وغ وغ سا هاب عنوان کتابی است از صادق هدایت که با همکاری مسعود فرزاد در سال 1313 خورشیدی (۱۹۳۴ میلادی) در تهران ‌چاپ و منتشر شده است.

وغ وغ ساهاب، در اصل، مجموعه ای است متشکل از 35  قطعه نوشتۀ منثور و منظوم، به صورتِ  فانتزی هجو و هزل آمیز، در سُخریّۀ ادبیات معاصر (نک: مینوی، 459؛ آرین پور، 3/340).که پدیدآورندگان، آنها را غزیّه(قضیّه) نام نهاده اند. بعضی از این قضیه ها تقریبا به نثر معمولی نوشته شده و بعضی دیگر «چیز»هایی است که منظوم و آهنگدار و شعرمانند هستند(آرین پور، 3/386). در آغاز، نام نویسندگان در کتاب ذکر نشده بود؛ ولی همان موقع، خوانندگانِ آشنا به قلم هدایت و فرزاد، بفراست دریافتند که این طنزهای تلخ و گزنده دربارۀ نویسندگان، ناشران و کتابفروشان آن زمان، از آندو نویسنده می تواند باشد(نک: نخستین کنگره...، 171؛ آرین پور، 3/340). مسعود فرزاد دربارۀ نحوۀ آفرینش این کتاب می گوید که ابتکار و فکر نوشتن وغ وغ ساهاب از هدایت بوده و او در این امر جز پیروی از هدایت کاری نکرده است. وی می افزاید که از 35 قضیه، یازده قضیه از هدایت؛ یازده قضیه، نوشتۀ خود وی و بقیه کار مشترکشان بوده و قابل تفکیک نیست(فرزاد، به نقل از: آرین پور، 3/386؛ قس: کاتوزیان،133؛ نیز، نک: بهارلو و اسماعیلی، 524؛ قس: همو، 525).

در صفحۀ آخر کتاب ترانه های خیام که در سال چاپ 1313 خورشیدی، چاپ شده بود، در معرفی « وغ وغ ساهاب» چنین آمده است که می تواند بیانگر غرض نویسندگان نیز باشد:

«وغ وغ ساهاب کتابی است شامل 35 قضیه یا قسمت راجع به شعر آزاد و نثر در موضوع های مختلف ادبی و اجتماعی، مخصوصا ادبی». سپس جملاتی کوتاه از افراد مجهول الهویه با عنوان «چند شهادتنامۀ کتبی و شفاهی» ذکرشده که برخی از آنها ازین قرار است:

« کتاب وغ وغ ساهاب تفی است که بریش کوسۀ ادبیات معاصر ما افتاده.» یکنفر محقق

«اگر پنجاه سال بعد بخواهند بی طرفانه دربارۀ ادبیات امروز ما قضاوت بکنند، کتاب وغ وغ ساهاب کمک بزرگ و راهنمای گرانبهایی خواهد بود.» یکنفر بیکاره

«کتاب لوس و مزخرفی است و بلاشک در عالم شعر فارسی رولوسیونی راه نخواهد انداخت و از خشت نیفتاده زیر خاک فراموشی مدفون خواهد شد.» یکنفر شاعر

 « به نظر من کتاب وغ وغ ساهاب چیز تازه ای نیست همان ادبیات معمولی است که جویده اند و قی کرده اند.»یک نفر ادیب وازده

«وغ وغ ساهاب ظاهرا مسخره است ولی خیلی جدی است از هر کتاب جدی هم جدی تر است.» مراسله از پاریس

« این کتاب در عین حال که انتقاد ادبیات معاصر است، یک نوع تجدد ادبی ایجاد کرده و آبرویی برای ادبای قلابی باقی نگذاشته و خوب مچ آنها را باز کرده است، باید خیلی بادقت خوانده شود.» تلگراف از بمبئی

«همان طوری که قبل از ظهور زمین لرزه و پیش از آن که کوهی آتشفشان کند آثاری ظاهر می شود که دلالت بر نزدیک بودن این وقایع و حوادث دارد، ظهور وغ وغ ساهاب را هم می توان دال بر انقلاب ادبی جدی تر دانست.» کاغذ از لوزان

« حالا مردم قدر این کتاب را نمی دانند و دویست سال بعد حرف های مارا خواهند فهمید.» نویسندگان کتاب(به نقل از: کتیرایی، 5-94).

