یک خورده بخندید

                    اگر جام جهاني در ايران بود

فرانتس بکن باوئر اسوره فوتبال آلمان که قصد داشت ديدار آلمان – کاستاريکا را در ورزشگاه جام جهاني مشهد از نزديک تماشا کند، با ممانعت مسئولان مربوطه، موفق به ورود به ورزشگاه نشد. گويا کارت او مهر سازمان تربيت‌بدني را نداشت.

ديدار تيم‌هاي ساحل عاج و هلند که قرار بود در تبريز برگزار شود با مخالفت شوراي شهر و مسئولان ورزشگاه به استاديوم نقش جهان اصفهان منتقل شد، البته مسئولان اين ورزشگاه هم اعلام کرده‌اند چمن نقش جهان نياز به استراحت دارد.

كميته انضباطي مسابقات، تيم مکزيک را به دليل استفاده از بازيکن خارجي 500 ميليون تومان جريمه نقدي کرد و نتيجه بازي را 3-0 به سود ايران اعلام نمود.

مسئولان فوتبال ايران اعلام کردند: فينال جام‌جهاني به صورت رفت و برگشت انجام مي‌شود! ضمنا اعلام شد اين مسئله هيچ ربطي به فينال جام حذفي ندارد.

کلينزمن سرمربي آلمان گفت: اين چه جور برنامه‌ريزي است که ما بايد براي بازي خودمان از اهواز تا شوشتر با اتوبوس برويم؟! اي کاش اين بازي در ورزشگاه انقلاب کرج برگزار ميشد.

اسکولاري مربي تيم پرتغال از مسئولان هيئت فوتبال فارس به علت در اختيار نگذاشتن زمين براي تمرين اين تيم به شدت انتقاد کرد.

مسئولان برگزاري بازي‌ها اعلام کردند: آرايش موي بعضي از بازيکنان آفريقايي مناسب نيست.

بالاخره اين که هواداران تيم فوتبال توگو که از کنار گذاشته شدن سلطان اتوفيستر به شدت ناراحت بودند، با تجمع مقابل زمين تمرين اين تيم، تمرين اين تيم را تعطيل کردند.

اولین نگاه

 
 

         آتش گرفت شعله کشید از سراسرم                 با اولین نگاه تو ای  عشق  آخرم

 

         باران گرفت بر کلماتم    فرو چکید                 در گیرودارابر و غزل روی دفترم

 

آی آدما یاد بگیرید!

 
همزیستی مسالمت آمیز!
 
 
 

نمونه ای از رفتار ایرانیان باستان

بزرگان ايران يک شاه ساساني را برکنار کردند

با اين كه ارتش ايران به فرماندهي ژنرال «زرمهر» هپتالها را شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه شاه را بركنار و قباد پسر پيروز (شاه اسبق از دودمان ساساني) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم، بدون خونريزي عملي شد.
     قباد براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي به جنگ قوم نيمه زرد «خزر» رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه نيمي از خزرها آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند. با وجود اين كه ديگر اثري از خزرها در اطراف درياي مازندران نيست، معلوم نيست كه به چه علت ما هم اين درياچه را «خزر» مي خوانيم، حال آن كه جهانيان آن را درياي «كسپيان» مي گويند، همان نامي كه مورخان يونان باستان به دليل سكونت قوم ايراني كسپيان (گيلاني ـ قزويني) بر آن نهاده اند.

 

بیاد استاد ندوشن

                    

    استاد محمد علی اسلامی ندوشن ـ که عمرشان دراز باد ـ یکی از بیاد ماندنی ترین و ماندگار ترین  چهره های حوزه ی فرهنگ و ادبیات و ایرانشناسی هستند که من نیز توفیق داشتم که درس ادبیات تطبیقی را با ایشان در دوره ی دکتری بگذرانم. برای اینکه یادی از آن پیر کرده باشم مطلبی را به قلم زیبای ایشان به دوستان دیده و نا دیده ام تقدیم کرده و پیشاپیش از دوست عزیزم که زحمت انتخاب و تلخیص این فقره را کشیده اند سپاسگزاری می کنم.                         

 

 

 

 

                          با فرهنگ و بی فرهنگ

 

دو با فرهنگ،  یکی در چین و دیگری در تگزاس، زبان یکدیگر را بهتر می فهمند، تا دو برادر که از فرهنگ بی بهره اند . اگر اداره امور جهان به کسانی که دارای فرهنگ بودند،  واگذار می شد بی شک دنیايی غیر از آنچه داریم،  می داشتیم.

ریشه بسیاری از سوء تفاهم ها،  بسیاری از اختلافات ها، بی فرهنگی است،  چون فرهنگ نباشد، غریزه ها و شهوت ها در رابطه بین بشر و بشر، حکمفرما میشوند، غریزه ها و شهوات همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی می کنند...

تخصص در رشته ای از رشته های معارف بشری کافی نیست که کسی با فرهنگ شود، فرهنگ ثمره و نتیجه دانش است،  نه خود آن: ممکن است در وجود کسی نابارور بماند.مانند (درخت نر). با دانشان بی فرهنگ در دنیا کم نبوده اند: و از آن جمله اند همه قاضیان بی اعتنا به حق، همه سیاستمداران بی اعتنا به انسانیت ؛ همه دانشوران دیو سیرت.

