امام حسین (ع) و محرم در فرهنگ عامه ایرانیان

درآمد

برخی محققان تاریخ اسلام معتقدند که اختلاف میان دو شعبة اسلام (شیعه و سنی) در سر اختلاف تفسیر قرآن نیست که هریک به نوعی دیگر تفسیر می­نمایند، اصل اختلاف در تعیین خلافت مستقیم پیغمبراست. اما شیعیان بر این باورند که خلافت و جانشینی رسول (ص) مخصوص دوازده امام است که علی (ع) و یازده نفر از نسل او هستند و سوم ایشان حسین بن علی (ع) است که برای دفاع از حق پدر خود شهید شد و محل شهادت او در کربلاست که زیارتگاه بزرگ و مقام مقدس ایرانیان است.

حسین بن علی بن ابی­طالب هاشمی، امام سوم شیعیان و پنجمین تن از آل عبا که کنیه­اش ابوعبدالله، و القابش سیدالشهدا و شهید صحرای کربلا و سلیمان کربلا و حسین مظلوم و خامس آل عباست، نزد شیعیان مظهر طهارت، حق­طلبی و ایستادگی در برابر ناحقی است.

حادثة شهادت مردانة او در صحرای کربلا خاطره­ای دردناک است که سالی یکبار و یک ماه، تمام همّ وغم صبح و شام شیعیان مذهبی درمی­آید و دست کم یک دهه - از اول تا دهم ماه محرم - توده­های مردم را به عزاداری یکپارچه­ای روانة تکایا و مساجد می­کند. قمه­زنی، زنجیرزنی، سینه­زنی، قفل­بندی و بسیاری دیگر از تظاهرات مذهبی، همگی مظاهر این حادثه­اند.

واقعة جانسوز کربلا که منجر به شهادت حضرت امام حسین (ع)- امام سوم شیعیان- و جمعی از نزدیکان و اصحاب و یاران آن حضرت گردید، در روز جمعه دهم ماه محرم (عاشورا) سال 61 هجری قمری روی داد و از آن پس محرم بویژه عاشورا و روزهای پیش و پس از آن، ماه عزای عمومی شیعیان جهان شد.

این واقعه، صرف نظر از ابعاد دینی و ایدئولوژیک، کارکردهای دیگری نیز داشته است. یکی از آنها مسأله فرهنگ­سازی و رسوخ در زوایای مختلف زندگی مردم ایران است. ایرانیان اهل تشیع، به این واقعة جانگداز فقط به چشم یک حماسه یا تراژدی دینی نگاه نکردند بلکه آن را وارد متن زندگیشان نموده، از آن به عنوان عنصری فرهنگ­ساز بهره بردند. حتی با نگاهی اجمالی و نه لزوماً مستند و از نزدیک، می­توان در فرهنگ ایرانیان چنین مسأله­ای را دید و دریافت. حتی جهانگردان بیگانه با فرهنگ ایران زمین که در طی قرون و اعصار به این خطه سفر کرده­اند در گزارش­های خود به این امر پرداخته و ائمه اطهار (ع) و بویژه امام حسین (ع) و محرم و عاشورا را در مرکز زندگی مردم ایران یافته­اند.

در این مقاله سعی ما بر آن است تا تأثیر این حماسة عظیم بشری را در ذهن و زبان و شیوة حیات و فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان از دیر باز بررسی کنیم و به نوعی حضور محرم و عاشورا را در زندگی روزمره و نه صرفاً دینیِ مسلمانان و حتی غیر مسلمانان ساکن ایران مورد مطالعه قرار دهیم؛ این که چگونه امام حسین (ع) در عزا و عروسی، کسب و کار، آیین­های مذهبی و ملی و به طور کلی روش زیست اجتماعی و فردی ایرانیان مؤثر بوده و حضور داشته و دارد.

تاریخچة عزاداری برای امام حسین (ع)

بعضی معتقدند که عزاداری برای حسین (ع) از عراق به سایر کشورهای همسایه انتقال یافت. این مراسم محدود به شیعیان نبوده است و سایر مسلمانان نیز به این مراسم توجه نشان می­دهند. مصیبت امام حسین (ع)، توجه فرقه­های غیرمسلمانی چون هندوها و سیکها را نیز به خود جلب کرده است (خدوم جمیلی، 1385، ص 59). بیشتر مورخان بر سر این نکته توافق دارند که گرامیداشت یاد حسین (ع) در هند از قرن دوازدهم هجری آغاز شد. جنوب هند عملاً محلی برای تجمع بسیاری از محققان ایرانی شد که زمینة رخداد کربلا، زندگی حسین (ع) و سایر رهبران شیعی و نیز دربارة اجراهای نمایشی از حسین (ع) به تحقیق می­پرداختند؛ یعنی همان اجراهایی که در زبان محلی هند «عزاداری» نامیده می­شود. (همان، ص63)

اولین عزاداری حسین (ع) به زبان اردو در آغاز قرن دوازدهم هجری برگزار شد. به استناد مدارک موجود «غلام محمد جیرانی» مشهورترین مصنف چنین عزاداری­هایی بوده است. همچنین اولین نویسنده و مورخ هندی که به زبان اردو به مصیبت حسین (ع) پرداخت ثابت علی شاه (1740-1810م) بوده است. در هند نیز مانند ایران و عراق اجرای مراسم عزاداری که آن را «زیارت» می­خوانند، فقط در ماه محرم به صحنه نمی­روند بلکه در چهلمین روز شهادت امام حسین (ع) نیز اجرا می­شوند. صحنة این رخدادهای خاص را از چوب بامبو       می­سازند و پرچمهای رنگینی که نمادی از علم لشکر حسین (ع) در جلوی صحنه می­افزایند. سوگواری ازطریق تماس بدن با آتش رسمی است که فقط در عزاداری هندی­ها دیده می­شود. (همان، صص 64 و 65)

