به خاطر آن کوزه
حاضرم پوستم پاره پاره شود
و دندانهایم بنشیند
بر لبخند جمجمه ای در کویر و زیر پای شتر
به خاطر تماشای آن کوزه
آن کوزه
آن کوزه که خیام دیده بود و می پنداشت
عاشقانه ای از خاک روییده است
این همه رویا ؟ به خاطر یک کوزه
این همه عشق ؟ به خاطر جنون دست من
و تماس تن تاریخ؟
و دندانهایم بنشیند
بر لبخند جمجمه ای در کویر و زیر پای شتر
به خاطر تماشای آن کوزه
آن کوزه
آن کوزه که خیام دیده بود و می پنداشت
عاشقانه ای از خاک روییده است
این همه رویا ؟ به خاطر یک کوزه
این همه عشق ؟ به خاطر جنون دست من
و تماس تن تاریخ؟
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 20:37 توسط ع.برهان
|