در همین زندگی روزمره به کسانی بر میخوریم که طبیبی برجسته، ادیبی عالیقدر، یا مهندسی نام آوراند، اما در نگاه آنان برق آدمیت نیست، در خلق و شیوه زندگی و سلوک آنان نشانه ای از فرهنگ دیده نمی شود، اینان دانش را به کار می بندند، با همان روحیه که نعل بند از فن نعل بندي خود استفاده می کند.

بر عکس، هستند کسانی که سواد خواندن و نوشتن ندارد، یا خیلی کم دارند ، روح آنان مایه ای از فرهنگ در خود نهفته یعنی به حد تشخیص نیک از بد، صواب از خطا رسیده . در وجود اینان، همان درس های زندگی با آموزش مکتبخانه، یا نصیحت پدر، تبدیل به فرهنگ شده است.

ممکن است دانش بتواند- بی کمک فرهنگ- بشر را به پیشرفتهای شگفت مادی نایل کند، ممکن است یک دانشمند بی فرهنگ نیز از جهتی سودمند واقع شوند، ولی سرانجام چه؟ چنین دانشی برای جامعه پیشرفت می آورد اما حل مشکل نمی آورد . دانش ابرها هستند و فرهنگ باران، اگر ابر به بارش نیفتد، وجود ش ثمر بخش نخواهد شد.

آیا جامعه با فرهنگ بدان معناست که همه افراد آن ازنعمت سواد برخوردار باشند؟

نه، سواد همانگونه که اشاره شد، مواد خام فرهنگ است، نه خود آن، ولو همه مردم یک کشور به سواد دست یابند، تا زمانی که راهی در وجود آنان بسوی فرهنگ گشوده نشده، تغییر حادث در وضع و روحیه آنان، جزیی و ظاهری خواهد بود، تأثیری در ماهیت زندگی آنان نخواهد داشت حتی گاهی ممکن است اثر سوء بنهد ... هرگونه سواد دوای درد نیست باید همواره از سواد ثمره و نتیجه ای انتظار داشت ... تجلی فرهنگ در وجود بان گونه است که بینش را وسیع تر می کند انسان را نسبت به انسانیت خود آگاه تر می سازد، بینش و لطافت طبع و تساهل را می پرو راند، مقامات او در برابر خود پرستی و تعصب و بد گویی می افزاید، خلاصه که شخص انسان تر میشود ...

روح کاغذ پرستی و دیپلم طلبی بزرگترین ضربه را، در سراسر جهان به فرهنگ زده است . در عوض آنکه به شخصیت شخص توجه شود، به کاغذی توجه میشود که شخص در دست دارد . مثل آستین بهلول، این کاغذ است که بر صدر می نشیند حقوق میگرد، مرجعیت دارد، نه خود انسان.

یکی دیگر از دشمنهاي بزرگ  فرهنگ، «كوره سوادی»و «تحصیل ناقص » دوره عالی است. غالبا بی فرهنگان، در میان کسانی یافت میشوند که معلومات ناقص فرا گرفته اند: همه مطالعه آنان محدود به چند جزوه دانشکده بوده و توانسته اند ورقه ای برای خود دست و پا کنند. اینان چون خود را با سواد می پندارند، پرشده اند از ادعا و تظاهر و نام خویشتن را «روشنفکر» میگذارند.

با سواد نشده اند، در حالی که صفا و سادگی بی سوادی را هم از دست داده اند، معجون ترشیده ای شده اند که نه سرکه, سرکه است نه شراب, شراب ...

جامعه ای که ادعای گرایش به ترقی دارد، باید با دلسوزی و مراقبت تمام نگران وضع فرهنگی خود باشد. ترقی به معنای ساده آن، این است که تحول در جامعه ایجاد شود، این تحویل باید قبل از هر چیز، ناظر به روح و فکر جامعه باشد و گرنه، اگر کسی با همان روحیه که در گذشته دنبال قاطر می دوید، اکنون پشت «بنز» بنشیند، و با همان روحیه که پشت «بنز» می نشیند، فردا بخواهد هواپیمای «جت» براند، این در جا زدن است، نه تحول، حتی سیر قهقرائی است.

مسئله فرهنگ هم فردی است، هم ملی هم جهانی . بعد از عقب ماندگی و فقر، بزرگترین مسئله دنیای امروز ،همین مسئله است.صلح و سعادت آینده جهان به همان اندازه که به اقتصاد وابسته است، به فرهنگ نیز متکی است.

وقتی همه عوامل موجود، زور، تهدید، پول و سیاست، از حل مسائل جهان عاجز ماند، فرهنگ باید پای به میان نهد، اگر گره ها گشودني بود، سرانجام بدست آن گشوده خواهد شد، اگر گشود نی نبود، دلیل بر آن است که فرهنگ شکست خورده، رمق خود را از دست داده و دخالت مردان با فرهنگ در اداره امور جهان تا به حد هراس انگیزی کاهش یافته است .

                 

                                                                      محمد علی اسلامی ندوشن

                                                                        (تلخیص از کتاب «به دنبال سایه هماي»)

رفتن/ دویدن/ پرواز

 

                                                   رفتن/ دویدن/ پرواز

 

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پرواز را.