معروفترین دسته­روی عزاداری پاکستانی­ها «زناجیل» نام دارد که می­توان آن را دستة «زنجیرزنان» نامید. در روز دهم محرم پرچم­ها و علم­ها را به نشانة پایان سوگواری به داخل رودخانه پرتاب  و بعد از نماز ظهر مراسم شام غریبان را برگزار می­کنند. (همان، ص 66) در لبنان آغاز اجرای آیین تعزیه را به روایتی دورة عثمانی­ها و به روایتی از ابتدای قرن بیستم می­دانند. مضمون غالب اجراهای تعزیه در لبنان دربارة مسائل سیاسی بود. (همان، ص 67)

شرح مراسم عزاداری ایام محرم در میان ایرانیان

برای اعلام مراسم عزاداری یا مجلس روضه­خوانی، علم سیاهی به درب محل تعزیه و یا اول کوچه و یا خانه نصب می­کنند. در بعضی مناطق در اول شب طبل جنگ زده می­شود که مردم بدانند خبری هست. (همایونی، 1371، ص 418؛ سالاری، 1379، صص 250- 270) شبیه­خوانها نیز کار خود را با طبل و دهل و کرنا آغاز می­کرده­اند و قبل از اجرای مراسم، سنج و دمام می­نواخته­اند. این وسایل علاوه بر نقشی که در مراسم عاشورا و عزاداری مردم داشته، نقش خبردهی نیز داشته و مردم را از اجرای تعزیه باخبر می­کرده است.     شبیه­خوانها نیز کار خود را با طبل و شیپور و کرنا آغاز می­کردند. (لهسائی­زاده، 1370، صص130-132)

وقتی اشعار پیش­درآمد با آواز خوش برای اطلاع مردم از شروع برگزاری تعزیه خوانده می­شود، مردم کار وکاسبی خود را رها کرده، راهی حسینیه­ها یا تکیه یا محل تعزیه­خوانی می­شوند و هرگز دعوت به مجلس عزا را رد نمی­کنند. منابر از بیست و هشتم ذیحجه در مساجد، برپا می­شود و داخل مساجد را با پارچه سیاه      می­پوشانند. عدة کثیری از مردم نیز در این ایام لباس سیاه بر تن می­کنند؛ بخصوص کسانی که نامشان حسین است و نیز سادات.

پیش­نمازها و روحانیون محلات در روز اول محرم، بر بالای منابر به شرح حال و مناقب و اعمال حضرت علی (ع) و فرزندانش، بویژه امام حسین (ع) می­پردازند. در «سروستان» از شب هشتم به بعد همراه سینه­زنان ناقاره یک لنگی (lengi) می­زنند. (همایونی، 1371، ص 418) سینه­زنی دسته­ها در محل خودشان نیز هرشب تا پاسی از شب ادامه دارد.

علاوه بر کاروان­های تعزیه که در روزهای اول ماه محرم حرکت می­کند در این ایام تعزیه در خانه­های ثروتمندان جامعه نیز اجرا می­شود. مردم از اول ماه محرم همه ساله به مناسبت سالروز این واقعه در شهرها و روستاهای ایران مساجد و تکایا را با قالی و قالیچه آذین می­بندند و دیوارها و منبر را سیاهپوش می­کنند و علم حسینی را که عبارت است از پنجه آهنین یا برنجی، سرچوب راست چهارمتری نصب می­کنند و روی چوب را با پارچه­ای ابریشمی رنگین می­آرایند و آن علم را از روز اول ماه محرم در وسط مسجد یا تکیه برپا می­دارند و نیز بر روی دیوارها پارچه­هایی که بر روی آنها نام پنج تن و یا امام حسین (ع) و ابوالفضل (ع) و... نقش شده، به ستون­ها و طاق نماها می­کوبند.

مراسم سوگواری و سایر اجتماعات مذهبی به طور عمده در اماکن عمومی مانند مساجد و میدان­ها و یا در منازل برگزار می­شود. در روستاها زمان اجرای این مراسم بیشتر عصرها و شبها یعنی زمان فراغت روستاییان است، مگر در روزهای تاسوعا و عاشورا که اجتناب­ناپذیر است. در این مناطق در ایام سوگواری ماه محرم مجالس با ازدحام جوانان و اهالی محل روبه­رو می­شود که به زادگاه خود بازگشته­اند.

در روزهای پایانی دهة اول محرم و دهة آخر ماه صفر در روستاها برنامه­هایی مانند «شهر ولی» با تشریفات کمتر و کمی متفاوت اجرا می­شود. (رضایی، 1381، ص480) تشکیلات دسته­های عزاداری در مناطق وحتی محله­های گوناگون فرق می­کند؛ در بعضی شهرستان­ها مراسم عزاداری در داخل خیمه برگزار می­شود. این خیمه­ها که به مناسبت ایام محرم و از روز اول برقرار می­شود، محل اطراق عاشقان امام حسین (ع) است که در ایام عاشورا اغلب اوقات خود را در این مکان می­گذرانند و خود را موظف به خدمت در خیمه می­دانند. (وثوقی رهبری، 1386، ص 73)

