر و فريادی در من فواره و رؤيا در تو بود تالاب و سياهی در من در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز كردم *** من برگ را سرودی كردم سر سبز تر ز بيشه من موج را سرودی كردم پرنبض تر ز انسان من عشق را سرودی كردم پر طبل تر زمرگ سر سبز تر ز جنگل من برگ را سرودی كردم پرتپش تر از دل دريا من موج را سرودی كردم پر طبل تر از حيات من مرگ را سرودی كردم آلبوم تصاویر
|


























