(خطوط سیاه از آقای حقیری و خطوط سبز ترجمه اینجانب است)

 

اغلب ما تصویری کلی که دوست داریم جهان مانند آن باشد داریم. (ص 7)

And most of us favour some very general picture of what the

world is like.

اغلب ما برای خود، تصویری کلی از چیستی جهان هستی می سازیم.

***

فقط آرایه هایی پیچیده از ماده هستیم و پس از مرگ بتدریج تجزیه می شویم. (ص 7)

we are just

complicated arrangements of matter that gradually fall to bits after we die.

 

تنها سامانه پیچیده ای از ماده ایم که بعد از مرگ بتدریج تجزیه می شویم.

***

مثلا ممکن است فکر کنند که تخصص واقعی در انجام کاری مطلوب تر از هر میزان معرفت نظری است. (10)

They might think, for instance, that real expertise at doing something is more desirable than any amount of theoretical knowledge.

برای نمونه، شاید از نظر آنها درگیری عملی با هر فعالیتی، مطلوب تر از تکیه بر وجوه نظری آن باشد.

***

من این افراد را کنار نگذاشته ام (10)

I am not just making these people up

این قبیل افراد زاییده خیال من نیستند.

***

هدف گیری نوع معینی بی فکری، خود حاصل تفکرات بسیاری از گذشته بوده است. (10)

And this ideal, of aiming at a certain kind of thoughtlessness, was the outcome of a great deal of previous thinking.

البته آرمان حرکت به سوی رهایی از فکر و اندیشه، دستاورد انبوهی از تأملات پیشین بوده است.

***

چند جمله قصار برای گسترش فهرست بکن نکن های ما حاصل نمی شود (10)

or a few new maxims to extend our list of dos and don’ts,

این گونه نیست که ... بتواند با چند نصیحت و اندرز مجموعه باید و نبایدهایمان را فربه تر کند.

***

در اینجا تشبیه به استخر شنا مانند اغلب تشبیه ها مرا مأیوس می کند. (11)

here the analogy with the swimming-pool leaves me in the lurch, the way analogies often do

 

تمثیل قرار گرفتن در آب، مرا ناخودآگاه با گزاره های دیگری درگیر می کند؛ اتفاقی که اغلب در مقام تمثیل رخ می دهد.

***

نه این که فقط ببینند که وقایعی روی می دهند (14)

(as opposed to just registering that they do)

بدون آن که فاعلیتی برای خود قائل شوند.

***

بنابراین آثار زیادی ازافلاطون برای خواندن هست (24)

So there is plenty of Plato to read

با این حساب افلاطون آثار خواندنی زیادی دارد...

*** 

بخش اعظم توافق سقراط در سطح اصولی بسیار بالایی، گاهی به حد سرگیجه آور بالا، به عمل آمده است- مانند هنگامی که گفت در مقایسه با اهمیت انجام آنچه درست است، موضوع شهرت (شهرت دوستانش و شهرت خودش) و پرورش فرزندان هیچ اهمیتی ندارد. (36)(agreement  را با argument  عوضی گرفته است!)

Much of Socrates’ argument has been conducted at a high level of principle, sometimes dizzily high – as when he said that compared with the importance of doing what is right, matters of reputation (his friends’ as well as his own) and the upbringing of children were of no account 

 

بخش اعظم استدلال سقراط از بنیانی بسیار عالی و گاه گیج کننده برخوردار بوده است. آنجا که می گوید مقولاتی چون اعتبار (خود و دوستانش) و تربیت فرزندان در قیاس با مسأله عمل به حق ارزشی ندارد.

***

صفحاتی نه چندان قبل، .....(!!!!)

Not many pages back

در همین چند صفحه قبل....

***

 

 اما قوانین و دولت فکر می کنند دست کم ارزش اشاره را دارد که وی در خطر آن است که خود را آلت مضحکه سازد (a 53) و سخنان ناراحت کننده بسیاری درباره خود بشنود (e 53 ) و دلیلی در اختیار داوران قرار دهد که تصور کنند تصمیم صحیحی گرفته اند.

 

But ‘the Laws and the State’ think it is at least

worth mentioning that he is in danger of making himself a laughing

stock (53a), and of hearing many deprecatory things about himself(53e),

 

اما «قانون و دولت» بر آن است که حداقل تذکر این نکته خالی از لطف نیست که سقراط در معرض آن است که خود را مضحکه ساخته (a 53) ، آماج ملامت دیگران قرار گرفته (e 53 ) و بهانه به دست هیأت منصفه دهد که تصمیم خود را درست بپندارند.

***

انسجام وی باید برای او بیش از این ارزش داشته باشد. (37)

his own integrity ought to mean more to

him than that

شرافت او باید بیش از اینها برایش ارزشمند بوده باشد.

***

 

قوانین جهان زیرزمینی برادران آنها هستند... (37)

The laws of

the underworld are their brothers, and will avenge them.

قوانین جهان دیگر خویشاوند آنهاست و انتقام آنها را از سقراط خواهد گرفت.

***

 

باید به نحوی قانع کننده به ما نشان دهد که فقط یک راه درست برای حذف تمام ملاحظات گوناگون وجود دارد. (39)/

For it would have to show us, convincingly, that there was just one

right way to balance out all the various considerations.

باید به نحوی قانع کننده نشان دهد که فقط یک راه درست برای ایجاد توازن بین ملاحظات گوناگون ما وجود دارد.

ادامه دارد