با شروع ماه محرم، دستجات سینه­زنی و زنجیرزنی معمولاً از شب ششم به کوچه و خیابانها می­آیند و در مقابل منازل اشخاصی که از آنها دعوت می­کنند، سینه­زنی و زنجیرزنی می­کنند و بعد با روضة کوتاهی همراه با ذکر صلوات و یاحسین از جلوی آن منزل حرکت کرده، ذکر جدیدی را شروع می­کنند. نوحه­هایی که در دهه محرم خوانده می­شود در ذکر مصیبت امام حسین (ع) و یارانش است؛ اما نوحه­های شب عاشورا فقط در ذکر امام حسین (ع) است. از نوحه­های شب عاشورا:

آسمان سرخ، زمین سرخ، فلک مجنون است / دل زینب خون است

یا:

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است /صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است

 مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع (کرزبر یاراحمدی، 1388، ص 278)

در اکثر مناطق در جلو سینه­زنان، بزرگترهای محل حرکت می­کنند. بچه­ها در صف مقدم سینه­زنها هستند که معمولاً پیراهنشان را درمی­آورند، بعد نوبت زنجیرزنان است. آخر از همه مشکی­پوشان و مردم عادی با لباس معمولی و پیرمردان و علیل­ها دنباله­روان دسته هستند.

در این روزها اغلب دسته­های عزادار در حالی که علم­به­دستان پیشاپیش دسته حرکت می­کنند، سینه­زنان به سوی زیارتگاه­هایی چون امامزاده­ها روانه می­شوند و در این اماکن تسلیت­گویان به عزاداری مشغول می­شوند. (سالاری، 1379، ص 248)

از روز هفتم و هشتم محرم دسته­ها و هیأت­های زنجیرزن و سینه­زن با علم­ها و بیرق­ها و کتل­هایی که به طرز خاصی تزیین می­شود و با پرچم­های الوان حرکت می­کنند و در کوچه­ها به راه می­افتند و با خواندن نوحه و زنجیر زدن و سینه­ زدن، از مجلسی به مجلس دیگر می­روند. ترتیب حرکت دسته­ها و نظم و آهنگ زنجیر زدن و سینه زدن و نوحه، توسط طبل و سنج و گاه شیپور برقرار می­شود. (رضایی، 1381، ص 469)

مراسم مذهبی در این ایام در همه جا شامل سینه­زنی، زنجیرزنی، نوحه­خوانی و شبیه­خوانی واقعة کربلاست. دسته­های عزاداری از روزهای هفتم و هشتم به راه می­افتند، ولی در روز عاشورا تشریفات و برنامه­ها از لونی دیگر است. در بعضی مناطق این مراسم شکل ویژه­ای داشت. در منطقه­ای مانند جزیرة کیش، این مراسم به طور مفصل و متناسب با وقایع تاریخی هر روز برگزار می­شود. (رضایی، 1381، ص 471؛ مختارپور، 1385، صص 488- 503)       

روضه­خوانی و نوحه­خوانی در میان ایرانیان

معمولاً در میان ایرانیان، روضه­خوانی­های آغاز محرم تا پایان روز دهم (عاشورا) وگاهی تا دوازدهم (سوم امام) ادامه می­یابد. برای آن که مردم بتوانند در مجالس متعدد عزاداری و روضه­خوانی شرکت کنند، مجالس را در اوقات مختلف روز و شب تشکیل می­­دهند. عزاداری در روزهای اول ماه محرم تنها با خواندن روضه و نوحه برگزار می­شود. در روزهای نهم و دهم و بالاخص در شب و روز عاشورا این مراسم به اوج خود      می­رسد. این روزها هرکدام به عزایی اختصاص دارد. در روز دهم (عاشورا) به ذکر مناقب و مصائب حضرت امام حسین (سیدالشهدا) می­پردازند. در این روز، وقایع عاشورا، شهادت امام حسین(ع)، فداکاری و شهامت حضرت زینب (س) و آتش زدن خیام خاندان امام و مصائب کودکان و خاندان آن حضرت بیان و شب یازدهم مراسم شام غریبان برگزار می­شود. همچنین روضه­خوانی در برخی حسینیه­ها تا دوازدهم (سوم امام) ادامه دارد.

بعضی از مجالس روضه­خوانی مخصوص زنان و برخی مخصوص مردان و بعضی مختلط است. گاهی این روضه­خوانی­ها در داخل چادرهایی که به همین مناسبت در نقاط مختلف شهر برپا می­شود (فیودورکورف، 1372، ص 242) و در مساجد، تکایا و حیاط امامزاده­ها برگزار می­گردد. هزینه برپایی این مراسم را کسانی که موقوفه­ای در اختیار دارند و یا خیرینی که به دنبال ثواب هستند می­پردازند. این مراسم که از سه تا بیست روز طول می­کشد نه تنها در دهة محرم بلکه در ماه صفر نیز دایر است. وظیفة اصلی روضه­خوان بیان مصیبت حسین (ع) و خواندن اشعاری با لحن اندوهناک در عزاداری­ها است. تماشاگران با گریستن به روضه­خوان واکنش نشان می­دهند. روضه­خوانان معمولاً مطالب خود را از کتاب «روضه­الشهدا» اثر حسین واعظ کاشفی (وفات 910 ق) (خدوم جمیلی، 1385، ص 59؛ ماسه، 2535، ص 202) و نیز از کتاب­های «الجمرات الوادیه» (مختارپور، 1385، ص 496) و نیز منتخب «الطریحی» (فخری) (همایش بین­المللی محرم و فرهنگ مردم، 1383، ص 140) انتخاب می­کنند.

