به یاد استاد محمد خوانساری
امروزه هر طالب علمی که بخواهد مثلا درباره فلسفه یا منطق، مطالعه کند، حتی اگر دسترس به اینتر نت و کتابخانه های دیجیتالی نداشته باشد، می تواند سری به خیابان انقلاب بزند و کلی کتاب و نرم افزار بخرد و بخواند. اما در گذشته، مطالعه و تحقیق به این سادگی ها نبود. بویژه اگر موضوع مطالعه مربوط به تمدن ها و فرهنگ های دیگر باشد. هم کتاب و منابع کم بود و هم امکانات برای تهیه. برای همین بود که شغل بعضی ها شده بود کتاب کرایه دادن و خدایشان رحمت کند که خیلی ها را کتابخوان کردند.
در این میان برخی نویسندگان و مترجمان بودند که با مجاهدت تمام، درهای علم ودانش و معرفت را به روی ما ایرانیان گشودند. شاید در این روزگار که ویترین کتابفروشی ها پر است از تاریخ فلسفه های رنگارنگ و خودآموزهای جورواجورمنطق قدیم و جدید کمتر کسی ارزش کار مرحوم محمدعلی فروغی و زنده یاد محمد خوانساری را درک کند. در زمانه ای که حتی اسم برخی از اعاظم فلسفه غرب به گوش بسیاری از دانشی مردان ما نیز نخورده بود نوشتن «سیر حکمت در اروپا» یک پدیدۀ بسیار ارزشمند و تلاشی تاریخ ساز بود. می توان حتی در تاریخ تفکر فلسفی در ایران، انتشار این کتاب را نقطۀ عطف به شمار آورد. سیر حکمت در اروپا تنها مجرای ارتباط ما با اندیشۀ غرب بود و بزرگانی چون مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری نیز بیکن و دکارت و کانت و هگل را از همین کانال می شناختند. همچنین است «منطق صوری» روانشاد تازه گذشته، دکتر محمد خوانساری، که بی تردید راه آموزش منطق قدیم را در این سرزمین هموار کرد. پیش از آن، منطق را باید درکتاب های پیچیده و دیرفهمی چون شفای بوعلی و شرح شمسیه و آن هم به عربی یاد گرفت؛ اما دکتر خوانساری که هم فلسفه می دانست، هم منطق و هم تبحر کم نظیری در زبان فارسی و ساده نویسی داشت، این فن پیچیده را با سلاست هرچه تمام تر به فارسی شیرین نوشت و طفلان گریز پا را به مکتب کشاند تا جایی که دیگر هر بچه دبیرستانی نیز می توانست منطق را در حد اعلای آن یاد بگیرد و این علم شریف از انحصار خواص عربی دان و یا طلاب علوم دینی، بیرون آمد. این که علومی چون منطق و فلسفه در جامعه ای عقب مانده از قافله علم و دانش جدید، فراگیر شود، اتفاق میمون و مبارکی است و مبدا بسیاری از تحولات می تواند باشد که خوشبختانه در جامعه ما نیز کم و بیش اینگونه شد. بررسی عقلانیت جدید در ایران یکصد سال گذشته بدون توجه به نقش این دو دانشوربزرگ ممکن نیست.
در این هفته پدر منطق به زبان فارسی در ایران روی در نقاب خاک کشید و شاگردان خود را تنها گذارد. دکتر محمد خوانساری در طول عمر با برکت خود چندین نسل از دانشجویان ادبیات و فلسفه را پرورش داد که امروزه خود، در زمره استادان بزرگ، هستند. این چند جمله را نوشتم تا ادای دینی کرده باشم به کسی که فن منطق را نخستین بار با کتاب او تجربه و بعد ها تدریس کردم و صرف و نحو عربی او را هنوز خوشخوان ترین و مدرسه ای ترین کتاب در این باره می دانم. روحش شاد و جایگاهش مینوی برین باد.