باز هم از مرگ...
چندی پیش که استاد مسلم شعر و ادب پارسی، دکتر داریوش صبور، روی در نقاب خاک کشید و من با اندوهی فراوان شانه های خود را لااله الا الله گویان زیر تابوت او در بهشت زهرا(س) دیدم، و دیگران را در حال اشک و آه، با خود این جمله ها را زمزمه کردم که:
کاش آنگونه که پیامبران و فیلسوفان متاله معتقدند، روح را بقایی باشد؛ چرا که آدمی می تواند در تشییع جنازه خود شرکت کند. تنها وقت مردن است که دوستان و آشنایان بدی های آدم را فراموش می کنند و تنها به خوبی ها و نیکی هایش می اندیشند. آنگاه حتی برای لحظاتی هم که شده دیگران را خواهیم یافت که فقط ذکر خیر می کنند و بجای نفرت و کینه، مهرورزی می کنند و دستکم دل می سوزانند.
کاش روح را بقایی باشد!
کاش!
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:51 توسط ع.برهان