در بعضی مناطق این مراسم روضه­خوانی بعد از دهة عاشورا شروع می­شود و تا پایان ماه صفر ادامه می­یابد. روضه­خوانها هریک از روزهای دهة اول ماه محرم را به یکی از شخصیت­های این واقعه اختصاص می­دهند و در پایان اشاره­ای به شهادت حضرت حسین بن علی می­کنند. در روضه­خوانی عموماً روضه را با یک شعر مذهبی آغاز می­کنند و سپس به بیان بخشی از تاریخ امامان شیعه می­پردازند. (ماسه، 2535، ص 209) در شب عاشورا هر محله­ای سعی دارد مراسمش سنگین­تر و مجلل­تر باشد. از سر شب تا سحر صدای طبل و فریاد «حسین حسین» به همراه آوای سنج و فلوت یا نی یا سازدهنی فضا را در بر می­گیرد. در بعضی مناطق در ظهر عاشورا مجالس روضه­خوانی کم­رونق است و در مقابل همه در سینه­زنی شرکت دارند. (همایونی، 1371، ص 429) در عاشورا، در اغلب مساجد و تکایا و در اغلب خانه­های روضه­خوانی، ناهار داده شده، از مهمانان پذیرایی می­شود. در صبح عاشورا غوغایی برپاست. در برخی شهرها، هنوز آفتاب نزده صدای طبل بلند می­شود و سینه­زنان جمع می­شوند و مراسم مانند شب پیشین است. ولی چون روز است دیگر چلچراغ نمی­گردانند. در عوض هر محله اسبی را سیاهپوش می­کنند و نعشی با آن حرکت می­دهند. (همان، ص 427)

در سروستان، پسربچه­های شیرخواره در آغوش اسب­سواران می­روند و در همان حال یک یا چند تیر به پاس بزرگداشت خاطرة علی اصغر کودک شیرخواره امام حسین (ع) خالی می­شود. اگرچه علی اصغر شدن پسران نذر و سنتی است که سالهاست منسوخ شده است. (همان، ص 428)

نوحه­ای که در روز عاشورا بیشتر از همه خوانده می­شود این است:

چه کربلاست امروز؛ چه پربلاست امروز  /   سر حسین مظلوم ز تن جداست امروز (همان، ص 428)

و نیز:

روز عاشوراست امروز /  کربلا غوغاست امروز (همان، ص 429)

مراسم شام غریبان

در قتلگاه، اشعار و نوحه­های خاصی خوانده می­شود و پس از آن ماهچه­ها، پنجه­ها، قبه­ها و تیغ­های سرهای علمها را آویزان می­کنند و به اصطلاح تیغ می­افتد. سرانجام زیارت عاشورا خوانده می­شود و ختم مراسم ظهر عاشورا اعلام می­شود و مردم پراکنده می­شوند. ولی عزاداری سیدالشهدا (ع) پایان نمی­یابد و عصر و شب آن روز مراسمی خاص خود دارد به نام «شام غریبان». (رضایی، 1381، صص 474-475؛ سالاری،  1379، ص 271) که در آغاز شب یازدهم محرم اجرا می­شود.

شام غریبان کمابیش مانند یک مجلس روضه است. با این تفاوت که در این جلسه چراغ روشن نمی­کنند بلکه شمع می­افروزند. دسته های عزادار علم و کتل برنمی­دارند و زنجیر و سینه نمی­زنند، بلکه با صفوفی نسبتاً منظم به مجلس می­آیند، مغموم حرکت می­کنند و در حسینیه نیز گله­گله می­نشینند و بیتی حزین می­خوانند. سپس بر می­خیزند و چند قدم جلوتر این عمل را تکرار می­کنند و از مجلس خارج می­شوند و به مجلسی دیگر می­روند. در شهر بروجرد، در مراسم شام غریبان گاهی یک نفر از سفره پرکاهی، آرام آرام بر سر عزاداران کاه می­پاشد و مردم نوحه می­خوانند:

شام غریبان؛ طفلان گریان/ زینب چه سازد با این یتیمان (کرزبر یاراحمدی، 1388، ص 281)    

پس از مراسم در آوردن لباس، عزاداری و سینه­زنی ادامه پیدا می­کند و قبل از اتمام سینه­زنی هنگامی که کلیه عزاداران شور حسینی پیدا کرده­اند، نوحه­خوان با صدای بلند می­گوید: عطشان، و سینه­زنان پاسخ می­دهند: حسین. و باز نوحه­خوان بلند می­گوید: غریب، و سینه­زنان پاسخ می­دهند: حسین.

پس از آن به روی زمین نشسته و سر بر زانو می­گذارند و نوحه­خوان مرثیه و یا مصیبتی را شروع می­کند. درآخر، مراسم با دعاهایی چون زیارت قبر امام حسین (ع) به پایان می­رسد. بعد از آن مردم، در حال دعا لباس می­پوشند، فاتحه­ای می­خوانند، سپس چای تعارف کرده، قبل از رفتن به منازل زیارتنامه می­خوانند و یک نفر محل مراسم فردا را اعلام می­کند و این برنامه در ماه­های محرم و صفر بدون تأخیر اجرا می­شود. (رنجبر و دیگران، 1373، صص 343-344)

روز اربعین

در بیستم صفر که برابر با چهلم امام حسین (ع) است و روز «اربعین» نامیده می­شود نیز مراسم سوگواری آن حضرت برپا می­گردد. در بعضی مناطق به این روز چلم (celom) (چهلم) هم می­گویند و مراسمی را که در این روز اجرا و برگزار می­شود چلما [ن]، celoman (چهلمان) می­نامند. مراسمی که در این عزاداری­ها اجرا می­شود تقریباً یکسان و کمابیش همانند عزاداری­های دهة نخستین محرم - بویژه تاسوعا و عاشورا- است و از این نظر دهة پایانی ماه صفر مانند دهه آغازین ماه محرم می­باشد. (رضایی، 1381، ص 479)

