·         من به سهم خود آرزو ندارم بین دل و ذهن و ایمان و عقلم صلح و سازش برقرار کنم بلکه می خواهم همواره بینشان جنگ و جدل باشد.

 

·         عقل در نقش جانشین ایمان از دیرباز همواره ناتوان از آب در آمده است.

 

·         اگر کسی ایمان داشته باشد که خدا و روح جاودانه ای در کار نیست،یا ایمان نداشته باشد که خدا و روح جاودانه ای در کار است – و این دو با هم متفاوتند – برای من محترم است.ولی از کسی که آرزو می کند نه خدا و نه روح جاودانه وجود داشته باشد ،بیزارم.

 

·         ایمان اعتماد است، معرفت نیست.

 

·         ما از بس آرزومندیم خدا وجود داشته باشد،به وجود او معتقدیم و شاید این شدت آرزو زادهء عشق  خدا به ما باشد.

 

·         هرگونه تصور عقلانی ازخدا بنفسه متناقض است.ایمان به خدا زادهء عشق به خداست.