این چند جمله از شیللر شاعر آلمانی به دلم نشست.از او  که از ۱۷۵۹ تا ۱۸۰۵ در این دنیای خاکی و سپس در دلهای بی قرار عاشقان و اندیشه وران زیسته است.

 

- کهنه فرو می ریزد زمانه دگرگون می شود و از دل ویرانه ها حیات نویی می شکوفد.

 

- خرام زمانه سه گونه است:آینده مردد فراز می آید.اکنون به شتاب پیکانی رها می شود و گذشته در آرامش ابدی غنوده است.

 

- اگر هر انسانی همه ی انسان ها را دوست می داشت تک تک آدمیان هر یک مالک دنیا می شد.

 

- آن کسی که دل فرا رفتان از واقعیت را ندارد هیچگاه بر حقیقت چیره نخواهد شد.

 

- تا زمانی که زندگی را مایه نگذارید و به خطر نیاندازید هیچگاه زندگی را نخواهید برد.

 

- مرد نیرومند زمانی توانا تر است که تنها باشد.

 

-دشوار است تمیز دادن آدمیان از هم و دشوار تر از آن پی بردن به باطن ایشان.

 

- ظاهر امر و قراین علیه من است اما می توانم امیدوار باشم که با استناد به ظواهر امر و قراین در مورد من داوری نشود.

 

- آدمی خود را در خدایانش نقش می زند.