این روزها ایام الله دهه فجر است و فردا روزی نیز انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسیده است.آثار این سالگرد از در و دیوار شهر ها و حتی روستا ها پیداست.در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز حجم عظیمی از برنامه ها به این امر اختصاص دارد.گفتمانی که بر این تبلیغات حاکم است در نوع خود جالب است اما دور از انتظار نیست.به برخی از این نکات اشاره می کنم:

۱- هدایت و برنامه ریزی این تبلیغات و تحلیل ها و گفتگو ها بیشتر بر عهده ی نهاد های رسانه ای است بنا براین نمی توان چندان توقعی از آن ها برای رعایت موازین نقد و بررسی تاریخی داشت.از این روست که در برنامه های تبلیغی و بزرگداشت ها تا آن جا که من فرصت کردم ببینم و بشنوم نکته جدیدی که حاصل تامل و تدبر  باشد ندیدم و نشنیدم جز مصاحبه آقای دکتر صادق طباطبایی با برنامه ی صبحگاهی مردم ایران سلام شبکه ۲ که حاوی نکات جذاب و اندیشیده ای بود و کلمه ای مرگ بر و درود بر و از این شعار ها در گفتار ایشان دیده نشد.

۲- اگر حافظه ی تاریخی خود را به کار بیاندازیم  متوجه تغییر تدریجی ادبیات رسانه های تبلیغی و حتی مسوولان نظام در یادمان انقلاب اسلامی طی سه دهه ی گذشته می شویم.بدین صورت که هرچه از اوایل دوران استقرار جمهوری اسلامی و دفاع مقدس فاصله می گیریم بعد ایدولوژیک و انقلابی و مکتبی نهضت سال ۱۳۵۷ در لسان و بیان مبلغان و کارگزاران کمتر شده و تاکید مساله بیشتر معطوف امور عرفی تر می گردد.مثلا بهبود وضع معیشت مردم و آبادانی شهر ها و روستا ها و امثال ذلک!در حالی که به خاطرم می آید که معمار بزرگ انقلاب اسلامی مرحوم امام خمینی چند بار به تعبیرات مختلف تاکید کرده بودند که ملت ما برای نان قیام نکرد و... نکته حایز اهمیت هم این که مدیرا ن ارزشی ترین دولت در سال های اخیر( به تعبیر خود آن بزرگواران) بخش اعظم گفتار تبلیغی خود را به دستاورد های مادی انقلاب اختصاص می دهند.

   از این ها که بگذریم باید یادآور نکته ای مهم در این باب باشیم و آن این که اکنون پس از گذشت سه دهه از استقرار و تثبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران فرصت خوبی است تا به نقد گذشته بپردازیم.منظور من از نقد این نیست که عیب جویی کرده و تنها  کاستی ها و ناراستی ها را بدون در نظر گرفتن اقتضایات و شرایط تاریخی و اجتماعی برجسته کنیم.مقصود من آن است که ضعف های تاکتیکی و استراتژیک خود را بشناسیم و در صدد رفع آن بر آییم.از این رهگذر هم گامی به سوی ترقی و پیشرفت برداشته ایم و هم نسل جدید را با روایتی منقح از انقلاب آشنا ساخته ایم.

   در این نقدر و بررسی با پای فشردن بر مبانی ارزشی و مکتبی انقلاب می بایست فارغ از ملاحظات ایدولوژیک کارنامه مدیریت پس از انقلاب را در عرصه داخلی  و خارجی با شاخص های علمی توسعه بسنجیم و ارزیابی کنیم.اگر نسل جدید بداند که در اثر وقوع این خیزش بزرگ مردمی به چه میزان اخلاق فردی  و اجتماعی تعالی پیدا کرده و یا چقدر کرامت آحاد شهروندان این نظام اسلامی ملحوظ شده ویا تا چه حد معضلات و مشکلات معمول اجتماعی رفع و اصلاح شده است و درنهایت وضع عمومی زندگی مردم به چه میزان بهبود پیدا کرده و کدام یک از شاخص های توسعه بسوی ارتقا میل کرده است و... بهتر می تواند ارزش های والای انقلاب را درک کرده و به آن چه که مدیریت اسلامی و یا مردم سالاری دینی می نامیم باور بیاورد.وکلام آخر این که:

                     جامعه ای که به نقد گذشته و حال خود نپردازد آینده ای نخواهد داشت.