در جوامع پیشرفته آنچه باعث ،ترقی افراد یا نهاد ها می گردد،در وهله اول شایستگی خود آنهاست و در مرحله دوم سیستم مدیریتی است که پیوسته در حال نقد خود است.اصولا در اینگونه اقالیم سازوکارهای اجتماعی طوری طراحی شده است که به شکوفایی استعداد ها کمک می کند و به یک معنا نخبه پرور است.از طرفی نیز در آنجا کمتر کسی بدون طی سلسله مراتب و نشان دادن لیاقت و توانایی های خود،از پله های ترقی بالا می رود و کمتر اتفاق می افتد که سعایت ساعیان و سخن چینی نمامان و توطیه مغرضان موجب تضییع حق کسی گردد.اما اگر قرارباشد  ماجراهایی را که در طول تاریخ ایران زمین منجر به حذف نخبه ها شده است گردآوری کنیم،خود، کتابی قطور در چندین جلد خواهد شد.

 همه می دانیم که پدیده های اجتماعی،تک عاملی نیستند ودلایل پیدا و پنهان بسیاری در ظهور و بروزشان نقش دارند؛ اما برخی عوامل را می توان علت العلل به شمار آورد. در ما نحن فیه نیز به نظر می رسد که بیماری مزمن و دیرینی که قرن ها و بلکه هزاران سال است تمدن و فرهنگ ما را گرفتارخود کرده است عامل عمده نخبه کشی می باشد.

   می توان ریشه و اصل و اساس این بیماری را در رابطه ی قدرت و رعیت جستجو کرد. یعنی همان ساختار شبان رمگی اجتماع در ایران.از آنجا که در چنین جامعه ای رسیدن به مقام شبانی آرزوی همه بوده و از طرفی نیز شبان یا شبانان موجود علاقه ای به ارتقای مقام رمگان ندارند بنابراین نخبگان از دو سو قربانی هستند هم رعایای دیگر می خواهند مانع پیشرفت آنها  شوند و هم شبانان از رشد آنها نا خشنودند و گاه عصبانی.

ادامه دارد