گفتمان پیامبران(4)
همانگونه که پیشتر یادآور شدیم نخستین قدم برای بحث در بارۀ گفتمان پیامبران، تعریف و تحدید اصطلاح گفتمان است. به دیگر سخن باید مفهوم این لفظ را معلوم کرد تا از درافتادن در ورطۀ مشترکات لفظی در امان ماند. ممکن است مفهوم سازی در این حیطه کمی غامض به نظر برسد اما باید شکیبا بود و پیش رفت تا در ادامه بحث بسیاری از پیچیدگی ها خود به خود برطرف شود.
گفتمان چیست؟
زبان، وسیله ای است نظام مند برای تفهیم و تفاهم یا انتقال پیام که از سه عنصر آواها، قواعد دستوری و واژگان تشکیل شده است؛ به عبارت دیگر، این عناصر هستند که صورت و ساختمان اصلی زبان را تشکیل می دهند. اما آیا تنها مجموع عناصر تشکیل دهندۀ زبان است که در تعیین معنا و پیام یک کلام مؤثر است یا عوامل «برون زبانی» نیز در این امر دخیلند؟ برخی از زبان شناسان معتقدند عوامل برون زبانی (همچون بافت کلام، عوامل موقعیتی، فرهنگی و ...) نه تنها در معنای کلام، نقش مؤثری دارند که صورت کلام را نیز شکل می دهند. زبان تحت همه این عوامل (درون زبانی و برون زبانی) معنایی را در بر می گیرد که برای برقراری ارتباط به کار گرفته می شود؛ که همانا «گفتمان»(Discours) نامیده می شود.
به تعبیر دقیق تر، «گفتمان» عبارت است از زبان به هنگام کاربرد به منظور برقراری ارتباط. گفتمان، بر خلاف دستور زبان که با جمله ها و عبارت ها سر و کار دارد، به واحدهای بزرگتری همچون بند، مصاحبه، مکالمه و متن توجه می کند. اهمیت «گفتمان» از آن روست که علاوه بر توصیف صورتهای زبانی، همزمان به اهداف و نقش هایی که این صورتها به وجود می آورند نیز می پردازد؛ بنابراین گفتمان عبارت است از تجزیه و تحلیل زبان در کاربرد آن.
زبان شناسان تعریف نسبتا ساده تری از گفتمان ارایه می کنند؛ از نظر ایشان گفتمان به معنی مطالعه زبان است در سطحی بالاتر از جمله. مسالۀ گفتمان و تحلیل آن فقط مختص علم دستور یا زبانشناسی نیست بلکه دانشی است میان رشته ای که از بلاغت گرفته تا فلسفه و علوم اجتماعی و روانشناسی در آن دخیلند.شاهد این مدعا آن که اندیشمندانی مختلف با رویکردها و دیسیپلین های متفاوت به این موضوع پرداخته اند. مثلا «فرکلاف»(Fairclough) برای گفتمان شانی برتر ازکاربرد معمول زبان قایل است و بر این باور است که بکارگیری زبان کنشی اجتماعی است. از سوی دیگرمیشل فوکو به عنوان نمایندۀ تحلیل گفتمان انتقادی، معتقد است که عواملی چون بافت تاریخی، روابط قدرت در جامعه، نهادها و فرایندهای اجتماعی و فرهنگی و ایدئولوژیکی، گفتمان را خلق می کنند.
آنچه در میان همۀ این رهیافت ها به مقولۀ گفتمان و زبان، مشترک است، گذر از این باور ساده و سنتی است که زبان فقط به کار رد و بدل کردن پیام می آید. از طریق نگاه گفتمانی به زبان و تولیدات زبانی است که در می یابیم که زبان اصولا آئینه ای برای انعکاس افکار نیست بلکه شیوۀ عمل است نه مابازاء اندیشه. اگر قایل به این قول باشیم لاجرم به این نتیجه می رسیم که مسالۀ معنا دیگر تنها معطوف به واژگان و دستور زبان نیست بلکه گوینده، شنونده، نوع پیام، بافت کلام، و مفاهیم پیشینی در ذهن مخاطب است که معنا را ساخته، گفتمان را شکل می دهد. به تعبیر دیگر مفاهیم وقتی معنی پیدا می کنند که به چیزی که شنونده قبلا می داند پیوند بخورد. حتی جایگاه اجتماعی و کاریزماتیک گوینده نیز در گفتمان تاثیر می نهد.
این مباحث تئوریک در شناخت گفتمان پیامبران به چه کار ما می آید؟ در روزهای آتی به شرط بقای عمر بدین مساله خواهیم پرداخت.