این عزاداری­ها از یکی دو روز پیش از اربعین آغاز می­شود و تا پایان ماه صفر ادامه دارد. در این ده دوازده روز مجالس روضه­خوانی متعدد و مفصل تشکیل می­شود. گاهی نیز دسته­های عزاداری به راه می­افتند و به شیوه معمول خود به زنجیرزدن و سینه­زدن می­پردازند ولی دیگر برنامه­های خاص عاشورا را اجرا نمی­کنند. مثلاً «شیر» و «نخل» و «ذوالجناح» حرکت نمی­دهند، شبیه­گردانی نمی­کنند، به قتلگاه نمی­روند و آرایش دسته­ها نیز کمتر است و علم­ها و کتل­های کمتری حمل می­کنند. (همان، ص 480)

تعزیه­خوانی در میان ایرانیان

بعد از ورود اسلام به ایران، مردم ایران مشتاق تبعیت از حضرت علی (ع) و فرزندان او بویژه امام حسین (ع) شدند. تعزیه، موجب عجین شدن مذهب و سیاست شد. برگزاری تعزیه از دوران حاکمان آل بویه و بویژه از زمان زمامداری معزالدوله انجام شد. در آغاز قرن یازدهم هجری تحت حمایت صفویه در سراسر ایران گسترش یافت و به عنوان یک مراسم شیعی به رسمیت شناخته شد و از آن زمان در طی روزهای اول ماه محرم در اکثر مناطق ایران به اجرا درمی­آید.

این مراسم مذهبی از زمان عضدالدوله دیلمی در ایران رواج یافت و در تهران و قم و مشهد با تجمل بیشتری برگزار می­گردید. تعزیه­خوانی در زمان ناصرالدین شاه شکوه و جلال بیشتری پیدا کرد و همه ساله در تهران در تکیه دولت برگزار می­شد که شاه و وزرا و رجال در آن شرکت می­کردند. (میرنیا، 1362، ص201؛ شهری، 1383، ص 115)

واعظ مراسم تعزیه را اصولاً «روضه­خوان» می­گویند. این عزاداری­ها به ترتیب مراسمی انجام می­شود؛ همچون رفتن در پوست شیر، به حرکت درآوردن نخل که عماری مانندی چوبی است و به مثابة تابوت امام حسین (ع) است. پس از آن حرکت «ذوالجناح» بود و سپس حمل کتل­ها توسط نوجوانان که به آنها «علامت» (الامت alomat) می­گویند و پس از آنها حرکت دادن علم­ها و بیرق­ها و پرچم­های متعدد است و سپس حرکت اعضای دسته به دنبال آنها.

چنانکه گفته شد، از جمله مراسمی که در ایام سوگواری محرم و صفر برگزار می­شود، مراسم تعزیه است. تعزیه نوعی نمایش عامیانة مذهبی است که در مناطق مختلف ایران رواج دارد و در هر منطقه حال و وضع ویژه­ای دارد. برخی، تعزیه را «شبیه­خوانی» یا «تعبیه» می­گویند. (شریعت­زاده، 1371،ص280)

در شهر شاهرود، یکی دو روز قبل از تعزیه­خوانی، تعزیه­گردان که او را تعبیه­گردان، ناظر شبیه­گردان، مجلس­گردان، میرزا و فهرست­گردان می­نامند، تعزیه­خوانها را در منزل خود جمع و نسخه­های تعزیه را بین آنها تقسیم می­کند، هر تعزیه، دارای یک نسخه است. (همان، ص 291)

در تعزیه، زبان گفتگو «شعر» است که معمولاً به وسیلة تعزیه­گردان با اشخاصی که علاوه بر داشتن علایق مذهبی، به متون شعر نیز کمابیش آشنا بوده­اند، سروده شده است. شبیه­خوانی از جمله مراسمی است که از هفتم محرم در میادین و صحن حیاط حسینیه و تکایا یا در شهرستان­ها معمول است. در برخی شهرها، با نواختن سنج و دمام قبل از اجرای تعزیه مردم را با خبر می­سازند. (لهسائی­زاده، 1370، ص 130)

در ایام محرم، شبیه­خوان­ها هر روز یکی از وقایع کربلا را نشان می­دهند و شبیه­خوانی مربوط به آن را اجرا می­کنند. بازیگرها نقش خود را که با شعر نوشته شده، از روی نسخه­ای که در دست دارند به آواز می­خوانند. عموماً لباس شبیه سیدالشهدا (امام حسین (ع) قبای راسته سفید، شال و عمامة سبز، عبای ابریشمی شانه زری سبز یا سرخ است. در موقع جنگ چکمه و شمشیر هم دارند و در مواقع عادی نعلین زرد به پا می­کنند. شهدای تعزیه قبل از رفتن به میدان جنگ پیراهن سفید به تن می­کنند که کنایه از کفن­پوش شدن امام حسین (ع) است. (سالاری، 1379، ص 249) شمائل شبیه باید با نقش او متناسب باشد. مثلاً امام باید خوش صورت بوده و ریشی به قدر یک قبضه داشته و از حیث قامت متوسط باشد. (میرنیا، 1369، ص 204) اصولاً شبیه­خوانی در روز دهم ماه محرم در میدان بزرگ شهر انجام می­گیرد. تمام شرایط و اوضاع و احوال شهادت امام حسین (ع) در چهره­هایی کاملاً جدی و حقیقی تقلید می­شود. (فیودورکورف، 1372، ص 242)

