ترجمه هم مثل واردات کالا قاعدتا باید بر اساس نیازی انجام شود.یعنی این فقدان امری است که اصولا وارد کردن آن را توجیه و حتی ضروری می کند.اگر جنسی،هرچند بسیار ارزشمند،وارد بازاری شود که نیازی بدان ندارد،لاجرم ارج و اعتبار خود را از دست داده وبازار مذکور را نیز مختل خواهد ساخت و حتی ممکن است تحت فشار سوداگران، از این کالا استفاده نامربوط وحتی خطرناکی شود. نظری به تاریخ ترجمه در ایران عصر جدید، نشانگر آن است که در مجموع، این فعالیت فرهنگی با همان احساس نیاز آغاز شده ولی مدیریت آگاهانه ای بر آن اعمال نشده است.

   موج ترجمه در دوره ی مدرن با برگردان برخی نمایشنامه ها وداستانها آغاز شد.در این راه البته گزینشی دور اندیشانه و به تعبیر امروزی ها استراتژیک ،انجام نپذیرفت بلکه بیشتر مترجمان که مهارت چندانی هم در ترجمه نداشتند .بر اساس اتفاق یا سلیقه  شخصی به این امر مهم همت گماشت .اما در این میان فرد فکوری چون محمد علی فروغی قدری پخته تر عمل کرد.او که زبان فارسی و فرانسوی را در حد اعلا می دانست وبه دقایق ورموز آن آشنا بود با حذاقت و ذکاوتی که ذاتی او بود، دریافت که یکی از پایه های اصلی پیشرفت در جهان غرب تفکر فلسفی بوده است.بنابر این عزم خود را برای ترجمه اندیشه های سرحلقه ی فیلسوفان مدرن اروپایی جزم نمود.او به درستی فهمیده بود که دکارت از موسسان جهان جدید است و مهمترین کتاب او نیز "گفتار در روش درست راه بردن عقل". اما ذکاوت نبوغ آسای او این حقیقت را نیز برایش آشکار ساخت که فهم دکارت جز با فهم سنت فلسفی اروپا میسر نیست.بنابر این حاصل کار او شد "سیر حکمت در اروپا"به تعبیر دیگر او نیاز به ورود کالای جدید را احساس کرد اما پیش از وارد کردن آن مقدمات استفاده بهینه از آن را اماده ساخت.بی شک اگر "گفتار در روش .."در آن زمان دفعتا وبی هیچ مقدمه ای ترجمه و منتشر می شد همانند بسیاری از کتب ترجمه شده دیگر یا به محاق فراموشی می رفت ویا به درستی فهمیده نمی شد.والبته برای برخی ها مقدمات کلاشی و خود فریبی و دیگر فریبی را فراهم می کرد.اما خوشبختانه این گونه نشد و در عامل اساسی یک جا جمع گردید.نخست آن که مترجمی مسلط به دو زبان دست به برگردان متن زده بود و دیگر این که این مترجم می دانست چه وقت،چه چیز را به چه منظوری ترجمه کند.حاصل آن که یکی از ماندگار ترین آثار فارسی در یکی دو قرن اخیر پدیدار شد.البته با توجه به این که آن مرحوم عامل خارجی ها بود شاید آنان برای منظور شومی به او خط داده بودند!