ماندن یا رفتن مساله این است!
هجرت دوست عزيزم،محقق ارجمند،ناصرالدين علي تقويان به آن سوي آبها مساله اي دير پا در ذهن مرا باز طرح كرد:ماندن يا رفتن؛ماندن براي كه و رفتن براي چه؟شايد براي تببين اين امر بهتر باشد بگويم كه تقويان عزيز انساني خود ساخته بودو هست! كه با جديت درس خواند،فوق ليسانس فلسفه گرفت،بيش از يكصد كتاب ويراست،و با ترجمه سخته و پخته دو كتاب ارزشمند، چشم من و امثال مرا به عالم سينماي متفكرانه گشود.يكي "فلسفه بروايت سينما"اثر كريستوفر فالزن و ديگري "درباره فيلم" نوشته استفن مولهال.شخصي اين چنين موفق و كامياب در آن كرانه افق چه مي جويد و كيست و چيست كه او و مانندان اورا بسوي خود مي خواند؟رفتن او چه بر آنجا ميافزاید و چه از اينجا مي كاهد؟در ضيافت توديع او از من خواستند چند كلمه اي بر زبان رانم .در آن مقام گفتم كه حيات انسان هاي فكور و انديشه ور، في نفسه نوعي سلوك است.سلوک نيز بمعني رفتن است و يك جا نماندن.هم در آفاق و هم در انفس!اما گاه سلوك در نفس و درون بي مدد سير در آفاق و برون ميسور و ممكن نيست.اين امر در فرهنگ ديني ما نيز مويد به تاييداتي است.مساله هجرت و سير در ارض در همين زمينه قابل بررسي است.دوستان فاضل ديگري كه در جمع حاضر بودند ازيشان مي خواستند پس از مدتي بر گردد و به مملكتش خدمت كند.از ين جمله بوي تند كليشه به مشامم رسيد!
براين باورم كه سالك بايد پيوسته برود؛رفتن عين معناست و نبايد چندان دنبال معنايي بيرون از رفتن گشت.در رفتن و ماجرا جويي است كه بسياري از معما هاي ناگشوده هستي حل مي شود.من كاري به مساله فرار مغزها و ازين قبيل مسايل كه متوليان خود را دارد ندارم.مغز هر جا كه باشد مغز است و فعال و برون ده آن مال كل بشريت.پس نبايد ازين نظر نگران بود.
بگذاريم آنها كه مي فهمندُ بروند و تجربه كنند.سالانه صد ها هزار نفر دانشجو و مهاجر و توريست مي روند و مي آيند و گاه نمي آيند و مي مانند و مي زيند و مي ميرند و چيزي از ماهيت و چيستي اين جهان جديد كه غرب اش مي خوانيم در نمي يابند و حتي زبانش را نمي آموزند؛يا جيب هاي ديسكو هاي زنجيره اي آن ديار را پر مي كنند يا بر تعداد فارغ التحصيل هاي دانشگاه هايشان مي افزايند و كمبود بودجه هاي مراكز علميشان را جبران مي كنند و يا فرصت هاي شغلي فرودستشان رااشغال مي كنند كه ماهيتا فرقي بين اين سه رفتار متصور نيست.
تقويان و امثال او بايد بروند كه غرب را از طريق فلسفه و هنر و ادبياتش مي شناسند و مي خواهند دانسته ها و آموخته هاي نظريشان را به محك عمل و تجربه بزنند.
دعاي خير ما بدرقه راه او و همانندانش !