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

 

دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر.

وپرواز رایاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی. من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

پلنگان، دویدن را یادم ندادند؛ زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند.

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست.

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

***

وقتی رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی ، پرواز را. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا باید روزی ازخودت تا خدا پربزنی...  .

 

یک خبر وبلاگی

زبان فارسي به جمع ‪ ۱۰‬زبان مرسوم در وب لاگ ها پيوست

زبان فارسي براي نخستين بار به جمع ‪ ۱۰‬زبان پركاربرد در ميان وب لاگ هاي اينترنت پيوسته است. تحقيقات جديد نشان مي‌دهد زبان فارسي براي نخستين بار به جمع ‪ ۱۰‬زبان پركاربرد در ميان وب لاگهاي اينترنت پيوسته است.
جديدترين آمار شركت تحقيقات آمار وب لاگهاي اينترنتي "تكنوراتي"(‪ (Technorati‬علاوه بر مطلب فوق نشان مي‌دهد روند رو به رشد تعداد وب لاگهاي اينترنتي همچنان ادامه داشته و هم‌اكنون روزانه حدود ‪ ۱۰۰‬هزار وب لاگ جديد در اينترنت ايجاد مي‌شود.
بر همين اساس كاربران وب لاگها در مجموع روزانه ‪ ۱/۳‬ميليون به‌روزنگاري انجام داده و مطالب وب لاگهاي خود را تغيير مي‌دهند.
بررسي‌هاي انجام شده حاكي از آن است كه وقايع مهم در جهان تاثير زيادي بر ميزان به‌روزنگارهاي وب لاگهاي اينترنت داشته و به طور مثال جنگ اسرائيل و لبنان در تابستان گذشته سبب رشد فزاينده به‌روزنگاري وب‌لاگها توسط كاربران شده است.
به گفته "ديويد سيفري" موسس شركت "تكنوراتي"، آمارهاي جمع‌آوري شده نشان مي‌دهند در حال حاضر وب لاگها نقش مهمي در بحث پيرامون وقايع و مسايل مهم جهان بر عهده دارند.
اطلاعات جمع‌آوري شده توسط اين شركت نشان مي‌دهد هم‌اكنون ‪ ۵۷‬ميليون وب لاگ در اينترنت وجود دارد كه ‪ ۵۵‬درصد از آنها دست كم يك بار در هر سه ماه توسط كاربران ايجادكننده آنها به روز مي‌شوند.
شركت "تكنوراتي" تمامي وب لاگهاي اينترنت را بر اين اساس كه چه تعداد لينك به سوي آنها در ساير وب سايتها و وب لاگها وجود دارد، رتبه‌بندي مي‌كند. هم‌اكنون حدود ‪ ۴‬هزار وب لاگ در اينترنت وجود دارد كه بيش از ‪۵۰۰‬ لينك به سوي آنها نشانه رفته‌است.
برخي از اين وب لاگها داراي سابقه فعاليت چندين ساله بوده و مطالبشان دست كم دو بار در روز توسط نگارندگانشان به روزنگاري مي‌شود.
هم‌اكنون زبان انگليسي بيشترين زبان مورد استفاده در وب لاگهاي اينترنت بوده و پس از آن زبان ژاپني در رتبه دوم قرار دارد. به رغم محدوديتهاي اعمال شده براي وب لاگ نويسي در كشور چين، زبان چيني اكنون سومين زبان پركاربر در ميان وب لاگهاي اينترنت است.

ببین حالشو ببر ما را دعا کن!

تقدیم به آنها که زیبایی ها را دوست دارند!

 
 

                                       


 
 I go.
 
picturesque to the east.  Notice that a small portion ofeling the trunk..
As the rain movd on and the  rainbow dissipated the view was still picturesque to the east.  Notice that a small portion ofeling the trunk.. horizon.
horizon.

شعری از دوست

 
بعد از شعری که چند روز پیش در وب گذاشتم دوستی این شعر را برام فرستاد.گفتم شاید شنیدنش خالی از لطف نباشه:
 
 
دریای چشم تو دیگر سراب شد
منظومه ی تنم میان دو دستت خراب شد
جادوی چشم تو عمریست با من است
دیرسیت چو چشم تو بختم سیاه شد
کردم غلط از آن نگاه نخستین ولی
بیرون نمیروی زدل چه کنم اشتباه شد
یکبار دیگرم از فر ط اشتیاق
دل را به دست تو دادم گناه شد
عقل من و جنون تو دیگر نیاز نیست
هر چند بعد چشم تو عقلم تباه شد
 

حرفهای دلتنگی

 
 
 

آنسوي افق جايي كه در جواني درآن زندگي مي‌كرديم.در دنيايي پر صميميت و رفاقت و صلح

در زماني كه افكار ما بي هيچ حد و مرزي به هر سمت مي‌رفت و در ذهن ما باقي مي‌ماند.گاهي زنگ جدايي به

صدا در مي‌آمد اما دلها پيش هم بود.جاده‌اي دراز و گذرگاهي سنگي.و ما در حسرت انيم كه اي كاش آنروزها تمام

نمي‌شد.آدمهاي ژنده‌پوش ما را دنبال مي‌كردند.و ما مي‌تاختيم تا رسيدن به روياهايمان و براي رسيدن به عشق

خود از هرچيزي مي‌گذشتيم.و با تمام وجود به جلو حركت مي‌كرديم.هرچند كه خيلي چيزها بود كه مارا به زندگي‌اي

ميخكوب سازد كه فرسايشي كند آنرا تباه مي‌ساخت.اما ما اميدوار به افق نگاه مي‌كرديم.به چمنهايي كه سبزتراز

هميشه بودند ونوري كه رشنتراز هميشه اميد را در دل ما روشنتر مي‌كرد.شب نشيني هاي دوستانه و آن لحظات

خنده و شگفتي آسا.

