من در فضای سبز دعا نشسته ام
روی سرم کتاب
 در سینه ام دعا
 با کاروان سبز امید "هم نفس"
ما گریه می کنیم
و خدا را
به نام صاحب گنبد سبز
 قسم می دهیم
به نام عدالت
به نام عشق
      ...
قسمش می دهیم             
به صبح امید
و سحرگاه به نور آفتاب
 لاله گون می شود
و من هنوز دعا می کنم
و گریه از چشمان من رخت می بندد

بار الها من فقط خواستم از بنده صالحت سجاد(ع) تقلید کنم که سلاحی جز بکا و دعا نداشت و اگر هم داشت به کار نبست.اگر زیاده جسارت بود بر من ببخش که تو ارحم الراحمینی.