هاکردن
در دنیای مدرن- دقیق تر بگویم پسامدرن – امروز،مرزهای بسیاری از مقولات، از بین رفته و خیلی از مفاهیم درهم تنیده و تداخل پیدا کره است.ازجملهء این مقولات،حدود و ثغور ادبیات عامه پسند و ادب فاخر و بقول ارسطو(نمط عالی) است.به دیگر سخن اگر در روزگار گذشته تعیین حد و مرز آثار ادبی نازل و عامه پسند از متن پر محتوا و فنی کار آسانی بود،امروزه دیگر به این سهولت وسادگی نیست.
من اگر هزاردلیل و مدرک علمی و ادبی وبلاغی برای اثبات این مدعا بیاورم شاید به اندازهء خواندن« ها کردن» منتج به نتیجه نشود.«هاکردن» مجموعهء داستانهای کوتاه بهم پیوسته ای است به قلم پیمان هوشمند زاده که شنیده ام اصالتا یک عکاس است که پا در کفش داستان نویس ها کرده!اگر نشانهء موفقیت یک اثر ادبی،القای حس التذاذ عمیق به خواننده باشد،اگر ملاک توفیق یک محصول فرهنگی،میزان اقبال فرهیختگان به آن باشد،می توان گفت «هاکردن» اثری است موفق و اگر محک تجربه زمان،آثارپرمایه و کم مایه را ازهم تمیز و تشخیص می دهد،باید منتظر ماند و دید که این چهار داستان کوتاه بهم پیوسته چقدر در کورهء زمان دوام می آورد.
از همهء این ها گذشته باید بگویم که هنگام خواندن اولین داستان این مجموعه،ذهن من فاصله شصت و اندی سالهء خلق عصر جدید چارلی چاپلین تا Match Point وودی آلن را مرور کردکه می ترسم این آخری را «بزنگاه» ترجمه کنم که با سریال مضحکی که این شبهای معنوی از بنگاه بانگ و رنگ پخش می شود مشتبه شود!
بگذریم،چارلی چاپلین در آن زمان عوارض زندگی مدرن و سختی و زمختی و جدی بودن طنز آمیز آن را به بهترین شکلی نشان داد و وودی آلن به یکباره آب پاکی روی دست همه ریخت و با نگاهی پسامدرن،شوخی و بی پایه و اساس بودن همه چیز را در این عالم به روی پردهءنقره ای تصویر کرد. «هاکردن» هم با قرائتی که من از آن دارم، هر دوی اینها را بما نشان می دهد.و سعی دارد با طنز تلخی که دارد نشان می دهد که همه چیز در این دنیای جدید مسخره در مسخره است و البته این مسخرگی چه تراژدی وحشتناکی است که آدمها را تا مرز جنون می رساند.تا مرزدر هم آمیختگی حقیقت و خیال.
در اینجا ضمن توصیه دوستان جوانم به مطالعه این اثر و نقل فرازهایی از آن و بازگو کردن بخشی از نقدی که در شماره اخیر شهروند امروز به چاپ رسیده سخن را به فرجام می رسانم.
_ خب من ترجیح می دهم وقتی از سر کار می آیم، زنم ژیگول کرده باشد. شاد و شنگول بیاید و در را باز کند.صدای یک آهنگ شاد بیاید و اصلا صحبتی از انرژی مثبت، آب درمانی یا گیاه خواری پیش نیاید. اما به خاطر همین انرژی،ممنوع الزنگ شده ام.زور ندارد؟ به خدا دارد؛ ولی تحمل می کنم.
_خب قبول دارم که بعضی جاها زرنگی می کنم. اما فقط در حد و حدود خودم. سر خودم شیره می مالم،خودم به خودم کلک می زنم و یکی دو تا ریزه کاری دیگر.حقیقتش یک چیزهایی تو کتم نمی رود. با منطقم جور درنمی آید.وقتی با منطقم جور نباشدیا باید جورش کنم یا تحملش.
فروش بالای مجموعه داستان «ها کردن» به این معناست که مخاطبانی به جز مخاطبان متعارف داستان کوتاه از این کتاب استقبال کرده اند.یعنی دایره مخاطبان این مجموعه داستان از مخاطبان صنفی داستان(منتقدان،نویسندگان وخیل نویسندگان آماتور) گسترده بوده است.اما در تعریف این اثر به عنوان اثر پر فروش باید به خاطر داشته باشیم که خصلت های ادبی «ها کردن»چندان با داستان های پرفروش منطبق نیست. یا درست تر ماخصلت های صوری برای داستان کوتاه پر فروش (برخلاف رمان)نمی شناسیم.از این رو فارغ از کیفیات زیبایی شناسی اثر در کارآمدی مطالعه خصلت های ادبی داستان ها برای تخمین اسباب توفیق اثر تردید دارم.در وضعیتی که قرار است بکوشم جوابی برای پرسش فرضی علت پرفروش بودن «ها کردن» بیابم تنها به گذاره هایی می توان اعتماد کرد که مثلا با تدقیق یک خصلت تکنیکی اثر واجد سهمی از پیشگویی درباب جلب مخاطب نیز باشند. همان طور که مثلا وقتی خصایل یک ژانر عامه پسند رمان را بر می شماریم نا خودآگاه بین آنها و تاثیر گذاری بر مخاطبان نیز پیوندی احساس می کنیم.مثلا نقطه ای که تعمدا و با مهارت از دیدرس خواننده داستان معمایی دور نگه داشته می شود تا وقتی کارگاه آن را دریافت خواننده غافلگیر شود.این ترفند روایی به عنوان یک خصلت داستان عامه پسند معمایی چنان وابسته به واکنش آنی خواننده است(یعنی در بار اول خواندن) گفتی در جایی میان متن و خواننده در فاصله میان حروف سربی و چشم خواننده کار گذاشته شده است نه تمام وکمال درون متن است و نه یک خصلت فرامتنی. عناصر مضمونی بسیاری در مجموعه داستان ها «ها کردن» چنین نقشی را برعهده دارند. راوی داستان«ها کردن» یک تیپ (تیپ را در معنای مرسوم کارگاهی آن و در تقابل با شخصیت به کار نمی برم،بلکه به عنوان یک نمونه از امکانات بالقوه بروز رسانی)است. در اینجا بر خلاف قواعد مبتذل کارگاههای بروز تیپ یعنی جایی که داستان نویس در باز نمایی خود می تواند نماینده یک نیروی اجتماعی را با شمایل سرشت نمای آن تصویر کند.