درباب مدرنیته و ادبیات مدرن(16)
دومين دورۀ اصلاحات در ايران با اقدامات اميركبير شروع شد. اقدامات او در آذربايجان كه مركز مهم فرهنگي و سياسي آن زمان بود و روابط نزديك با اربابان علم و انديشه و سياست، فكر تحول و اصلاح را در ذهن او پروراند. وي مدت چهار سال به عنوان نمايندۀ ايران در عثماني به سر برد و تحولات و پيشرفتهاي دولت عثماني را از نزديك مشاهده كرد و علاوه بر آشنايي با تفكرات مدرن اروپايي درباره اصلاحات محمد علي پاشا در مصر هم اطلاعاتي بدست آورد. اميركبير سعي كرد با نظريۀ زمامداري متمركز و مقتدر اصلاحات خود را عملي كند. از مهمترين اقدامات او مي توان به ايجاد روزنامه و ترويج تأليف و ترجمه، انتشار كتب علمي و بنيان نهادن چاپارخانه (بر مبناي جوامع غربي) و استخدام استادان اروپايي در زمينۀ علوم مختلف اشاره كرد. اميركبير نمايندۀ جهش بزرگ اجتماع بود و ايجاد دارالفنون يكي از نشانه هاي تحول ذهني اوست." ... گرچه تعليمات علمي آن تا اندازه اي مقدماتي بود، تأثير اجتماعي اش كم نبود. مهمتر از همه اينكه در اصول دانش گذشتگان ترديد انداخت". [1]
دارالفنون ايران در سال 1268 ه ق. يعني سه سال پس از دارالفنون اسلامبول گشايش يافت و اگر چه آخرين كار اميركبير بود ليكن آغاز دورۀ آشنايي واقعي ايرانيان با علم و فن غربي و انديشۀ تجدد محسوب مي گردد.
سپهسالار (1299-1242 ه ق.)
پس از دورۀ نسبتاً طولاني فترتي كه از قتل اميركبير و وزارت ميرزا آقاخان نوري آغاز شده بود سياست مدار اصلاح طلبي چون سپهسالار ظهور كرد. همزمان با زمامداري او دوره اي تازه در تاريخ سياسي – فرهنگي ايران آغاز شد كه اهميت آن آماده كردن زمينه اي مناسب براي نهضت مشروطيت بود. در اين دوران وي ناصرالدين شاه را تشويق به اخذ تمدن مدرن غرب نمود و خود نيز
" ... تأسيسات جديد مدني با ريشۀ غربي به وجود آورد، انديشۀ ليبراليسم را رواج داد و درشهرهاي ايران مطبوعاتي را ايجاد كرد (وقايع عدليه، نظامي، مريخ و وطن) روزنامۀ علمي نيز در دورۀ او برپا شد و به انتشار روزنامه هايي با زبان خارجي اجازه داد. آزادي، حق، قانون، عدالت، وطن و وطن پرستي را مطرح كرد. ميرزا حسين خان به انتشار روزنامۀ اختر (اسلامبول) كمك رسانيد كه زبان حال اتباع ايراني مقيم خارج بود و متن قانون اساسي 119 ماده اي عثماني را نشر مي كرد و خوانندگانش را با تشكيلات حكومت مشروطه به زبان فارسي آشنا مي كرد." [2]
نگرش سپهسالار صرفاً عقلي بود. با تعصب مذهبي مخالف بود و بشدّت به جدايي دين از سياست اعتقاد داشت و اينكه روحانيون را هرگز نبايد در امور مملكت دخالت داد. وي در سال 1289 دو قانون اساسي را طرح ريزي كرد. در قانون اساسي وي، آزادي مذهب اعلام شده و ميان اسلام و تمدن غرب هيچ تناقضي قائل نگرديده بود. سپهسالار با نفوذ دادن بعضي از روشنفكران – مانند ملكم خان و آخوندزاره – در عرصۀ سياسي لغزشهايي نيز داشت.به هر حال با اعطاي سمت مشاورت به ملكم و اقداماتي كه وي انجام داد (ايجاد فراموشخانه) مخالفت روحانيان با وي برانگيخته شد و سرانجام عوامل بركناري وي فراهم گشت.
"دوران سپهسالار درست همزمان است با رشد آگاهي ملي و ناسيوناليسم جديد ايران." [3] ليكن سرنگوني او تحرك تجددخواهي را فرو ننشاند بلكه اسباب و مقدمات تموج دوبارۀ روح ايراني را در نهضت مشروطيت فراهم كرد.
1 [1] - سرآغاز نوانديشي معاصر – ص 39.
2 - محيط طباطبايي ، محمد – تاريخ تحليلي مطبوعات ايران – تهران ، نشر بعثت ،1366 – صص 49 و 50.
3- آدميّت ، فريدون – انديشۀ ترقي و حكومت قانون ( عصر سپهسالار) – تهران ، خوارزمي، 1351 – ص 169.