هرگاه به عقب نگاه مي‌كرديم پلي را مي‌ديديم كه مارا به اين سو كشانده بود.

و هرگاه به جلو مي‌نگريستيم همه جا سبز بود.ما به جلو مي رفتيم و و موجي دروني مارا به سوي خود مي‌كشيد.

در مكاني بلند و در جايي كه پرچماه در احتزاز بودند.ما به ارتفاع گيج كننده دنياي روياهايمان مي‌رفتيم.

به جايي كه براي هميشه بود و سرشار از شوق وآرزو بود.و ما هرگز عطشمان فرو نمي‌نشست.چشمهاي ما

همچنان افق را مي‌ديد.اگرچه اين راه تكراري بود اما ما هرگز ازان سير نمي‌شديم چون انجا چمن ها سبزتراز هر

جايي بود.نورها روشنتر و طعمها شيرينتراز هميشه بودند.آن شبهاي دور هم نشيني با دوستان گردو غبار سحر و

ما وقتي ميخوابيديم كه سپيده ميزد.در جايي كه براي هميشه سبز بود و ابها جاري تا ابد.

نگاهی که از من دریغ شده!

 

 

        نشسته بودی و مارا نگاه می کردی                  بدون آنکه بدانی گنـــاه می کــردی

        بدون آنکه بفهمی در آن حوالـی دور                   بساط مرگ مرا روبــراه می کـردی

        قبول می کنم این را گناه از من بود               قبول کن که تو هم اشتباه می کردی

      چه می شد ای شراره نور ای تمامی من             دوباره مثل گذشته نگاه می کـــردی

معروفترین  ضرب المثل های جهان

معروفترین ضرب المثل

 

های جهان

 

انسان صد سال هم زنگی نمی کند ولی غصه هزار سال را می خورد. ((چینی))


اگر نمی خواهی سرت کلاه برود قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. ((چینی))


اشتباه یک لحظه، یک عمر اندوه به بار می آورد. ((چینی))


ارزش دختر یک دهم ارزش پسر است! ((چینی))


اگر نخ دراز باشد ، باد بادک خیلی دور پرواز می کند. ((چینی))


اگر پول داشته باشی اژدها هستی واگر پول نداشته باشی کرم. ((چینی))


اگر پیر هستید اندرز بدهید . اگر جوان هستید ، اندرز پذیر باشید ((چینی))


اگر فقیر با ثروتمند معاشرت کند ، دیگر شلوار نخواهد داشت که به پا کند. ((چینی))

 

آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار ((چینی))


اول لاغرها سرمای زمستان را حس مکنند ((چینی))


اگر دوستت عسل است او را نخور. (( عربی))


آنکه اسیر عادت هست لایق زنگی نیست (( عربی))


اگر پدر پیاز باشد و مادر سیر ،چگونه می توان انتظار بوی خوش را داشت (( عربی))


اگر گریه نبود سرزمین وداع آتش می گرفت. (( عربی))


الاغ هفت طریقه شنا بلد ست ولی موقعی که آب را می بیند هر هفت طریقه را از یاد می برد.

(( ارمنی))

 

 اگر نمی توانی پولدار شوی ، همسایه مرد پولدار شو. (( ارمنی))


آبی که پر سر و صداست، ماهی ندارد ((چاوتنک))


اشک ها زبان دارند و معنایش فقط بر کسی که گریسته است روشن است ((عبری))


ارزش پدر پس از مرگش معلوم می شود و ارزش نمک پس از تمام شدن. ((عبری))


اگر در رود خانه به سر می بری باید با تمساح دوست شوی . ((عبری))


آیا بیماریهای شرین و دواهای خوشمزه وجود دارد؟؟ ((عبری))


از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش. ((هندی))

اگر می خواهی بدانی شیر چه قیافه ای دارد به گربه نگاه کن. ((هندی))


از قاطر پرسیدند پدرت کیست ؟ گفت : داییم اسب است. ((فارسی))


آدم پول را پیدا مکند نه پول آدم را. ((فارسی))

 


زنان شلاق شیطانند. ((افغانی<پشتو>))


زن مانند سایه است :اگر به دنبالش روی فرار می کند واگر از او


فرار کنی به دنبال می افتد ((اسپانیولی))


زمان سو هانی است که از آن صدایی بر نمی خیزد(( ایتالیایی ))



زمان ، درخت بلوط را به تا بوت تبدیل می کند. ((لتوانی))

 

امروز همان فردایی است که دیروز اینقدر منتظرش بودی.((فارسی))


اگر به فرمان زنت عمل می کنی نام مردی را از روی خود بردار. ((آذربایجانی))


