بر احوال این قوم باید گریست!
پسند و اقبال عامه همواره يكي از موازين شناخته شده در سنجش آثار هنري بوده است. اما در اين باره به دو نكته بايد توجه داشت اول اينكه تائيد عامه تنها يكي از معيارهاي ارزشگذاري براي آثار هنري اعم از شعر و داستان فيلم ميتواند باشد نه همه آنها، دو ديگر آنكه اين لفظ مجمل«عامه» بايد به تفصيل تعريف شود. منظور ما از «عامه» چيست؟ و اين جماعت «عامه» كيستند؟ پرواضح است كه در هر جغرافياي فرهنگي «عامه» و حتي «عوام» تعريف خاصي دارد في المثل تعريف «عامه» در بوركينافاسو، زيمبابوه و مالديو با تعريف عوام در آلمان و سوئد و فرانسه فرقها دارد.اين مقوله بستگي تام و تمام به سطح فرهنگ عمومي در هر جامعه دارد. چه بسا يك شهروند عادي در يك جامعه توسعه يافته و پيشرفته،كه جزو عوام محسوب مي شود، با يك دانشمند در يك جامعه توسعه نيافته و عقبمانده از نظر درك و شعور هنري برابري كند. بنابراين پسند عامه در جوامع پيشرفته درقياس با ملل عقب مانده ملاك قابل اتكاتري براي سنجش آثار هنري ميتواند باشد.
اين مقدمه، براي آن بود كه از يك تجربه تلخ در اين ايام تعطيلي سخن بگويم و آن فروش نيم ميليارد توماني فيلم«اخراجيهاي 2» در چهار روز اول اكرانش است. البته ما بخيل نيستيم، بگذاريد اگر قرار است كسي در اين مملكت يك شبه ( دقيقتر بگويم چهار شبه) ميلياردر شود از اهل هنر باشد؛ سخن بر سر بخل و كينه و حسادت نيست، بلكه مساله در اينجا فرهنگ عمومي و درك هنري افراد جامعه ماست كه بشدت و با بيرحمي تمام بايد به تيغ نقد سپرده شود.
من در روز ششم اكران موفق به تماشاي اين فيلم شدم، آن هم در سينمايي تازه احياء شده و مدرن به نام "آزادي" و با اعصابي متشنج سالن را ترك كرده و بر عمر تلف كرده ي دو ساعته حسرت خوردم. نمي خواهم اينك و در اين مجال به نقد اين فيلم بپردازم؛ كه شايد در بحث نقد اصلا محلي از اعراب نداشته باشد. تنها مي خواهم نگاهي پديدارشناسانه به اين مساله بياندازم: چرا اثر بسيار ضعيفي مثل اخراجي هاي 2 تا اين حد، با اقبال عامه روبرو ميشود، در حاليكه آثار برجستهاي مانند « وقتي همه خوابيم» و « سوپراستار» در همين زمان و همان مكان، با استقبال نسبي همين تماشاگران مواجه است. البته اين رشته سر دراز دارد و بايد يك روانشناس اجتماعي كه رفتارهاي تاريخي مردم يران را هم خوب مطالعه كرده باشد به اين مهم بپردازد و در يك كلام از بضاعت من خارج است، اما اين مقدار گفتني است كه اقبال عامه به اثري اين چنين ضعيف و بي محتوا كه نه از ظرافت ذوق هنري برخوردار است و نه از تكنيك سينمايي بهره اي دارد و نه اصول يك فيلمنامه حرفه اي را داراست و نه راوي آن زحمت اندكي خرج هنر را به خود داده است، ميزان الحراره اي است كه شدت تب اين بيمار محتضر ( ايرانيان) را مي نماياند و نبض جريان هنر عامه پسند ايرانيان را در دست دارد. گزارش اكران اين فيلم، گزارش واقعيت فرهنگ بيمار و سليقه عاري از شم هنري ملتي است كه هشتاد درصد جوانان آن فارغ التحصيلان دانشگاهي هستند و به لقب دكتر و مهندس مفتخر!!
البته اين پديده مثل همه پديدههاي انساني بي سببي نيست و همين «سبب» هم حكايت از انحطاط دارد. به نظر من، راز استقبال عمومي از اين اثر در نزديك شدن آن به خط قرمزهاي فرهنگي، ارزشي و اخلاقي جامعه است. (درست همان معاملهاي كه با فيلم مارمولك شد البته در سطحي ديگر) ديگر اينكه در كشوري كه سالانه بيش از يكي دو فيلم كميك ساخته نميشود و مردم آن بشدت نيازمند خنده هستند، استقبال از چنين فيلمي تنها به جهت ساعتي خنديدن و انبساط خاطر چندان هم تعجبآور نيست.
در اينجا، تبريكي به وزارت فخيمه فرهنگ و ارشاد اسلامي وامدارم كه اجازه داده و بلكه تسهیلات استثنائي و رانت گونه فراهم كرده كه ارزشهاي دفاع مقدس اينگونه ناشيانه و هنرناشناسانه و به سخيفترين وجهي به استهزاء گرفته شود. تقريبا يقين دارم كه مباشران تهيه اين فيلم از مصدر صدور مجوز گرفته تا عوامل فني و اجرايي و غيره و غيره يا در جبهه نبودهاند و يا دلي در گرو ارزشهاي آن نداشتهاند. خوش بحال مهدي باكري و حاج همت و دلاورمرداني كه رفتند و نديدند وارثان امروز ارزشهاي دفاع مقدس را.البته مجوز فیلم «ب» و «ج» دادن ذاتا مذموم و ناپسند نیست اما نه در ژانر دفاع مقدس.
گلايهاي هم دارم از محمدرضا شريفي نيا كه به گمان من اندكي بوي هنر به مشامش خورده است. او مي توانسته با اعمال نفوذ و نظر ،و دادن مشورتهاي مفيد تا حدي از تيزي اين افتضاح بكاهد. شايد اگر از خودش بپرسيد ميگويد اگر من نبودم وضع از اين هم بدتر ميشد. اما داستان چيز ديگري است و بقول شاملوي بزرگ «غم نان اگر بگذارد»!
يك توصيه هم به همشهري عزيزم! مسعودخان ده نمكي دارم و آن اينكه اگرميخواهد «اخراجيهاي 3» يا هر فيلم ديگري بسازد، شش ماه تا يك سال از محل درآمد همين فيلم به خود مرخصي دهد و چند كتاب مقدماتي درباره اصول فيلمنامهنويسي، كارگرداني، مفهوم كمدي، طنز و بطور كلي درباره مديوم سينما بخواند تا با وجود صرف چنين هزينههايي خارج از دسترس همگان ،شاهد آثار درخور سينماي جنگ و دفاع مقدس باشيم.