اندر احوالات نمایشگاه!
امسال این بی میلی و اکراه در من مضاعف بود چراکه نه با محلش موافق بودم و نه از رفتار مسوولان امر با ناشران راضی.اما به هر حال رفتم تا ببینم چرا دولتیان این همه اصرار داشتند که مصلی را نمایشگاه کنند.سه ساعتی که آنجا بودم بیش از آن که حواسم به کتابها و غرفه ها باشد به مردم بود و محل و مدیریت نمایشگاه.این نکته ها به نظرم رسید:
مزایا
- تقریبا اغلب غرفه ها در یک سالن مجتمع شده بود و سقف سالن نیز بلند بود و امکان نفس کشیدن بیشتر و لازم نبود کیلومتر ها راه بوی تا کتابی بیابی.
- نمایشگاه در وسط شهر و نزدیک به ایستگاه مترو بود و رفت و آمد نسبتا آسان.
معایب
- نفس امر(تغییر محل نمایشگاه) حکایت از نوعی لج و لجبازی داشت و همین امر پیوسته ذهن آدم را آزار میداد و از دیدن مزایای امر باز می داشت.
- مصلی به هر حال در حکم مسجد است و احترام این محل واجب اما در بسیاری موارد اعمالی در این فضا انجام می شد که حرمت آن را می شکست.از جمله خوردن و آشامیدن ورود بی طهارت و با وضع نامناسب پوششی و...
- فشردگی کلافه کننده ی فضای سالن که امکان هر گونه جستجویی را از انسان سلب می کرد.نشان به آن نشان که من حتی یک جلد کتاب نیافتم که بخرم.
- اطلاع رسانی وجود نداشت که افتضاح باشد.
- سیستم صوتی مال عهد بوق و تازه ناقص و نارسا.
- مدیریت بسیار ضعیف.
- نظافت معنایی نداشت.
- خدمات جانبی از جمله پست و تلفن و تغذیه و..... ضعیف.
- خیلی چیزهای دیگه که باید رفت و دید.
من که خود جزو منتقدان برگزاری نمایشگاه در محل قبلی بودم در حین بازدید از مصلی صد ها بار با خودم این دو جمله را تکرار کردم که:
رحمت به کفن دزد قدیم
از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده مارا مس کنید