اگر دروغگو نبود،راستگو شناخته نمی شد. ((آذربایجانی))


آقا میاره نوله، خانم می ریزد تو گاله. ((آذربایجانی))


آخر شوخی به دعوا می کشد. ((آذربایجانی))


اگر دیدی یارت یار نیست ترکش عار نیست. ((آذربایجانی))


 

امید نصف خوشبختی است. ((ترکی))

 

ارباب خانه مهمان نوکر است . ((ترکی))


اگر زن حسود است بدان که ترا دوست دارد. ((ترکی))


آتش هر جا که افتد خودش جا را باز می کند. ((ترکی))


از دشمن حذر کن ولو مورچه باشد. ((ترکی))


اگر کور، کور را هدایت کندهر دو در گودال می افتند. ((کتب مقدس))


اگر از کسی متنفری ، بگذار زنده بماند. (( ژاپنی))

انسان از پیروزی چیزی را یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها را فرا می گیرد. (( ژاپنی))

از زنان زیبا همچنان بپرهیزید که از فلفل سرخ هندی. (( ژاپنی))
 

 

اگر دشمنت زیر پایت افتاده او را له کن. (( کردی))


از آب آرام و بی حرکت بترسید که خیلی خطر ناکتر از آبی است که جریان دارد . (( کردی))

زن زشت آینه را دوست ندارد! ((چینی))

 

زن نداری، غم نداری. (( عربی))


زن قبل از عروسی می گرید و مرد بعد از عروسی. (( لهستانی))

 

زن شکل فرشته و دل مار و عقل الاق را دارد. (( آلمانی))



آنچه ترک برداشته است باید بشکند. ((مالایا))

اگر باید بمیری ،خیلی بهتر است تمساح ترا بخورد تا اینکه ماهیان کوچک قطعه قطعه ات کنند.

 ((مالایا))


اگر باد نباشد درختان نمی لرزند. ((مالایا))


ابر سیاه فقط تهدید می کند. این ابر سفید است که باران می دهد ((شرقی(متفرقه)))

 

از کسی که گدا بوده گدایی مکن و پیش کسی هم که نوکر بوده خدمت مکن. ((اسپانیولی))


انسان باید به احمق و گاو نر راه بدهد. ((اسپانیولی))


اگر ابلهان به بازار نمی رفتند کالای بنجل به فروش نمی رفت . ((اسپانیولی))


اگر می خواهی زیاد عمر کنی ، در جوانی پیر بشو. ((اسپانیولی))

ایتالیا جای مناسبی است برای به دنیا آمدن، فرانسه برای زندگانی کردن و اسپانیا برای مردن.(اسپانیولی)

 

 اگر می خواهی شناخته شوی ، حرف بزن. ((اسپانیولی))


اگر به زنی بگویی زیباست دیوانه می شود. ((اسپانیولی))


از کسی که با چاقوی خود دست خود را می برد نترس. ((اسپانیولی))

اگر به نوکر غذای خوب بدهی گاوه شیر بیشتری خواهد داد و گربه کمتر خواهد آشامید.

 ((سوئدي))

اگر تله دنبال موش برود زن نجیب هم دنبال مرد می رود.((سوئدي))


انبارهای خالی احتیاج به سقف ندارند. ((انگلیسی))


اگر نمی توانی گاز بگیری دندانت را نشان مده. ((انگلیسی))

ابر پر سر وصدا بارش ندارد. ((انگلیسی))

اگر ابر نبود قدر آفتاب معلوم نبود. ((انگلیسی))


اشک و عرق و خون هرگز بی نتیجه نمی ماند. ((انگلیسی))

اگر می خواهی آسایش داشته باشید، اول باید بدانی همسایه ات کیست و بعد خانه را بخری.

 ((انگلیسی))

ازدواج غذایی است که ته دم مرگ باید جویده شود ((آلمانی))

احمق بودن به هنگام خود نیز هنر است .((سوئيسي))


اسب پیر از شلاق نمی ترسد. .((سوئيسي))

ازدواج مانند نردبان است: هرچه بیشتر خمش کنید بهتر می توانید بالا بروید. ((اروپا))

از همه حسودتر چشم است. ((ایتالیایی))


اگر میخواهی ماهی فراوانی بگیری به دریا برو. ((ایتالیایی))

از دوستت به نیکی یاد کن ولی از دشمنت نه تعریف کن و نه بد گویی. ((ایتالیایی))

آخرین چیزی که از دست می رود، امید است . ((ایتالیایی))


امید، نان بیچارگان است. ((ایتالیایی))

ایتالیایی ها قبل از عمل عاقل اند؛ آلمانها در حین انجام آن ، و فرانسویها پس از انجامش.