اثرات هنری نمایش­های تعزیه نه تنها شیعیان بلکه گاهی اهل تسنن و یهود و نصارای مجلس را هم تحت تأثیر قرار می­دهد. در تعزیه­خوانی­های تکیه دولت در تهران، تعزیه­خوانها، تعزیه­خوانی را از ورود به کربلا و گرفتن حر سر راه بر امام حسین (ع) شروع کرده، به شهادت امام (ع) و اسارت اسرا ختم می­کردند. (شهری، 1383، ص 116)

در گذشته، قسمت اعظم روضه و تعزیه تکیه دولت در ایران، در روزهای اول در مقابل شاه انجام می­گرفت و روز یازدهم خلعتها و انعام به دست خود شاه میان تعزیه­خوانان قسمت می­شد، عناوین و القاب تازه­ای تکریم و تشریف می­شد مانند معین البکاء، فخرالذاکرین، نقیب السادات. (همان، ص 118) در روز آخر شیر تعزیه به میدان آورده می­شود که یادآور روایتی است دربارة شیری که روز بعد از عاشورا از بیشه­ای، نعش­های شهدا را پاسداری می­کرد. (رک: همان، ص 119)

 به طور کلی حوادث این دهه بویژه روزهای نهم و دهم تا سیزدهم مضمون اشعار تعزیه نامه­هاست. (همایونی، 1380، ص 480؛ صالحی­راد، 1380، ج 1، ص 368) مضمون این تعزیه­ها، توصیف مجالس و مقامات امامان و شهیدان است. اشخاص این نمایش­ها منحصر به امامان و یا شهیدان کربلا نیست؛ مصائب و نواقبی که برای پیامبران قدیم روی داده است گاه در این مجالس به روی صحنه می­آید اما فوری در پایان داستان به واقعه کربلا گریز می­زنند.

شبیه­خوان اصولاً جوانی است با عمامه سیاه و شال سبز که نوحه­سرایی می­کند، تماشاچیان، بازیگران و حتی قاتلان امام نیز از فرط تأثر می­گریند. (زرین­کوب، 1377، ص 310) مجلس تعزیه عاشورا که روز پایانی دهه اول عزاداری ماه محرم است از ویژگی خاصی برخوردار است؛ در این تعزیه نحوة شهادت کلیه شهدای کربلا را تعزیه­خوانان یکجا نمایش می­دهند.

در سفرنامه­های سیاحان فرنگی تصاویر کهنه­تری را از تعزیه می­توان دید؛ در بین فرنگی­ها از کسانی که به جمع­آوری نسخه­های تعزیه پرداخته­اند می­توان به لویس (lewis pelly) و لیتن (litten) اشاره کرد. (همان، 311) نیز کتابهایی همچون «شرح زندگانی من» از عبدالله مستوفی که به توصیف مراسم تعزیه در دورة ناصرالدین شاه در تکیه دولت می پردازد. (زرین­کوب، 1377، ص 311؛ شاملو، 1379، ص 357)

جای پای تعزیه در ادبیات شفاهی هم دیده می­شود؛ از جمله بعضی اشعار و اسامی تعزیه­ها و نیز ویژگی بعضی نقش­ها در فرهنگ مردم وارد شده است، مانند شمر (رک: شاملو، 1379، ص 396) که در امثال و حکم نیز آمده است؛ مانند «امام حسین یکی بود، شمر و یزید که فراوان است» (شاملو، 1361، ص 817) و نیز اصطلاحات و مشهوراتی به وجود آمده؛ مانند «تربت امام حسین» که در فواید شفابخشی آن روایاتی از امام صادق (ع) منقول است (رک: شاملو، 1361، صص 818-819؛ به نقل از حلیة المتقین مجلسی) تعزیه، تعبیراتی کنایی نیز پیدا کرده مانند «تعزیه گرفتن» کنایه از «دیگران را با شرح رویدادی جانسوز متأثر کردن» (شاملو، 1379، ص 396) قسم خوردن در میان مردم نیز در این ایام مطابق با همین ایام و مناسبت­های آن است مانند: «به امام شهید قسم»، «به این روزهای عزیز قسم»، «به این شب قتل»، «به سیدالشهدا (ع)» (خلعتبری، 1387، ص 107).

نذر کردن و ادای نذر

نذر کردن یا ادای نذر گذشته، از جمله مراسم و اعتقاداتی است که بسیاری از مردم در مناطق مختلف  به آن پایبندند. علاوه بر نذردارانی که هیأت باید به خانه­هایشان برود و سینه بزند، عده­ای نیز نذر دارند که در آن روز چیزی را خیرات کنند. (لهسائی­زاده، 1370، ص 128) از جمله این نذر «هف کل گه» (haf kal ga) است که شب عاشورا حاجتمندان نیت می­کنند و زیر هفت علم عزاداری می­کنند. (پاینده، 2535، ص 191). «لال پله» lala pala نیز نذری است که زنان در شب عاشورا نیت می­کنند تا از هفت خانه پلو بگیرند بی­آنکه کلامی بر زبان بیاورند. (همان، ص 191) از دیگر نذرهای این ایام، «دیگ چل کاسه»، «دزدی کردن»، «پیراهن پوشاندن به منبر»، «نان هفتاد و دو تن»، «آب نخود» (آو نخوت) است. (همان، ص 192)