«قضایا»ی این کتاب انواع مختلف موضوع ها را در بر می گیرذ، که نافذترینِ آنها ریشخند ادبای رسمی است. تقریبا همۀ قضایا به شکل شعر آزاد و اغلب باصطلاح، قافیه دار است. واژۀ قضیه به معنی مورد، ماجرا یا واقعه است. اما در ضمن، آگاهانه و در قیاس با قصیده انتخاب شده که از محکم ترین و مطنطن ترین قالب های شعر فارسی و عربی است(کاتوزیان، 136). محتویات کتاب وغ وغ ساهاب به استهزاء بیشتر شبیه است تا به طنز. این حکایات یا «قضایا» قشر بالای اجتماعی و ادبی را به سبب مدرنیسم خام آنها و پایداریشان در شیوه های سنتی، به باد استهزاء می گیرد و تلخی ناشی از نادیده گرفته شدن و کنار گذاشته شدن را منعکس می کند(کاتوزیان، 134).

از دید ادبی نیز، «وغ وغ ساهاب» را شاید بتوان طرح ِ کاملی از تجربه‌های هدایت پس از «علویه خانم» و «ولنگاری» در شیوۀ نگارش و پی‌ریزی ساختمان و ساختار داستان دانست. تجربه‌هائی که رفتارهای اجتماعی آدم‌ها، به‌کارگیری زبان و ادبیاتِ عامیانه، نمایش دشواری‌ها و ناسازگاری‌های سیاسی و اقتصاد توده،  بازنمائی روابط جنسی و بازتابِ دین و دانش و هنر در زندگی روزمرۀ انسان‌ها را به خوبی می‌نمایاند. ویژگی سبک بیان کتاب، جدا از بکارگیری شعر و نثر ِ آهنگین و شیوۀ نگارش ِ(رسم‌الخط) نو یا ناآشنا و در واقع غلط‌، طنزِ سیاهی  است که در لابلای قضیّه‌ها با تردستی و به زیبائی جای گرفته است. شوخی و بذله گویی از کلام اول آغاز می‌شود و تا انتها ادامه می‌یابد: کتاب‌ «به اقلام یأجوج و مأجوج و قومپانی لیمیتد»!منتشر شده است. هجّی«وغ وغ ساهاب»و شوخی های املایی دیگر به«پارسی‌ سره»نسبت داده شده است. در این کتاب نه تنها عروض و قافیه که نحوۀ املای برخی کلمات هم تعمدا تغییر می یابد و مثلا با حذف واو معدوله، خواب و خواستن، بصورت خاب و خاستن، نوشته می شود و جاهایی که الف با تنوین می آمده، مثل نسبتا، غالبا از حرف «ن» استفاده شده و بدین شکل نوشته شده: نسبتن، غالبن و اکثرن. مسعود فرزاد در این باره می گوید: «سبکی که در وغ وغ ساهاب به وجود آمدبراساس تعمدی بودکه مرحوم هدایت و به تبع او بنده برای تغییر دادن ادبیات فارسی و نحوه بیان مطالب داشتیم»(به نقل از: بهارلوییان و اسماعیلی،527).