 ((ایتالیایی))

آیا از همسایه ات بیزار هستی ؟ پول قرضش بده! ((ایتالیایی))


آدم شتابزده دشمن خود است. ((ایتالیایی))


اشتباه چشم را کیف پول می پر دازد. ((ایتالیایی))

 

از چشم زن دو نوع اشک سرازیر می شود : یکی برای ابراز غم و اندوه و دیگری بخاطر فریب

 دادن! ((ایتالیایی))

 

اگر الاغ لگدت بزند ، تولگدش مزن. ((ایتالیایی))
 

 

افعی اژدها نمی شود مگر اینکه افعی های دیگر را ببلعد. ((لاتینی))


او کلبه کوچکی دارد ولی مال خودش است. ((لتوانی))


اگر بدهکار مرده ، بدهی اش نمرده است. ((مونتونگرویی))

احمق همیشه سرگرم آغاز کردن یک کار است . ((مونتونگرویی))

 

 

اشتباهات پزشک را خاک می پوشاند. ((لهستانی))


آتش فقط از نزدیک می سوزاند ؛ یک زن زیبا ، هم از نزدیک و هم از دور می سوزاند.

 ((لهستانی))


آنچه انسان را گرم نگه می دارد ، نان است نه پتو. ((روسی))



اجل تقویم ندارد . ((روسی))

 

اسبهای ((امید)) با یورتمه می دوند ولی اسبهای تجربه آهسته گام بر می دارند. ((روسی))

ازدواج مسابقه نیست. شما همیشه می توانید به موقع به آن برسید . ((روسی))

 

اگر تند راه می روی بد بختی را خواهی گرفت ؛ و اگر آهسته راه بروی بد بختی تو را خواهد

 گرفت. ((روسی))

این سه چیز را نباید به دیگران قرض داد:زن،سگ،اسلحه. ((روسی))

 

اگر مدت یک سال با آدم لنگ معاشرت کنی در پایان سال با او خواهی لنگید . ((اسکاتلندی))


اگر امید نبود دل می شکست! ((اسکاتلندی))

از کیف پولت بپرس چه باید بخری. ((اسکاتلندی))

اگر می خواهی جسمت سالم باشد زبانت را زندانی کن. ((اسکاتلندی))


اگر درخت پیر را جا به جا کنی خشک می شود. ((اسکاتلندی))

آدم تنبل عصای شیطان است. ((ولز))

آسانترین کارها شکست خوردن است. ((ولز))


آدم تمیز خیلی آسانتر کثیف می شود.((بلغارستانی))

اگر قلب حرف نزند ،دل حرف می زند. .((بلغارستانی))

آب ممکن است به خواب رود ولی دشمن بخواب نمی رود. ((بلغارستانی))


اول کار کن وبعد استراحت.((جزایر انگلیس))

اگر دو خر گوش را تعقیب کنی ،هیچ یک را شکار نخواهی کرد. ((جزایر انگلیس))

اخبار بد زود منتشر می شود. .((جزایر انگلیس))
 

 

ادب حتی گربه را خشنود می کند. ((چکواسلوکی))

اگر می خواهی گرم باشی باید دود را تحمل کنی.((چکواسلوکی))

آنچه مردان را طاس می کند گذر زمان است نه شانه. ((چکواسلوکی))

امید رؤیای بیداران است.((دانمارکی))

ما انقدر پولدار نيستيم كه كالاي ارزان بخريم.((ايرلند

آب به طرف ساحل می رود و پول به طرف مرد ثروتمند. ((دانمارکی))

انسان باید با دیگرن کم و با خودش زیاد حرف بزند. ((دانمارکی))

انسان فرزند مرگ است. ((هلندی))

انسان پیرتر می شود و بیماری جوانتر. ((هلندی))

آنچه خم نمی شود می شکند.((استونی))

اول تخم را بگذار و بعد قدقد کن. ((استونی))

آنکه رنج می برد زیاد عمر می کند. ((استونی))

آدم عا قل فقط یکبار فریب می خورد.((فنلاندی))

انسان هرگز نمی افتد مگر به طرفی که به سویش تکیه می کند.((فرانسوی))

امید است که آینده را می سازد. ((فرانسوی))

اشک ، زبان خاموش اندوه است. ((فرانسوی))


اگر می خواهی یک جفت کفش محکم وخوب بسازی برای پاشنه اش از زبان زن استفاده کن هر

 گز فرسوده نخواهد شد. ((فرانسوی))

انتخاب یک زن و یک هندوانه دشوار است. ((فرانسوی))

 

اگر توانستی جلوی زبانت را بگیری توانایی زندگانی با زن را خواهی داشت. ((فرانسوی))



اقبال و شیشه زود میشکنند. ((آلمانی))

 

افتادن درگل و لای ننگ نیست؛ننگ در این است که در همانجا بمانی. ((آلمانی))



استراحت دائم پا را خسته می کند. ((آلمانی))

 

اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان. ((آلمانی))



آنچه که شیطان نمی تواند زن، می تواند. ((آلمانی))

 

آتش را نمی توان با آتش خا موش کرد.((یونانی))

 

اگر پوست شیر در دسترست نیست پوست روباه را بر تن کن. ((یونانی))

 

هرگز نگذار که دشمن بفهمد که پاهایت می لرزد (اسکاتلندی)


اگر می خواهی مرد را بسنجی او را با زن آزمایش کن و اگر می خواهی زن را بسنجی او را با طلا

 و طلا را با آتش ( چینی)

 

انسان نه نا گهان ثروتمند می شوند و نه ناگهان خوب. ((یونانی))


اگر از گرگ در زمستان نگاهداری کنی در تابستان می خوردت. ((یونانی))

اگر بینی بین دو چشم نبود ، چشمها همدیگر را می خوردند. ((گرجستانی))

اگر باد نمی بود عنکبوتان آسمان را به تار خود مستور می کردند. ((طبرستانی))


اگر روزت کوتاه است ، سال کوتاه نیست. ((اسلواکی))

اسب تندرو زود خسته می شود. ((اسلواکی))

 

آنچه که تعمیر نا پذیر است ، از یاد ببر و کمتر نا راحت شو. ((اسلواکی))

اگر از پشه فرار کنی ، نیشش تیز تر خواهد بود . ((اسلواکی))

 

اشتباه می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ، ولی ((حقیقت)) در یک دروازه گیر می کند.