یکی از نذرهای رایج نزد بومیان کیش که معمولاً موقع بیماری بچه­ها انجام می­شود، «ذبح کردن» است که در شب هفتم یا دهم محرم ادا می­شود. شیوه این نذر چنین است که بعد از پایان روضه­خوانی، وقتی ملا از منبر پایین آمد، بچه­ها را در کنار منبر رو به قبله دراز می­کنند و ملا، کتابی را که در دست دارد یکبار مثل کارد از گوش تا گوش به زیر گلوی او می­کشد. (مختارپور، 1385، ص 503)

یکی از مهمترین نذرهای مردم در شهر بروجرد، نذر «به پاکردن سقاخانه» است. مردم بروجرد با برپاکردن سقاخانه به پیشواز ماه محرم می­روند. (کرزبر یاراحمدی، 1388، ص 274) در شب شام غریبان عزاداران بی­آنکه داخل این سقاخانه­ها شوند، در مصیبت طفلان امام حسین (ع) و شام غریبان نوحه­سرایی می­کنند. (همان، ص 282) از دیگر نذرهای مردم، «درست کردن خره برای عزاداران» است؛ خره­گیران معتقدند «خره» لباس سیاه امام حسین (ع) را نباید از لباس جدا کرد تا این که به مرور از لباس جدا شود. (همان، ص 282) اطعام مستمندان  توسط توانگران در روزهای تاسوعا و عاشورا، حتی روز هشتم یا به خاطر عمل به وصیت واقف است. یا نذر است و یا به قصد انجام خیرات است.

باورهای عامه نسبت به ایام محرم

از اعتقادات و باورهای مردم در مناطق مختلف نسبت به این ایام و وقایع آن می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

زنانی که به لطف خداوندی امیدوارند و یا نذری کرده­اند معتقدند که با دزدیدن چیزی مانند فنجان یا نعلبکی از مجلس روضه­خوانی، نیکبختی به آنان روی خواهد آورد. (ماسه، 2535، ص 206) در مراسم سینه­زنی گاهی مردی با یک اسفنج یا پنبه، اشک­های عزاداران را پاک می­کند و آنها را در یک بطری می­چلاند، آنها معتقدند که این مایع داروی بیمار یا باطل­السحری است در مقابل حوادث ناگوار. بعضی عقیده دارند که فرشته این اشکها را گردآوری می­کند و تا روز رستاخیز نگاه می­دارد تا گواه این باشد که گریه­کننده، حضرت حسین را گرامی داشته و به ذکر مصیبت و فاجعة کربلا دلبستگی داشته است. (همان، ص210)

ایرانیان بر این باورند که حسین (ع) با شهربانو دختر یزدگرد سوم ازدواج کرد و به این سبب، حسین (ع) را متعلق به فرهنگ ایرانی می­دانند. (خدوم جمیلی، 1385، ص 58)

«ذوالجناح»، نام اسبی منسوب به امام حسین (ع) است که مقدس و مورد احترام است. در پاکستان اسبی با این نام، نقش مهمی در عزاداری دارد. مردم با دست زدن به آن و سپس لمس صورت خود طلب آمرزش     می­کنند. (همان، ص 66)

 عمق فاجعه کربلا، در جان شیعیان تا آنجاست که تشنگی اهل بیت و همراهان حسین بن علی (ع) در حادثة کربلا به آب جنبه­ای مذهبی بخشیده است. (شاملو، 1361، ص 814) نیز به همین دلیل یکی از آداب عزاداری، گرداندن آب در میان عزاداران و رفع تشنگی از آنهاست (ماسه، 2535، ص 205)؛ گریستن بر شهادت حسین بن علی (ع) ثوابی بزرگ به حساب می­آید و بعضی معتقدند که این کار موجب آمرزش گناهان می­شود. (شاملو، 1361، ص 816؛ تاورنیه، 1363، ص 414) و نذری که به نام او کرده باشند، برآورده و سوگندی که هرگز به دروغ بر زبان نمی­آورند، «به خون گلوی حسین» است.

از دیگر باورهای عوام دربارة امام حسین (ع) می­توان این موارد را نام برد: در تولد سید الشهدا (ع) قابله­ای بهشتی به نام لعیا حضور داشته است (شاملو، 1361، ص 814 ؛ به نقل از جامع النورین)؛ و این که امام حسین (ع) نه از مادرش فاطمه شیر خورد و نه از زنی دیگر، بلکه ایشان از زبان جدش پیامبر، شهد و شیر و عسل  می­نوشید (همان، ص 816؛ به نقل از جامع النورین)؛ خاک «ری» را شوم می­دانند زیرا ری را برای کشتن امام حسین (ع) به ابن سعد وعده داده بودند. (همان، ص 816)؛ در قیامت دو منبر از نور می­آورند، دو طرف عرش می­گذارند، یکی سبز و یکی سرخ. امام حسن (ع) بر منبر سبز و امام حسین (ع) بر منبر سرخ می­نشینند و آن روز خدا عرش خود را به حسنین زینت می­دهد (همان، ص 817)؛ در قتل یحیی آسمان دو قطره خون بارید اما در قتل حسین چهل روز خون گریست. (همان، ص 817)؛ و اینکه از تربت امام حسین (ع) بوی سیب می­آید.