صرف نظر از شکل و فرم کتاب که خود سبک تازه ای در طنز معاصر به حساب می آید، محتوای این اثر بخوبی از جریان های اجتماعی و علمی و ادبی آن دوره نمایندگی می کند و نگاه انتقادی نویسندگان و گروه معروف«رَبعه»را که متشکل از مجتبی مینوی، بزرگ علوی، فرزاد و هدایت بود، بازتاب می دهد. هدایت اغلب قضیه های وغ وغ ساهاب را در نکوهش از جنبه های گوناگون ابتذال فرهنگی و ادبی این دوره نوشته بود(میرعابدینی، 119)؛ او که خود را در میان ادیبان معلومات فروش، غریب و تنها می دید، آنان را در وغ وغ ساهاب به طنزی گزنده مورد لعن و طعن قرار داد. او برای ترسیم کاریکاتوری موجز و زنده از وضع فرهنگ و ادبیات ایران، این «نوع» ادبی تازه را به نام «قضیه» ابداع کرد. در این نوشته ها که ترکیبی خلّاق از نظم و نثر و طنز و جدّ است، هجو جلوه های کهنۀ فرهنگ و زندگی به شکلی غیر مستقیم- مانند چرند و چرند های دهخدا- انجام شده است. گرچه مسایل طرح شده در وغ وغ ساهاب، موضوع روز در آن دوره بوده است اما بخش عمده ای از تاثیر این طنز، مدیون شیوه نگارشی قضیه ها و نحوۀ بازی نویسنده با زبان است(میرعابدینی، 97). در این میان تاثیر طنز علی اکبر دهخدا(1335-1258ش.) را بر هدایت، در این کتاب نمی توان نادیده گرفت(میرعابدینی، 81). در واقع می توان گفت که هدایت بانی سبک چندان تازه ای نیست چراکه از اواخر قرن گذشته نویسندگان دیگری پیش از او زبان عامیانه را وارد نوشته های خود کرده بودند. مثل دهخدا و جمالزاده؛ اما هیچ نویسنده ای پیش از او نتوانسته بود با چنین وضع طبیعی و ساده ای هروقت که بخواهد لحن را تغییر دهد. به هر روی هدایت در این کتاب، و برخی آثار دیگرش چیره دستی خود را در انتقاد هجائی به نمایش گذارده است. او از این نظر  در ادبیات معاصر ایران از جایگاه ممتازی برخوردار است. او استعداد عجیبی دارد که صحنه های زشت و ناپسند زندگی و نقاط ضعف کسان و بسیاری از مسائل جاری را، که در نظر مردم ساده و عادی تلقی می شود، هنرمندانه ترسیم و آنها را مسخره و احمقانه جلوه دهد. طنز و هجو و هزل نه تنها در وغ وغ ساهاب بلکه در جدی ترین آثار هدایت نیز به چشم می خورد. طنز گزندۀ او در داستان هایی نظیر علویه خانم، دون ژوان کرج و... بی مانند است (یادداشتهای نگارنده، نیز نک: آرین پور، 3/385). وغ وغ ساهاب در حقیقت تازیانه ای بود بر پشت همه کسانی که با رخوتی عمیق هنوز در فکر ایجاد آثاری متصنع و اندرزهای قالبی و کلمات ناهنجار بودند و این تراوشات را که فایده ای جز انباشتن کتاب نداشت، «صنعت» می پنداشتند و خویشتن را عالمانه به نمایش می گذاشتند( فرزاد، به نقل از: آرین پور، 3/386). توصیف طنازانۀ خودِ نویسندگان از وغ وغ ساهاب چنین است:

گرتوخوانی ایدون وغ وغ ساهاب،/ دیگر احتیاجت نبود بهیچ کتاب./این عصارۀ علوم معقول و منقول است،/هرکس بگوید «نیست» نفهم و فضول است،/مر آن را نیامده و نخواهد آمد نظیر،/ غمپانی ضمانت می کند که شما از خواندنش نشوید سیر./(هدایت، 66).

عنوان برخی قضیه های این کتاب، چنین است: قضیه کینگ کونگ، قضیه طبع شعر، قضیه جایزه نوبل، قضیه جایزه نومچه، قضیه فرویدیسم، قضیه چهل دخترون، قضیه تق ریز نومچه، قضیه رمان علمی، قضیه کن فیکون

این کتاب دقیق ترین و در عین حال سرگرم کننده ترین انتقاد از بسیاری جنبه های زندگی و ادب آن دورۀ ایران است که بسیاری قضایایش هنوز نیز صادق و جاری است.

 

منابع

بهارلوییان، شهرام و اسماعیلی، فتح الله، شناخت نامه صادق هدایت، تهران، 1379ش؛ پدرسن، کلاوس، جهان بینی در ایران پیش از انثلاب، گزارش سمیعی گیلانی، تهران، 1386ش؛ جمشیدی، اسماعیل، خودکشی صادق هدایت، تهران، 1373ش؛ شریفی، محمد، فرهنگ ادبیات فارسی، تهران، 1387ش؛ طبری، احسان، «صادق هدایت»، نامۀ مردم، شمارۀ 10، تهران، 1326ش؛ فرزاد، مسعود، کتیرایی، محمود، کتاب صادق هدایت، تهران، 1349ش؛ میرعابدینی، حسن، صدسال داستان نویسی ایران، تهران، 1386ش؛مینوی، مجتبی، نقد حال، تهران، 1358ش؛ نخستین کنگره نویسندگان ایران، تهران، 1326ش؛ همایون کاتوزیان، محمدعلی، صادق هدایت از افسانه تا واقعیت، ترجمه فیروزه مهاجر، تهران، 1372ش؛ هدایت، صادق(با م. فرزاد)، وغ وغ ساهاب، تهران، 2536 شاهنشاهی.