 ((اتازونی ))


آتش دیگ پر را نمی ترکاند. (( کیچی (سرخپوستان شمالی) ))

ابرو سلخورده تر از ریش است.((نگرویی

امروز برادر بزرگ فرداست. ((نگرویی))


آب هرگز راهش را گم نمی کند. ((بانتو))

اگر عاشق می شوی عاشق ماه شو و اگر می خواهی دزدی کنی؛شتر بدزد.((مصری))

 

انگليسي:



زن شري است مورد نياز.

زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند.

هلندي:

وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد.

استوني:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوي:

آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و هندوانه مشکل است.

بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود.

آلماني:

کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد.

وقتي زني مي‌ميرد يک فتنه از دنيا کم مي‌شود.

کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.

يوناني:

شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.

گرجي‌ها:

اسلحه زن اشک اوست.

ايتاليايي:

اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويي را ستايش کن اما زن نگير.

زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن

چشم بیش از گوش اعتماد کن. ((چینی))


با زنت مشورت بکن ولی درست بر عکس آنچه می گوید عمل بکن. ((چینی))

با روباه ، روباه صفت باش. ((عربی

بزرگی به علم است نه حسب و نسب. ((عربی))


با یهودی شام بخور ولی در خانه نصرانی بخواب! ((عربی))

بی گناه را کتک بزن تا گناهکار اعتراف کند! ((عربی))

  

 بهشت زیرپای مادران است. ((عربی))


به فکر اینکه پاد زهر داری ، زهر مخور. ((عربی))

برد باری دوای دنیاست. ((عربی

با اینکه خیلی زیاد می دانی با کلاهت مشورت کن. ((ارمنی))


بادوستت شام بخور ولی با او معامله مکن. ((ارمنی))

بدبختی و خوشبختی دو خواهرند. ((ارمنی))

بهتر است زن کور باشد تا خیلی زیبا. ((برمائی))


ببر بچه های خود رانمی خورد. ((برنئو))

باران همسر زمین است . ((عبری))

بدون زن ، خانه اقامتگاه شیطان بیش نیست. ((عبری))


بچه پزشک ، از دوا می میرد نه از بیماری.((عبری))

برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش. ((هندی))

باد آورده را باد همی برد ((فارسی))
 


برادران جنگ کنند دشمنان باور کنند. ((فارسی))

بالای سیاهی رنگی نیست. ((فارسی))

به کارهای زشت عادت مکن زیرا ترک آن دشوار است. ((فارسی))


برای عاشق بغداد دور نیست . ((آذربایجانی))


بر سوگند کسی که زیاد سوگند می خورد اعتماد مکن. ((آذربایجانی))

بازار نه پدر را می شناسد نه مادر را.((ترکی))


بخاطر یک گل سرخ ، باغبان نوکر هزار خار می شود.((ترکی))


برای مورچه چند قطره باران است . ((ژاپنی))

برای آدم خواب آلود ، بالش لازم نیست. (( افغانی (پشتو) ))


به زنی که ریش دارد از دور سلام کن.((اسپانیولی))

برای اینکه زندگی زنا شویی آرام باشد شوهر باید کر وزن باید کور باشد . ((اسپانیولی))

بگذار اول کسانی بروند که راه را بلدند. ((آلبانی))


با سگان بخور و با گرگان زوزه بکش . ((آلبانی))

برای بازرگان یک چشم کافی است ولی برای مشتری حتی صد چشم کم است. ((باسک))

به خاطر سایه الاغ که دعوا نمی کنند.(( انگلیسی))


برای خودت دعا کن ؛من سالمم. ((آلمانی))

بوسه مرد بی سیبیل مثل نان بی پنیر است. ((آلمانی))

یکبار بازی کردن بهتر از هیچ کار نکردن است. ((سوئیسی))


بهترین دوست انسان در آئینه است. ((اروپا))

برای بهانه گیر بهانه همیشه موجود است. ((ایتا لیایی))


برای دشمنی که در حال فرار است پلی از طلا بساز.((ایتالیایی))


به نسیه بخر وبه نقد بفروش. ((لاتینی))

بزرگترین محبت ها ، مهر مادر است ؛ بعد از آن مهر سگ است و بعد از آن مهر معشوقه.

 ((لهستانی))




بد بختی سوار بر اسب می آید و پیاده می رود.(( لهستانی))




بهار یک دوشیزه است ؛ تابستان یک مادر؛ خزان یک زن بیوه ، و زمستان یک پدر زن.

