یادی از امام
خرداد، ماهِ خاطره های تلخ و شیرین برای نسل ماست. دوم، سوم، چهاردهم و پانزدهم و بیست و دوم و بیست و پنجم و بیست و نهم خرداد و شاید چند روز دیگر، همه و همه برای ما خاطره است. آزادسازی خرمشهر و انتخابات 1376 و هجرت دکتر علی شریعتی و دکترمصطفی چمران از مهم ترین آنهاست اما تلخ تریتشان رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(ره) می باشد. همه ساله مراسم بزرگداشت فراوانی برای حضرت ایشان برگزار می شود و یاد و خاطره آن بزرگ گرامی داشته می شود.
امسال می خواهم نکته ای را که به نظر من در سخنرانی ها و مجالس یادبود برای امام امت مغفول واقع می شود گوشزد کنم و آن اینکه مرحوم امام خمینی صرف نظر از همه جنبه های شخصیتی و کارنامه علمی و اجتماعیشان تاثیر شگرفی بر تاریخ فلسفه سیاسی مسلمین داشته اند. ایشان هم با درسهای ولایت فقیه که در نجف آغاز کردند و بعد ها تحت عنوان:« نامه ای از امام موسوی کاشف الغطا» منتشر شد و هم باسیره عملی خویش به نحوی آشکار این تئوری را دربوته آزمون تاریخ گذاشتند. نظریه ولایت فقیه البته ابداع ایشان نبود و بلکه سابقه ای به قدمت تاریخ تشیع داشت. از فارابی گرفته تا ملا احمد نراقی کم و بیش درباره آن سخن گفته بودند اما این آیت الله العظمی خمینی(ره) بود که نظر را به عمل نزدیک کرد. تئوری های سیاسی اگر در مرحله نظر باقی بمانند نقاط ضعف و قوتشان آشکار نمی شود اما اگر به نحوی عینی اجرا و اعمال شوند صیقل خورده و چکش کاری می شوند. کما اینکه می بینیم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نشاط معنی داری به حوزه مباحث سیاسی در بین علمای شیعه و حتی مذاهب دیگر اسلامی بازگشت و ولایت فقیه حداقل به عنوان یکی از نظریه های ممکن در عالم سیاست خودی نشان داد.این فرصت تاریخی را امام خمینی(ره) در اختیار اسلام و تشیع قرارداد.
روحش شاد