در بعضی از مناطق  اغلب مردم در شب عاشورا تا صبح نمی­خوابند و در تکایا و مساجد عزاداری می­کنند و معتقدند که خوابیدن در چنین شبی حرام است و نیز عقیده دارند که پا برهنه بودن در شب قتل ثواب دارد. (پاینده، 2535، ص 184) کسانی که در این مراسم، قمه­زنی می کرده­اند معتقد بودند که هرچقدر هم جراحت  قمه عمیق باشد به تقرب امام حسین (ع) به زودی بهبود می­یابد و به انسان آسیبی نمی­رساند. (همان، ص 185)؛ بعضی معتقدند که شمر در شب عاشورا آزاد است و به شکل سگی در کوچه­ها حرکت می­کند. (همان، ص 185) و همواره در صحرای کربلا تشنه و سرگردان است و مدام پی آب می­گردد. (کرزبر یاراحمدی، 1388، ص 282)؛ مردم کشاورز در روز عاشورا هیچگونه کار کشاورزی انجام نمی­دهند. آنها که نوبت آبشان به روز عاشورا می­افتد، نوبت آب را رها می­کنند و به زمین آب نمی­دهند چرا که آب بستن به زمین را در چنین روزی ناروا می­دانند (سالاری، 1379، ص 248؛ کرزبر یاراحمدی، 1388، ص282) و معتقدند آبیاری در روز عاشورا اولاً گناه است و دوم این که با این کار ممکن است زمین زراعی­شان خشک شود. در میان اهل سنت بعضی از مناطق رسم است که در روزهای نهم و دهم محرم روزه می­گیرند. (همایش بین­المللی محرم و فرهنگ مردم، 1383، ص 135)؛ نیز از دوخت و دوز، جویدن آدامس، و خوردن تنقلات در این روز دوری می­کنند. (کرزبر یاراحمدی، 1388، ص 282)؛ برخی، کار کردن در روز تاسوعا و عاشورا را حرام و نوعی معصیت    می­پندارند. در این روزها همگی دست از فعالیت می­کشند و به سوگ شهادت حضرت حسین (ع) می­نشینند. مردم حالت سوگواری خود را تا پایان ماه صفر حفظ می­کنند و جامه سیاه بر تن دارند، هیچگونه مجلس شادی تشکیل نمی­دهند و بعضی معتقدند اگر در حین اجرای مراسم سوگواری کشته شوند به درجه شهادت رسیده­ است. (تاورنیه، 1369، ص 412)

عامه مردم، به طور کلی از اسب سیاه خوششان نمی­آید زیرا بنا بر روایات قاتل امام حسین (ع) در واقعة کربلا سوار بر اسب سیاه بوده است. (فیودورکورف، 1373، ص 243)؛ رسم هفت منبر در میان نسوان مرسوم بوده، بنا بر این رسم، زنها و دخترها با شیرینی و نقل و خرما به مساجد و تکیه­ها می­رفتند، منبر را می­بوسیدند، شمع روشن می­کردند، بر روی پله­های منبر شیرینی می­گذاشتند و به مسجد بعدی می­رفتند. (رضایی، 1381، ص 477)

ایرانیان، معمولاً دعوت به مجلس عزا را رد نمی­کنند؛ زیرا حضور در مجالس عزاداری را به منزلة بازدید از صاحب عزا می­دانند.

 

منابع و مآخذ

1-    پاینده، محمود، آیین­ها و باورداشت­های گیل و دیلم، تهران، 2535؛

2-    تاورنیه، سفرنامه، ترجمة  ابوتراب نوری،1363؛

3-    خدوم جمیلی، عباس، تعزیه در عراق و چند کشور اسلامی، ترجمة مجید سرسنگی، تهران، 1385؛

4-    خلعتبری لیماکی، مصطفی، فرهنگ مردم تنکابن، تهران، 1387؛

5-    رضایی، جمال، بیرجندنامه، تهران، 1381؛

6-    رنجبر، حسین؛ ایزدی، محمدرضا؛ امینی، ابوالقاسم (عبدالله)، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، 1373؛

7-    زرین­کوب، عبدالحسین، یادداشتی دربارة تعزیه ماه محرم، مجلة سخن، دورة نهم، تهران،1377؛

8-    سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایه ساوه، تهران 1379؛

9-    شاملو، احمد، کتاب کوچه، دفتر اول، تهران، 1379؛

10-ـــــــــــ، کتاب کوچه، دفتر سوم، تهران،1361؛

11-شریعت­زاده، سیدعلی­اصغر، فرهنگ مردم شاهرود،1371؛

12-شهری، جعفر، طهران قدیم، جلد اول، تهران، 1383؛

13-صالحی­ راد دربند سری، حسن، مجالس تعزیه، تهران،1380؛

14-کرزبر یار احمدی، غلامحسین، فرهنگ مردم بروجرد، تهران، 1388؛

15-فیودورکورف، ارون، سفرنامه، ترجمة اسکندر ذبیحیان، تهران، 1372؛

16-لهسائی­زاده، عبدالعلی؛ سلامی، عبدالنبی، تاریخ و فرهنگ مردم دوان، تهران، 1370؛

17-ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمة مهدی روشن ضمیر، جلد اول، تبریز، 2535؛

18-مختارپور، رجبعلی، دوسال با بومیان جزیرة کیش، تهران، 1385؛

19-میرنیا، سید علی، فرهنگ مردم (فولکلور ایران)، تهران، 1369؛

20-وثوقی رهبری، علی اکبری، تعزیه­خوانی در شهرستان سیرجان، کرمان، 1386؛

21-همایش بین­المللی محرم و فرهنگ مردم، پژوهشکده مردم­شناسی، تهران،1383؛

22-همایونی، صادق، تعزیه در ایران، شیراز، 1380؛

23-ــــــــــــــــ ، فرهنگ مردم سروستان، آستان قدس رضوی، 1371؛