 (( لهستانی))

به آب در صحرا و همچین به زن در خانه نبایستی اطمینان داشت.(( روسی ))


با گرگ دوستی کنید ولی همواره تبری در دست نگاهدارید. (( روسی))

برای تولد فقط یک طریق هست و برای مردن هزار طریق. ((طبرستانی))

بینی سگ همیشه سرد است. ((لیبو))

به کرم ابریشم برگ نشان ندهید. ((کنگوی بلژیک))

حرف هایی برای گفتن!

شاگرد به استادش می گوید :به همین ترتیب ، آرزوها وخواسته های منفی قادرنخواهند بود تا به شما هیچ صد مه ای برسانند، اگرشما تسلیم وسوسه های ایشان نشوید .

 

من اکثر اوقاتم را به چیزهایی فکر می کنم که نباید بکنم ، چیزهایی را آرزو می کنم که نباید بکنم ، تدابیرواندیشه هایی را طرح ریزی می کنم که نباید بکنم .

استاد نیز شاگرد را به یک قدم زدن کوتاه درمیان جنگلی درنزدیکی خانه اش دعوت می کند . درراه، به گیاهی اشاره کرده واز شاگردش نام آن را سوال می کند .

شاگرد گفت :

بلا دونا   . می تواند کسی که از برگهایش می خورد را بکشد.

 واستاد گفت :

اما نمی تواند کسی که فقط آن را مشاهده می کند را ازبین ببرد .

از نوشته های « پائولو کوئلیو »

 

**************************************

 

حکایتی از ابوسعیدابوالخیر

قصابی گوسپندی مرده را نذر خانقاه کرده بود، درویشان چند روز بود چیزی نخورده بودند، گرسنگی غالب بود.

چون بر سر سفره نشستند، ابوسعید گفت: دست از این طعام بدارید، که مردار است!...

قصاب به پای شیخ افتاد و پوزش ها خواست مریدان شیخ را گفتند:

از کجا دانستی که مردار است؟

ابوسعید گفت: از آنجا که سگ نفس عظیم رغبت می کرد...

 

**************************************

 

 حرف هایی هست برای « گفتن» ،

که اگرگوشی نبود ، نمی گوییم .

وحرف هایی هست برای « نگفتن» .

حرف هایی که هرگزسربه «ابتذال گفتن»  فرود نمی آرند.

حرف هایی شگفت ، زیبا واهورایی همین هایند .

وسرمایه ی ماورایی هرکسی

به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد .

حرف های بی تاب وطاقت فرسا،

که همچون زبانه های بی قرار آتشند .

وکلماتش هریک انفجاری را به بند کشیده اند .

کلماتی که پاره های « بودن» آدمی اند...

« دکترعلی شریعتی »

برگشتم!

سلام دوستان:

پس از چند روز غیبت به علت مسافرت این دو بیتی ها را تقدیم کرده و انشاالله تا چند روز دیگر سفرنامه ام را هم ارایه خواهم کرد:

    دوباره من غرورم را شکستم                               نخوردم چیزی اما مست مستم

    خداوندا دعا کن نه بگویـــــــد                                به قرآن می روم بت می پرستم

                                      *******************

    دیدی غزلی سرود عاشق شده بود                    انگار خودش نبود عاشق شده بـود

    در شهر نگار پای دارش بـــــــــــردی                   آدم که نکشته بود عاشق شده بود

 

گلهای رهاورد سفر

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

التماس دعا

سلام دوستان

از آنجا که عازم سفری ده روزه بودم خواستم با این عکسها التماس دعایی کرده باشم:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

رنگین کمان پاداش صبوران است!

کازابلانکا

 
سلام دوستان،مدتها بود دنبال شعر ترانه معروف فیلم بیاد ماندنی
 کازابلانکا می گشتم که دوستی اونو برام
 فرستاد اونقدر ذوق کردم که خواستم شما هم
 بخونیدش و منو دعا کنید:
 
Casablanca – Bertie Higgins
 
 
I fell in love with you watching Casablanca 
Back row of the drive-in show in the flickering light 
Popcorn and cokes beneath the stars 
Became champagne and caviar 
Making love on a long hot summer's night 
 
I thought you fell in love with me watching Casablanca 
Holding hands 'neath the paddle fans 
In Rick's candle lit cafe 
Hiding in the shadows from the spies 
Moroccan moonlight in your eyes 
Making magic at the movies in my old Chevrolet 
 
Oh a kiss is still a kiss in Casablanca 
But a kiss is not a kiss without your sigh 
Please come back to me in Casablanca 
I love you more and more each day as time goes by 
 
I guess there're many broken hearts in Casablanca 
You know I've never really been there so I don't know 
I guess our love story will never be seen 
On the big wide silver screen 
But it hurt just as bad when I had to watch you go
 

 

بخت سیاه!

 

 

دلتنگم از نبودن چشمت نگاه کن                         عاصی شدم بیا و مرا سر بــــراه کن

بخت سپید دلخوشی کودکانه ایست                    بخت مرا به جادوی چشمت سیاه کن

بی اشتباه راه به سویی نمی بریم                      یکبـار هم بخــــاطر من اشتبــــاه کن

بگذار صادقانه بگویم عزیز مـــــــن                        من طاقت بهشت ندارم گنـــــــاه کن

دلواپس جنون من و عقل خود مباش                     تا زنده ایم زندگی دلبــــــــــخواه کن